فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۱۴۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶:۳۴ - ۰۵-۰۶-۱۳۸۵
کد ۲۱۴۱
انتشار: ۱۶:۳۴ - ۰۵-۰۶-۱۳۸۵

يک گفت وگوی اقتصادی با «شوکت» سریال نرگس

عصر ایران
محسن مؤاخذ

*از اینکه با وجود مشغله فراوان خانوادگی( که در مورد شما به عللی که خودتان می دانید، دو برابر است) وقتتان را در اختیار ما قرار دادید، ممنونیم.

 

شوکت: برو سر اصل مطلب، نرگس تو رو فرستاده؟

 

*نه بابا آقای شوکت، بنده خبرنگارم.

 

شوکت: خیلی خب. بپرس!

 

*آقای شوکت، شما یک عرضه کننده عمده پارچه در تهران هستید، چرا به جای اینکه دسته دسته اسکناس به افراد مختلف بدهید، پولتان را در تولید سرمایه گذاری نمی کنید؟

 

شوکت: تولید چی؟

 

*تولید همین پارچه که در کار فروشش هستید.

 

شوکت: مگه مغز خر خوردم؟! 10 درصد مالیات، 5 درصد عوارض، 15 درصد بهره بانکی (با ماشین حساب می زند) می کنه به عبارتی 30 درصد. یعنی قیمت تموم شده 30 درصد گرونتر از قیمت تموم شده مشابه خارجیش در میاد. اون اجنبی ها از همه اینها معاف اند. فقط 3 درصد ماليات می دن که با جایزه صادراتی جبران می شه.

 

*آقای شوکت، در این مورد حق با شماست ولی چرا اینقدر در استخدام نیرو محدود عمل می کنید؟

 

شوکت: همین «رستم» هم از سر ما زیاده. مگه تو قانون کار رو نخوندی؟ من به همین پسره هم گفتم اگه می خوای کار داشته باشی، مامور بیمه که اومد می ری هفت تا سوراخ قایم می شی. خب اینجوری خوبه؟  قانونی که کارفرما از زیرش در بره و کارگره بیچاره هم رضایت بده خوبه؟ چرا یه قانون نمی ذارن که کارفرما راحت اجرا کنه و فایده اش به کارگر برسه. اصلاً چرا دست کارفرما رو باز نمی ذارن تا کارش رو توسعه بده و ده تا ده کارگر استخدام کنه تا مشکل بیکاری هم حل بشه؟

 

*ببخشید که این سوال ممکنه شاید یه کم خصوصی به نظر بیاد اما زن دوم گرفتن شرط رعایت عدالت داره که البته می شه گفت غیر ممکنه، شما که سرتون توی حساب و کتابه ...

 

شوکت: شما گفتی سوالاتت اقتصادیه.

 

* بله، این عدالت هم یه قسمتش اقتصادیه و یه قسمتش هم عاطفیه چون در بدن هیچکس دو تا قلب قرار نداره که هر کدومش رو به یکی ببنده.

 

شوکت: من از اولش هم می دونستم از طرف نرگس اومدی. رستم! بیا این آقا رو راهنمایی کن بره بیرون...

 

* آقای شوکت! ناراحت نشید، اصلاً می ریم سر یه بحث دیگه؛ این چه مدل مغازه ای هست که شما دارید؟

 

شوکت: یعنی چی؟

 

* آخه اینجا نه یه فروشگاه پارچه فروشی هست نه یه حجره عمده فروشی توی بازار.

 

شوکت: پس چیه؟

 

*نمی دونم، همین رو می خوام بپرسم. اگر شما عمده فروش هستید باید به جای این چهار تا پارچه ای که به در و دیوار آویزون کردید، یه دفترچه می داشتید که از هر پارچه با مشخصات و قیمتش یه تکه نمونه توش نصب می کردید...

 

شوکت: حقیقتش به خاطر سریال ما رو به این روز انداختند...

