کد خبر ۲۱۶۶۳۶
تعداد نظرات: ۲ نظر
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیرمرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود.
 

قدر هر کسی رو بدونیم تا یه روزی پشیمون نشیم

تا که بودیم، نبودیم کسی
کشت ما را غم بی هم نفسی
تا که خفتیم، همه بیدار شدند
تا که رفتیم، همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
 نه در آن موقع که افتاد و شکست
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۱۷
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۳/۰۸
11
30
اقا جان شعر مردم را خراب نکن
تا که رفتیم همه یار شدند
!!!
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۳/۰۸
2
76
lما ادم ها یاد گرفتیم که همیشه بعد از مرگ کسی به یاد اون نفر بیافتیم.اگر تا به حال مجلس ختم رفته باشی اینو خوب می فهمی ممکنه حتی اون نفری که به ختم شخص مرده میره یه بار هم شخص رو از نزدیک ندیده باشه !!!
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری