فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۰۵۶۹۵
تاریخ انتشار: ۱۷:۲۲ - ۲۳-۱۲-۱۳۹۰
کد ۲۰۵۶۹۵
انتشار: ۱۷:۲۲ - ۲۳-۱۲-۱۳۹۰

گزارشی از زندگی یک آدم

باید برای کلاس گزارش نویسی ام سوژه ای پیدا میکردم، خسته بودم ومغزم با سلولهای خودش هم در گیر و دار بود. پیدایش کردم به گمانم...

سوژه خودم بود، گزارشی از یک انسان خسته که باید سوژه ای برای کلاس گزارش نویسی اش بیابد.

گزارش شرح یک روز زندگی دخترکیست که لبخندش قاب خوشرنگیست بر روی نجواهای درونی اش

صبح

1. از خواب بیدار میشود و اینبار به جای اینکه زنگ ساعتش او را بیدار کند، دخترک ساعت را بیدار میکند.

2. از خانه روانه ی کلاسی میشود که قرار است اطلاعات بیشتری از محتوای کلاس بدست بیاورد، اما دریغ و دردا!! استادی را میبیند که به نظر سواد زیادی دارد اما ناتوان است. مثل احساس انزجار او که در برابر حس همدردی اش ناتوانی میکند.

ظهر

1. کلاس را ترک کرده به این امید که با دوستانش در کافه ای بنشیند و چایی بنوشد و گپی بزند.

2. وارد کافه میشوند رو به روی دوستانی که فکر میکند حداقل کمی به او نزدیکترند مینشیند، حرف میزنند حرف میزنند و باز هم حرف میزنند... حرفها و کجا و او کجا؟؟؟

3. به کلاس بر میگردد بلکه استاد بعدی که کمی دلنشینتر و تواناتر است، حرف تازه ای برای زدن داشته باشد. البته اینطور هم میشود چند نکته ی مهم رفتاری یاد میگیرد ، شیوه ی یادگیری به سبک لقمان حکیم است.

عصر

1. با روحی که حالش خوب نیست و جسمی که به علت کم خوابی به شدت خسته است، برای مصاحبه با دبیر یکی از سرویس های خبری میرود.

2. بعد از مقدمات اولیه و معرفی شدن به 30 نفر به نقطه ی اصلی نزدیک میشود. مدتی را باید منتظر بماند از فرصت استفاده میکند و روزنامه ای را که اغلب مواقع میخواندش ورق میزند. نکته ی جالبی نمی یابد به غیر از یک تیتر

3. موضوع اصلی وارد میشود، با لبخندی هر دو از هم استقبال میکنند. سوالهای کلیشه ای با لحنی غیر کلیشه ای می پرسد و دخترک با همان لبخند مزحرف پاسخ میدهد.

شب

1.بعد از انتظاری تقریبا یکساعته برای دیدن دوستی که هرگز نمی آید در سرمایی ناجوانمرادنه منتظر میماند.

2. ...

3. سوار تاکسی میشود، آنتن موبایلش قطع میشود بدون هیچ علت خاصی، با اینکه سرما تا چندی پیش در استخوانهایش مراسم جشنی برپا کرده بود. تمام تنش داغ میشود، نگران میشود. نگران کسانی که در فاصله ی رسیدن تا خانه نگرانش میشوند.

4. به خانه می رسد. پس از شنیدن و ساختن تمامی سناریوهای پلیسی، با امور مشترکین تماس میگیرد و متوجه میشود اختلال در شبکه مخابراتیست و نه در روابط انسانی

5. به دنیای اینترنت وارد میشود. حسابهای کاربری اش را یک به یک چک میکند. مطالب مهمی نیست به غیر از یک کامنت نه چندان چشمگیر در وبلاگش از کسی که خودش را معرفی نمیکند ولی او از تلاش بیهوده اش میشناسدش.

6. به رختخواب میرود. و تمام روز را به نظاره مینشیند و چقدر با انسانهای امروزش احساس فاصله میکند. در بالشش فرو میرود و به فکر غار تنهایی میوفتد.

غاری که او باشد و تمام تنهایی هایش، رها از هر قید و بند و ملاحظات رفتاری...

جایی برای ساده زیستن... جایی برای تمام لبخندها و اشکهایش

منبع: وبلاگ کوچ
ارسال به دوستان
captcha
آموزش و پرورش: آمار دانش‌آموزان اتباع در تهران نصف شد الکل سلول‌های ایمنی مغز را به تخریب اتصالات عصبی وادار می‌کند عراق به دنبال بستن مرزهای زمینی با ایران / گذرگاه چذابه از امروز تعطیل می شود ایرانیان؛ مردمی که «نشسته» عمر می‌گذرانند گوگل کروم بروزرسانی امنیتی دریافت کرد / نمایش پیام هشدار پیش از ورود به سایت‌های مشکوک کندوی زنبور عسل یک سیستم‌ ایمنی زنده است عکس یادگاری «بچه‌های کلاس ششم»؛ 72 سال قبل کاهش ۲ میلیونی زنانِ در سن باروری/ بارداری تا ۴۹ سالگی بی‌خطر است؟ 3 خواهر شعبده باز در طلافروشی ها در مشهد دستگیر شدند زمان تعویض فیلتر بنزین خودروهای ایرانی /فیلتر بنزین را روی کیلومتر چند عوض کنیم؟ قتل به خاطر فیلم سیاه/ رفیق صمیمی تبدیل به قاتل شد/ پای همسرم در میان بود بررسی بالینی اثر عصاره سیر در درمان عفونت پاپیلومای انسانی داروی میلیونی برای بیماری ساده/ چرا بیمه‌ها در برابر گرانی‌ها فلج شده‌اند؟ مرغ دریایی جدید از راه رسید / BYD سیگال جدید چه ویژگی هایی دارد (+تصاویر) «می‌خواست به من دست‌درازی کند»/ روایت خونین نوجوان از قتل راننده
نظرسنجی
پیش بینی شما: قبل از انتخابات آمریکا، به ایران حمله می شود؟