 

* متوجه نمی شم؟

 

شوکت: همونطور که از سکنات و وجنات ما پیداست، بازاری هستیم، اما گفتن اگه با او سر و وضع بشینی توی حجره، به بازاری ها بر می خوره، کارای خبط تو رو می گیرین به خودشون. خلاصه این شد که یه صفایی دادیم و به جای حجره این دفتر رو دست و پا کردیم و به عهد و عیال هم گفتیم که یه کم مد روزتر بگردن. البته این پسره بهروز از اولش هم همینطوری بود، هر چی بهش می گفتم بچه یه خورده رعایت کن حالیش نمی شد.

 

* بله، از عذر و بهانه ای که برای ازدواج دومتون آوردید معلوم بود چه تیپ آدمی هستید و الّا  این از خدا بی خبرهای کراواتی که برای برآوردن هوس این دردسرها رو به خودشون نمی دن.

 

شوکت: بله! این شد حرف حساب، اما قرارمون این بود که شما سوال اقتصادی بپرسی.

 

* چرا شما اینقدر اصرار داری سرمایه ات رو بفرستی اون ور آب؟

 

شوکت: این حرفا رو نرگس زده؟

 

* نه آقای شوکت! درسته که نیت شما از فرستادن بهروز، زنده کردن سهمتون و بازگشت اون سرمایه به کشور بوده اما بالاخره بهروز که اون ور باشه، شما هی باید هزینه کنی براش، بالاخره هدف اصلی شما چیه؟ جدایی نسرین و بهروز؟

 

شوکت: ببین آقا، تند نرو از قدیم گفتن «فرار مغزها»، ما دیدم این پسره بهروز خیلی وقته مغزش فرار کرده، گفتیم جسمش رو هم فراری بدیم بره پیش مغزش، بد کاری کردیم؟

 

* در مورد مالیات و ...

 

( در همین لحظه آقای شوکت 2 بسته صد هزار تومانی جلوی ما گذاشت)

 

شوکت: بیا آقا، این پول رو بردار و دست از سر ما بردار. فقط یادت باشه قبل از ساعت 5/10 شب بیاری چون باید بدمش به نسرین، تازه از اون هم باید بگیرم بدم به اون یارو عملیه. بعد از اون بگیرم بدم به رستم. از رستم هم بگیرم..... خلاصه این یعنی گردش سرمایه.

حالا ملتفت شدی؟!

 

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
ناشناس
-
۱۱:۱۷ - ۱۳۸۵/۰۶/۲۲
0
2
آقاي پور شيرازي واقعا نقش خودشان را در اين مجموعه به خوبي بازي مي كنند .
captcha
کودک گمشده در جنگل‌های تالش کمتر از یک ساعت به خانواده بازگشت مرد عنکبوتی سارق طلاها در مازندران به دام افتاد ابلاغ ماده واحده نحوه برگزاری آزمون اختصاصی تربیت معلم سال ١۴۰۵ «سبد معیشت» ۹۰ میلیون تومان شد/ دستمزد برای ده روز ماه هم کفاف نمی‌دهد درخواست از دولت برای ارتقای ایمنی راه و خودرو/ ورود امضای دیجیتال در حوزه ارائه خدمات خودرو ستاد مبارزه با مواد مخدر: کشت خشخاش و شاه‌دانه در کشور ممنوع است، موارد مشاهده شده هم بسیار محدود و در نقاط صعب‌العبور بوده حمله جدید انصارالله یمن به المخا ترقی: مردم انتظار حل مشکلات اقتصادی در دوران پساجنگ را دارند آتلانتیک: ترامپ هزینه تحقیر خود از ایران را از کره جنوبی می گیرد کاهش 10 درصدی مشترکان بدمصرف آب تهران حیدرخان بختیاری و مهمان‌های خارجی‌اش در حال قلیان کشیدن؛ 101 سال قبل (عکس) تغذیه سرورها با شکر؛ دیتاسنتر جدید سنگاپور با سلول‌های مغز انسان کار می‌کند ژاپن به دنبال راهی برای مهار زباله‌های هسته‌ای، در اعماق زمین ادعای مسرور بارزانی درباره هدف قرار گرفتن دفترش با پهپاد ایرانی اروپا در تلاش برای اعمال بزرگترین بسته تحریم‌های ضد روسی