کد خبر ۲۰۵۶۱۱
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۷ - ۲۳ اسفند ۱۳۹۰ - 13 March 2012
آماری که ثبت احوال از طلاق و ازدواج می دهد بسیار نگران کننده است.مطابق آخرین آمارهای ثبت احوال در دیماه سال جاری 12 هزار و 855 واقعه طلاق به ثبت رسیده که نسبت به آذرماه یکهزار و 326 مورد افزایش داشته است. در این مدت در مجموع نسبت ازدواج به طلاق 6.7 است که در مقابل هر 6.5 ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده است .
خبرآنلاین: آماری که ثبت احوال از طلاق و ازدواج می دهد بسیار نگران کننده است.مطابق آخرین آمارهای ثبت احوال در دیماه سال جاری 12 هزار و 855 واقعه طلاق به ثبت رسیده که نسبت به آذرماه یکهزار و 326 مورد افزایش داشته است. در این مدت در مجموع نسبت ازدواج به طلاق 6.7 است که در مقابل هر 6.5 ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده است .

درباره آسیب شناسی رشد طلاق میزگردی را با حضور ناصر قاسم زاده دبیر انجمن حمایت از سلامت و بهداشت روان جامعه و اصغر مهاجری جامعه شناس و استاد دانشگاه و البته موسوی چلک رییس انجمن مدد کاران اجتماعی هم روز بعد با حضور در کافه خبر در مباحث این میز گرد شرکت کرد .مشروح این میزگرد را می خوانید:

چند سالی است که نرتب این هشدار را می شنویم ،آماری که از ثبت احوال ارائه می شود نشان می دهد که ازدواج به شدت کاهش و طلاق در مقابل افزایش یافته است.اصلا چرا چنین شده است؟

قاسم زاده: وقتی جوانان در جامعه حاشیه امن اقتصادی نداشته باشند، شاهد معضلاتی مانند پایین آمدن آمار ازدواج و بالا رفتن آمار طلاق خواهیم بود.جوانان باید مطمئن باشند که می توانند هزینه های ابتدایی زندگی را تأمین کنند که با وجود مشکلات اقتصادی، چنین شرایطی ممکن نیست.عدم تفاهم، مشکلات اقتصادی و اعتیاد سه عامل اصلی است که باعث طلاق در کلان شهرها است.متاسفانه وجود خانواده های نا به سامان، والدین معتاد، نا امنی های اقتصادی و اجتماعی شرایط را ایجاد می کند که فرد به اعتیاد رو بیاورد. به طور قطع ارتباطات بین فردی و حتی زندگی زناشویی این افراد تحت تاثیر اعتیاد است. فرد بیمار در ابتدای ازدواج به دلیل آنکه توانایی جسمی بالاتری دارد، اعتیادش را پنهان می کند. اما پس از گذشت یکی 2 سال از زندگی مشترک، رفتار های نامتعادل، وضعیت ظاهر و عدم حضور فرد، زن را متوجه اعتیاد مرد می کند.

مهاجری: به نظر من بیشترین علت طلاق‌ها در کشور به ناتوانی در برقراری ارتباط درست جنسی برمی‌گردد و در صورتی که طلاق انجام نشود و با تکیه بر باورهای سنتی زندگی ادامه پیدا کند، تبعات منفی روانی و جسمی آن بسیار زیاد است.

حق زنان در این نابرابری‌های جنسی بیشتر از مردان تضییع می‌شود. نبود آموزش درخصوص مسائل جنسی بزرگ‌ترین آسیب در ازدواج‌ها است و برنامه‌ریزان و سیاستگذاران جامعه باید نگاهی مقدس و باز به مقوله روابط زناشویی داشته و با آموزش و ترویج فرهنگ درست این روابط که در آموزه‌های دینی ما نیز به آن اشاره شده است، نگاه تابو و پنهانکارانه به این موضوع را پاک کنند.

امکان آموزش همگانی و مبتنی بر رسانه در این آموزش‌ها وجود ندارد؛ بلکه باید بر آموزش چهره به چهره، کارگاهی و کاربردی در قالب آموزش‌هایی در محلات، بین خانواده‌ها و حتی ادارت و محل کار تکیه کرد.

موسوی چلک:همانطور که می دانید هر پدیده اجتماعی معلولی از مجموعه عوامل است و موضوعی مانند طلاق تک علتی نیست و علل طلاق در کشورهای مختلف متفاوت است و همچنین در یک کشور علت طلاق در مناطق و اقشار مختلف،علت های متفاوتی دارد.

