کد خبر ۲۱۲۳۳۹
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۳ - ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ - 07 May 2012
سیاوش قربانی
"خاورمیانه جدید در حال شکل گیری است و ترکیه رهبری این خاورمیانه را بدست می گیرد."
این اظهارات جدید "احمد داود اوغلو"، وزیر امور خارجه ترکیه است که چند روز پیش در پارلمان این کشور ایراد شد.
دادود اوغلو را معمار سیاست خارجی این کشور و به تعبیری "هنری کسینجر" جمهوری ترکیه می شناسند. کسی که اصالتا دانشگاهی است و استاد روابط بین الملل.داوود اوغلو

وی دکترین خود را در کتابی با عنوان "عمق استراتژیک" منتشر کرده و جزو معدود تئوریسین هایی است که فرصت یافت، دیدگاه های خود را در نظام بین الملل عملی کند.

با روی کار آمدن دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه، "رجب طیب اردوغان" به نخست وزیری ترکیه رسید و "احمد داود اوغلو" سکان وزارت خارجه را بدست گرفت.
"داود اوغلو" که از او بعنوان مغز متفکر حزب عدالت و توسعه و نیمه پنهان قدرت در دولت فعلی یاد می کنند، اساس دکترین خود را بصورت خلاصه بر این چند محور اصلی استوار کرده است :

1 - ترکیه باید نقشی پر رنگ، فعال و متناسب با تاریخ پر شکوه گذشته و عمق جغرافیایی خود ایفا کند.
2 - برای اجرای بهتر آن می بایست بر روی قدرت نرم خود سرمایه گذاری کند. چرا که به نظر او کشورش با همه مناطق ذکر شده دارای روابط تاریخی و فرهنگی است.
3 - نهادهای سیاسی داخلی این کشور می توانند الگویی برای کشورهای این مناطق باشند.
4 - اقتصاد آن بازوی قدرتمندی برای پشتیبانی از این روابط است.
5- باید در مدیریت بحران های منطقه ای و بین المللی نقش مهمی را ایفا کند.
6- از طریق همکاری اقتصادی، سیاسی و امنیتی با کشورهای منطقه، نیاز به مداخله قدرت های خارجی را از بین ببرد.
7- به جای التماس و صرف هزینه های گزاف برای پیوستن به اتحادیه اروپا باید روی کشورهای منطقه سرمایه گذاری کند، مخصوصا کشورهایی که زمانی جزء امپراتوری عثمانی بوده اند.

 داود اوغلو معتقد است که کشور متبوعش با توجه به موقعیت جغرافیایی و سابقه تاریخی، "عمق استراتژیک" دارد، لذا می بایست همچون چند کشور معدود جهان، وضعیتی منحصر بفرد داشته و بسان یک قدرت مرکزی علاوه بر منطقه خاورمیانه، قفقاز و حوزه بالکان، در سایر مناطق جهان نیز نقش آفرین و پیشتاز باشد.

البته برای رسیدن به این فضای آرمانی، جناب احمد داود اوغلو دو پیش فرض را نیز در نظر گرفته است، که از نگاه وی باید حل شود:

اولی حل مسائل و مشکلات داخلی است. مسائل و مشکلاتی همچون موضوع کردهای ترکیه و یا دست و پنجه نرم کردن با احزاب قدرتمند و سکولار "جمهوریخواه خلق" و "حرکت ملی" که از یادگاران آتاترک بشمار می روند و اساسا در ساختار قدرت این کشور رسوب کرده اند.

در بررسی دیپلماسی پرشتاب و متهورانه ی دولت فعلی ترکیه که پیشتر اسلامگرا معرفی شده  - و کمتر رنگ و بوی اسلامی در مناسبات بین الملل از آن می توان یافت - باید این سوال مطرح شود  که  مشکلات داخلی این رجل مدعی آیا حل شده و یا هنوز برجا مانده است؟

فضای فعلی کشور ترکیه و مواضع سخت احزاب مخالف و جوعمومی پارلمان این کشور گواهی برتائید حل این مشکلات نیست.
وضعیت اقتصادی ترکیه نیز آنچنان نبوده که بتواند تکیه گاهی برای بلند پروازی های خیال پردازانه باشد.

