کد خبر ۲۰۶۶۹۴
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۲ - ۰۶ فروردين ۱۳۹۱ - 25 March 2012
موقع خداحافظی از او پرسیدم چطور توانستید برای فال قهوه پیامک تبلیغاتی بدهید مگر خلاف قانون نیست؟ گفت:" الان دیگر مثل قدیم ها نیست این روزها دعا نویسی و انداختن رمل را هم پیامک می کنند.چندروز پیش برای خود من آمده بود."

خبرآنلاین: همه چیز از یک پیامک تبلیغاتی شروع شد. کل این پیامک در دو سطر کوتاه بازگوی کل مطلب بود؛ 'فال قهوه با متد هندی و با تعیین وقت قبلی 'بعد هم مثل همیشه یک شماره موبایل برای تماس.

گذراندن یک ساعت برای گرفتن فال قهوه با متد هندی کار سختی نیست؛ شاید از تقدیر و آخر عاقبت خودمان آگاه شدیم!

در تماس اول خانمی که از صدایش خوب پیدا بود که سن و سالی از اوگذشته پاسخگو بود؛ همانروز ساعت 6 بعدازظهر زمان طالع بینی ما تعیین شد. با این تذکر؛ "ساعت 6 به این آدرس مراجعه کنید اگر به هر دلیلی نتوانستید بیایید حتما یکساعت قبل اطلاع دهید. البته از اول بگویم که قیمت فال بنده 15 هزار تومان است."

ساعت 6 بعدازظهر، آرایشگاهی در یکی از طبقات تجاری ساختمانی در بالاشهر تهران

آرایشگاه تابلو ندارد، زنی جوان در را باز می کند. درقدم اول هر مراجعه کننده ای متوجه می شود که این آرایشگاه بدون هیچ مجوزی دایر است.

جلو در جا کفشی جا خوش کرده است؛ روی آن پر از برگه های تبلیغاتی است که نشان می دهد این آرایشگاه برای تمام امور تبلیغات کرده است. درمیان این برگه های تبلیغاتی چشمم به یک بسته برگه سفید رنگ می خورد که با رنگی مشکلی روی آن تبلیغ فال قهوه با شماره تماس برای پیامک نوشته شده است.

خودم را معرفی می کنم و خانمی که پشت میز منشی نشسته است خانمی دیگر را صدا می کند. از صدای او که تاکید به آمدن می کند کاملا می شود حدس زد که او همان فالگیری است که در تماس اول صحبت شده ایم. تقریبا دوسه دقیقه ای طول کشید تا او از اتاقی در جوار سالن آرایشگاه بیرون بیاید و من در تمام این مدت به این مساله فکر می کردم که خانمی که مدعی است چندسالی در هند زندگی کرده و از متد هندی برای فال استفاده می کند باید چه شکلی باشد.شاید با ساری یا لباسی رنگی شبیه هندی ها و شاید...

مشاهده من چیزی غیر از تمام خیالبافی هایم بود. تنها نکته مشترک حدس صدای او و تشخیص بالابودن سن او بود. تقریبا 50-60 ساله به نظر می رسید و چندان هم به ظاهر خود نرسیده بود. اما نگرانی و خستگی خاصی در نگاهش مشهود بود که در طول فالی که برایم می گرفت متوجه دلیل آن شدم. او به دلیل مشکلاتی، ناچار به ترک زندگی مشترک شده بود و چاره ای جز به دست آوردن دخل و خرج خود و فرزندانش از این طریق نبود. البته این تصور در خوش خیالانه ترین حالت است.

او قهوه بسیار بدمزه ای را در یک فنجان مقابل من قرار داد و بالاخره پس از نیت کردن فال ما شروع شد. همیشه فکر می کردم فالگیرها اگر هیچ مهارتی نداشته باشند حداقل از قدرت کلام بالایی برخوردارند اما به نظر می رسید او در قدرت کلام چندان بااستعداد نیست.

فال قهوه با متد هندی اول با یک سری سوالات از من در خصوص اینکه این فال برای چه کسی گرفته می شود و متاهل هست و یا مجرد آغازشد. قبل از شروع فال به او گفته بودم که این فال غیابی گرفته خواهد شد چراکه شخص مورد نظر وقت آمدن نداشته و من به جای او آمده ام تا برایش ضبط کنم و ببرم.

طلسم سنگین

بالاخره فال شروع شد و اولین حرف این بود: طلسم سنگینی برای این خانم شده و انگار جادو او را احاطه کرده است. اگر موفق نیست به دلیل همین مساله است و باید دلیل مشکلاتش را در این مساله جستجو کند. پرسیدم خب برای حل این مشکل این بنده خدا باید چیکارکند؟پاسخ مشخص بود باید برود پیش شخص قابل اعتمادی تا آن را باطل کند.

