فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۱۷۴۵۹
تاریخ انتشار: ۰۱:۳۲ - ۱۴-۰۳-۱۳۹۱
کد ۲۱۷۴۵۹
انتشار: ۰۱:۳۲ - ۱۴-۰۳-۱۳۹۱

دلقک...

روزی مردی نزد پزشک روانشناس معروف شهر خود رفت. وقتی پزشک او را دید دلیل آمدنش را پرسید، مرد رو به پزشک کردواز غم های بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد...

مرد گفت: دلم از آدم ها گرفته از دروغگویی ها، از دورویی ها، از نامردی ها، از تنهایی، از خیلی ها از…مرد ادامه داد و گفت: از این زندگی خسته شده ام، از این دنیا بیزارم ولی نمی دانم چه باید کنم، نمی دانم غم هایم را پیش چه کسی مداوا کنم...

پزشک به مرد گفت: من کسی را می شناسم که می تواند مشکل تورا حل نمایید. به فلان سیرک برو او دلقک معروف شهر است. کسی است که همه را شاد می کند، همه را می خنداند، مطمئنم اگر پیش او بروی مشکلت حل می شود. هیچ کسی با وجود او غمگین نخواهد بود.

مرد از پزشک تشکر کرد و در حالی که از مطب پزشک خارج می شد رو به پزشک کرد و گفت: مشکل اینجاست که آن دلقک خود منم...
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
آهننِربه؛ کارخانه اسطوره‌سازی نژادی برای نازی‌ها(+عکس) چرا سالاد را به عنوان پیش غذا می خوریم؟ آیا شکر قهوه ای تاریخ مصرف دارد؟ نکاتی که باید بدانید افرادی که تا ۱۰۰ سالگی عمر می کنند، معمولاً این ۶ عادت هفتگی را دارند ۹ عادت روزمره که ممکن است سیستم ایمنی بدن را ضعیف کنند ۵ گروه غذایی که هضمشان آسان تر است این مار بدون زهر، دشمنانش را با یک ترفند باورنکردنی فراری می دهد مایکروسافت بالاخره یکی از آزاردهنده ترین مشکلات ویندوز ۱۱ را برطرف می کند پایتخت افسانه‌ای مادها کجاست؟ اگر بی‌حوصله‌اید فقط یک خط از این مطلب رو بخوانید! چگونه بدون شستشو فقط از خشک‌کن لباسشویی استفاده کنیم؟ این جزیرۀ کوچک یک «سازۀ 5 هزارساله» از آب درآمد دعواهایتان با همسرتان تمام نمی‌شود؟ شاید پای «عامل سومی» در میان است! فرمول ساده مقابله با دلشوره؛ وقتی ذهن سناریوهای ترسناک می‌سازد «سرزمین زنان» در چین؛ قبیله‌ای مادرسالار که ازدواج در آن وجود ندارد(+عکس)