پیش فرض دوم آقای داود اوغلو برای رسیدن به آن جامعه ی ایده آل و کشور پیشتازی که شرحش رفت، موضوع روابط با همسایگان است. اینکه می بایست مشکلات را با همسایگان ترکیه به صفر رساند و با خیالی آسوده به سراغ نقش آفرینی در جهان رفت.

سوال اساسی اینجاست که در طول این چند سالی که آقای داود اوغلو و یا حزب ایشان بر روی کار بوده و کمتر پیش آمده نظرات ایشان اجرا نشود، آیا مشکلات آنها با همسایگان پیرامونی شان حل شده است؟
در روابط ترکیه و ارمنستان و مناقشه "قره باغ" که بازیگران فعالی چون روسیه، آمریکا، اسرائیل و صد البته ایران حضور دارند، چه نشانه ای از حل بحران دیده می شود؟

در موضوع قبرس چطور؟ و یا اینکه ترکیه را هنوز برای ورود به اروپا به رسمیت نشناخته اند و می بینیم این کشور تا چه اندازه برای همرنگ نشان دادن خود، رنگ و رو باخته است.

در چند سال گذشته ترکیه روابط خود را با کشورمان تا حدودی اصلاح کرد و فرصت خوبی برای حضور در عراق و مسئولیت پذیری در مناسبات این کشور یافت. ارتباط مناسبی با سوریه همسایه دیگر خود داشت و می رفت در بستری آرام و مبتنی بر درک و احترام متقابل، عرصه را برای حضور موثر تر و کارآمدتر خویش در منطقه فراهم کند که یکباره ورق برگشت و امواج بهار عربی، خاورمیانه و بخشی از آفریقا را فرا گرفت.

در چنین وضعیتی، ترک ها خود را در برابر یک شرایط پیش بینی نشده و غیر قابل فهم می بینند و برای پرهیز از انفعال ناخواسته  در عمل به دکترین جناب داود اوغلو و با تکیه برعناصر فرصت طلبی و منفعت جویی، تحرکات بی مبنای خود را آغاز می کنند.

ابتدا تونس و بعد مصر... ترکیه از موجی که سوارش شده و هیچ شناختی از ماهیت آن ندارد، لذت می برد و فکر می کند همه جا سکه شانس را اینگونه ضرب می کنند.

در ادامه، لیبی نیز دستخوش بهار از راه رسیده می شود و متحد و شریک قدیمی آنها - ترک ها - را ابتدا در موضع تردید و مقاومت می نشاند و پس از آن همان فرصت طلبی ها و منفعت جویی هاست که انگار با خمیر آقایان متفکرعجین شده و سیاستمداران نظریه پرداز ترک را به دامان تقابل با دولت فاسد قذافی و حمایت ضمنی از خیزش مردمی می کشاند.

در موضوع بحرین ترکیه کاملا ساکت است. چراکه سایر بازیگران فعال از جمله جریان ارتجاع عرب و فعالان اروپایی و آمریکایی چنین نقشی را برای او نمی پسندند.

ماجرای یمن نیز کمترین واکنش را از سوی دولت حزب عدالت و توسعه به همراه می آورد. اما داستان سوریه و ولع اسرائیل و آمریکا به عوض کردن جریان بازی، موقعیت دیگری برای ترکیه رقم زده است.
ترک ها این بار در یک بازی کاملا متفاوت شرکت کرده اند که گویا از تبعات خطرناک آن به هیچ وجه مطلع نیستند.

در یک کلام کوتاه الان می توان نتیجه سیاست بازی های دوستان تئوریسین ترکیه ای را دید که از عمق به ظاهر استراتژیک خود به سطح کف آلود آب آمده اند و قطعا با یک موج دیگر که این بار قطعا برخلاف میل آنهاست، به قهقرا خواهند رفت.

ترکیه در حال حاضر روابط نزدیک خود را با ایران از دست داده و مناسبات اقتصادی نیز اگرچه باید دستخوش روابط سیاسی نشود، عملا روز به روز محدود و محدوتر می شود.

ترکیه وضعیت مشابهی هم با عراق ، دیگر همسایه ی خود دارد و شمشیر را نیز که عملا از رو بر علیه سوریه بسته است.
با این راهی که ترکیه در پیش گرفته است، دور نیست روزی را که از احمد داود اوغلو نه به عنوان معمار سیاست خارجی که بعنوان بلایی بر سر آرامش و امنیت این کشور یاد کنند.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری