کد خبر ۲۰۵۶۹۲
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۳ - ۲۳ اسفند ۱۳۹۰ - 13 March 2012
به استقبال بهار...
غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن، دلت را بتکان...اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین بگذار همانجا بماند... فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش...قاب کن و بزن به دیوار دلت...

دلت را محکم تر اگر بتکانی... تمام کینه هایت هم می ریزد و تمام آن نامردی های بزرگ... همه حسرت ها و آرزوهایت...باز هم محکم تر از قبل بتکان...تا این بار همه آن بی معرفتی ها هم بیفتد...

حالا آرام تر، آرام تر بتکان...تا خاطره هایت نیفتد....تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟خاطره، خاطره است...باید باشد، باید بماند...

 کافیست؟

 نه، هنوز دلت خاک دارد....یک تکان دیگر بس است...تکاندی؟ دلت را ببین... چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟

حالا این دل جای همان عشق است.. همان عشق معروف... همان که دلت را لرزاند.. آری جای "او"ست... دوباره دعوتش کن... این دل مال "او"ست... همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا...حالا تو ماندی و یک دل...

یک دل و یک قاب تجربه...یک قاب تجربه و مشتی خاطره.... مشتی خاطره و یک "او"...

منبع: وبلاگ آدمک تنهاست بخند
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نظرسنجی
تا حالا به کرونا مبتلا شده اید؟
بله
خیر
علائمش را داشته ام ولی مطمئن نیستم