برخی از علل و عوامل طلاق آشکار هستند و زوجین به هنگام طلاق این علل را در دادخواست خود بیان می کنند مانند مصرف مواد مخدر، خشونت، دخالت والدین و گاهی فقر اما برخی از علل طلاق در دادخواست بیان نمی شود مانند نارضایتی از روابط زناشویی که به دلیل مسائل فرهنگی حاکم بر جامعه در غالب عدم تفاهم در دادخواست ذکر می شود و یکی از عوامل موثر در طلاق است و کمتر در دادخواست های طلاق به آن توجه می شود همچنین می توان به سوء ظن و یا انحراف اخلاقی که معمولا بیان نمی شود، اشاره کرد. فرهنگ گفت و گو در میان خانواده های ایرانی پایین آمده است و مطابق تحقیقاتی که انجام گرفته است مشخص شده است که مدت زمان گفت و گو بیشتر از 15 دقیقه نمی شود در صورتی که بالای 70 درصد از اختلافات میان زوجین بنای سوء تفاهم دارد و این مشکل تنها با صحبت کردن زوجین با یکدیگر برطرف می شود و در بیشتر موارد نیز صحبت و گفت و گو میان زوجین در خصوص مسائل و مشکلات دیگران است که در این موارد نیز به نتیجه ای نمی رسند.

امانکته کلیدی و تاثیرگذاری که باید به آن اشاره کرد این است که تمام عواملی که منجر به طلاق می شود از درون خانه منشاء نمی گیرد بلکه عوامل بیرون از خانه نیز در طلاق موثر هستند که می توان به سلامت اجتماعی اشاره کرد و براساس آمار وزارت بهداشت حدود 34 درصد از مردم به یکی از انواع اختلالات روانی مبتلا هستند که بالاترین آمار به تهران بر می گردد در صورتی که در گذشته این آمار حدود 20 تا 24 درصد بوده است.

شادی و نشاط در خانواده های ایرانی کم رنگ شده است و زمانی که فردی شادابی نداشته باشد در برخورد با دیگران با بی حوصلگی رفتار می کند که می تواند به اشتباه از سوی طرف مقابل برداشت منفی از این رفتار شود.

بخش دیگری از عوامل موثر در طلاق مشکلات اقتصادی، ناباروری، عدم شناخت و یا معیارهای نادرست و ازدواج های اینترنتی و آشنایی در پارک واتوبوس و ...است و همانطور که اشاره شد در مناطق مختلف طلاق علل متفاوتی دارد.

  
علاوه بر آمار رسمی که از طلاق مطرح می شودبرخی جامعه شناسان نسبت به رواج پدیده طلاق عاطی هم هشدار می دهندوحتی معتقدند رواج این طلاق ها به مراتب بیشتر و خطرناکتر است.

مهاجری :‌ زنانی که دچار طلاق پنهانی هستند به دلیل بی‌پناهی، نبود امنیت مالی و همچنین به خاطر فرزندان از طلاق رسمی صرفنظر کرده و راه «بسوز و بساز» را در پیش می‌گیرند. مطابق مطالعات جامعه‌شناختی خانواده، طلاق دارای 13 مرحله بوده و «طلاق حقوقی» مرحله هفتم آن است که با ثبت در دفترخانه‌ها انجام می‌شود، اما پیش از آن و در مرحله ششم، «طلاق اجتماعی» قرار دارد که از آن به عنوان «طلاق پنهانی» یاد می‌شود. متاسفانه 80 درصد از زندگی‌های مشترک در کشور ما در مرحله طلاق اجتماعی قرار دارند.

طلاق اجتماعی، طلاق واقعی است و در آن ارتباطات میان رکن‌های خانواده یعنی همسران قطع شده و روابط سازنده‌ای در خانواده وجود ندارد. در برخی فرهنگ‌ها و جوامع بنا بر مسائل فرهنگی، اجتماعی، طلاق از مرحله اجتماعی به مرحله حقوقی گذر نمی‌کند؛ این در حالی است که کارکردهای منفی طلاق اجتماعی بیش از طلاق حقوقی است. در جامعه ایرانی، به دلیل این که طلاق امری مذموم است و این که اگر زنان طلاق بگیرند، مورد اتهام و برچسب‌زنی قرار می‌گیرند و با طلاق حقوقی پایگاه اقتصادی و اجتماعی خود را از دست می‌دهند، لذا با ایثاری که معمولا زنان از خود نشان می‌دهند، طلاق‌ها از مرحله اجتماعی به حقوقی گذر نمی‌کند و زنان به خاطر فرزندان و آموزه‌های فرهنگی خود نتایج و آسیب‌های ناشی از طلاق اجتماعی را تحمل می‌کنند. سهم زنان در نظام تربیتی جامعه بسیار ضعیف است و باید با ایجاد تغییر در نگرش‌ها و قوانین شرایط را برای بهبود و ارتقای وضعیت زنان در اجتماع فراهم کنیم.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری
نظرسنجی
با حذف «سربازی اجباری» و تبدیل آن به «سربازی حرفه ای داوطلبانه» موافقید؟
بله
خیر