می پرسم مگر این چیزها واقعیت دارد؟

می گوید: "معلومه که واقعیت دارد؛ سحر و جادو در قرآن آمده اگر واقعیت نداشت در کلام خدا جاری نمی شد. من خودمم به این چیزا اعتقاد نداشتم اما 6-7 سال پیش چیزهایی به چشم خودم دیدم که واقعا باورم شد."

همان لحظه یاد نقل قولی از یکی از خاطرات دوستان افتادم. می گفت به سراغ فالگیری رفته و همین تاکید ها به او شده و بعد از یک شستشوی مغزی بالاخره با التماس این دوستمان برای آشنایی با شخصی در جهت رفع این مشکل طرف درخواست یک میلیون تومان برای باز کردن سحر سنگین او را داده بود.

سعی کردم از این موضع بگذرم هرچند که فالگیر سعی داشت روی این مساله پافشاری کند اما بالاخره با سوالی از سوی من موضوع عوض شد. پرسیدم: "شما خیانت شوهرش را در فال می بینید؟"

لبهایش را گزید و سری تکان داد و گفت: "نمی خواستم به این مساله اشاره کنم ولی حالا که گفتی می گم بله صدرصد شخصی در زندگی این مرد به غیر از همسرش حضور دارد. شخصی که در محیط کار با وی همکاری می کند و البته زن (...) هم هست اگر شوهر ایشان هم بخواهد او را از زندگی اش بیرون کند او کوتاه نخواهد آمد."

بازهم اشاره کرد به سحر و جادوی حاکم بر زندگی آنان.

گفتم: "باید برای اینکه این سنگینی از زندگی آنها بیرون برود این سحر باطل شود انگار با سحر و جادو میان زن و شوهر سردی انداخته اند"
تقریبا دو سه دقیقه ای را به توضیح در این خصوص ادامه می دهد تا من باز هم با طرح سوالی دیگر تلاش می کنم فضایی دیگر را ایجاد کنم.

می پرسم: "شوهر ایشان برای نمایندگی مجلس کاندید شده است، به نظر شما رای می آورد؟

پاسخ: "بله صدرصد رای می آورد اما اگر یک آقا بگذارد.می پرسم یعنی چی ؟ پاسخ روشن است یک مرد تلاش دارد سنگی در زندگی آنها بیندازد و دشمنی کند درصورت آنکه شوهر ایشان بتواند این سحر و جادوی سنگین را برطرف کند می تواند رنگ نمایندگی مجلس را به چشم ببیند."

البته توضیحات او به اینجا ختم نمی شود و اشاره می کند به این مساله که "احتمالا طی چند روز آینده یک شخصی شوهر او را تهدید می کند تا کناره گیری کند."

به گفته فالگیر تهدید خیلی جدی است و باید این خانواده هر چه زودتر به فکر باز کردن جادوی خود باشند: "اگر اینکار قبل از انتخابات انجام شود قطعا شوهر او نماینده مجلس خواهد شد و گرنه چنین چیزی ممکن نخواهد بود."
تقریبا 15 دقیقه از فال مخاطب خیالی ما به این حرف ها گذشت و درنهایت من که ناامید از شنیدن حرفی غیراز سنگینی سحر و جادو بر زندگی خواهر خیالیم شده بود به فال خاتمه دادم و گفتم "مرسی لطف کردید."

پرسید "سوالی ندارید" و من با پاسخ منفی، موضوع را تمام کردم.
موقع خداحافظی از او پرسیدم چطور توانستید برای فال قهوه پیامک تبلیغاتی بدهید مگر خلاف قانون نیست؟ گفت:" الان دیگر مثل قدیم ها نیست این روزها دعا نویسی و انداختن رمل را هم پیامک می کنند.چندروز پیش برای خود من آمده بود."

پرسیدم "پیامک های تبلیغاتی چقدر هزینه دارد؟"

گفت: "ما برای 5 هزار نفر 60 هزار تومان پرداخت می کنیم."

- شماره ها را خودتان انتخاب می کنید یا خود این شرکت های تبلیغاتی؟

- نه به انتخاب این شرکت های تبلیغاتی است. براساس لیست هایی که در اختیار دارند ارسال می شود.
نکته اینکه شخصی که برایش فایل گرفتم، کلا وجود خارجی نداشت، چه برسد به اینکه شوهری داشته باشد که بخواهد کاندیدای انتخابات شود!
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری