کد خبر ۲۱۹۷۸۵
تاریخ انتشار: ۱۵:۱۰ - ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ - 19 June 2012
شمسی محمدی
شمسی محمدی - روزنامه روزان

تاکنون مشخص شده است که اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری آینده تصمیم به شرکت در این انتخابات را دارند.این تصمیم به ویژه پس ازآنکه سید محمد خاتمی بر خلاف سخنان واظهار نظرهای طیفی از اصلاح طلبان مبنی بر تحریم انتخابات ، براساس تصمیم شخصی اش والبته به عنوان لیدر اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شورای اسلامی حضور یافت، قوت بیشتری به خود گرفت.

اما مساله دوم والبته مهمترپس از اعلام اصلاح طلبان به حضور در انتخابات آینده ، موضوع اجماع آنها بر سر گزینه ای است که بتواند علاوه بر آنکه بتواند لا اقل به بخشی از اهداف اصلاح طلبان جامه عمل بپوشاند ، در عین حال بتواند آرای بدنه اجتماعی اصلاح طلبان را نیز به سوی خود جذب کند.

در همین خصوص تاکنون گمانه زنی های گوناگون ومتفاوتی در خصوص کاندیداهای احتمالی اصلاح طلبان از سوی طیف‌های مختلف وبعضا صاحب نظران سیاسی شنیده شده است که ناگفته پیداست بخشی از آنها چیزی بیش از گمانه زنی های دور از ذهن و ساخته و پرداخته های رسانه ای نیستند.

اما در این میان آنچه بیش از همه در روزهای اخیر واکنش های دو سوی طیف اصلاح طلب واصولگرا را در پی داشته است ، اظهارات صادق زیبا کلام در خصوص اجماع اصلاح طلبان بر سر گزینه ای چون قالیباف بوده است که این اظهار نظر از دو سو مورد انتقاد قرار گرفت .از یک سو بخشی از اصلاح طلبان با این استدلال که قالیباف یک اصولگراست واگر خوب است بماند برای اصولگرایان با این سخنان به مخالفت برخاستند و از سوی دیگر نیز بخشی از اصولگرایان این اظهار نظر زیبا کلام را بیشتر یک ماموریت سیاسی برای ایجاد تفرقه بین اصولگرایان ارزیابی کردند تا یک اظهار نظر شخصی.

اما در خصوص این اظهار نظر و واکنش بخشی از اصلاح طلبان به آن، ذکر چند نکته خالی از لطف نیست:

اول اینکه صرف نظر از اینکه اصلاح طلبان در نهایت بر گزینه ای واحد برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری به اجماع خواهند رسید یا خیر؟ لازم است ابتدا این واقعیت مسلم وبدیهی را در نظر بگیرند که بین ایده آل های مورد نظر اصلاح طلبان چه در انتخاب گزینه ریاست جمهوری وچه در اجرای آن اهداف و ایده آل ها در صحنه سیاسی کنونی کشورفاصله بسیار زیادی وجود دارد.

همانگونه که این شرایط در 4 سال گذشته نیز وجود داشته است و از آن زمان تاکنون چندان تغییری در فضای سیاسی پیش نیامده است. بنابراین و با توجه به شرایط موجود اصلاح طلبان در انتخاب گزینه مورد نظر خود برای ریاست جمهوری آینده قطعا دست بازی نخواهند داشت. ضمن آنکه آنها بیش از انتخاب فرد اصلح مورد نظر خود برای سکانداری قوه مجریه باید به فردای انتخابات و نحوه اجرای اهداف وبرنامه های خود وبه ویژه به نحوه تعامل دستگاه اجرایی با سایر دستگاه ها به ویژه دستگاه قانونگذاری کشور نیز بیاندیشند.

در این خصوص لااقل انتخابات مجلس نهم که اصلاح طلبان به هر دلیلی در آن شرکت فعال نداشته اند ودر نتیجه تاکنون حتی فراکسیونی را در آن تشکیل نداده اند، حکایت از آن دارد که شرایط حاکم بر دستگاه‌های سیاسی کشور چندان هم برای فعالیت اصلاح طلبان مناسب ساده وروشن نخواهد بود.

اما نکته ای که ممکن است بخشی از اصلاح طلبان برای رسیدن به اهداف خود روی آن تاکید زیادی داشته باشند شرایط بین المللی به ویژه شرایط حاکم بر منطقه است که به نظر می رسد تاکید براین شرایط آنها را دچار همان اشتباهات محاسباتی خواهد کرد که بخشی از آنها پس از انتخابات 88 دچار آن شدند وبعضا از ایده وتفکر اصلاحات سر باز زدند.

نکته دوم اینکه بخشی از اصلاح طلبان رسیدن به قدرت را به عنوان مقدمه ای برای دستیابی به اهداف مورد نظر خود قلمداد نموده وبراین اساس اصرار مبرم براین نکته دارند که حتما وقطعا لازم است گزینه مورد نظر آنان فردی شناخته شده به عنوان اصلاح طلب باشد اما در این خصوص این نکته را نباید از نظر دور داشت که اولا اصلاحات یک پروسه زمان بر وطولانی است که با روی کار آمدن ونیامدن یک اصلاح طلب در راس دستگاه اجرایی کشور نه کاملا اجرا می شود ونه کاملا متوقف.گذشته از آن وجود فردی کارآمد که بتواند تیمی کارآمد را نیز در راس دستگاه اجرایی کشور با خود همراه بکند و بیش از هر چیز بر مدیریت عقلانی ، قانون مداری و کار آمدی تاکید کند، خود می تواند بهترین مقدمه وپایه واساس اصلاحات در کشور را بنیان گذاری نماید.ضمن آنکه چنانچه هدف از ایده و روش اصلاحات ، رسیدن به توسعه پایدار و همه جانبه در عرصه های داخلی وبین المللی است به نظر می رسد ، انتخاب گزینه ای کارآمد با پشتوانه اجرایی ومدیریتی شناخته شده می تواند بستر مناسبی را برای اهداف دیرینه جامعه ایرانی در این خصوص فراهم آورد.

بنابراین به نظر می رسد در شرایط کنونی آنچه بیش از تعلقات حزبی وگروهی لازم است مورد توجه وتاکید اصلاح طلبان قرار گیرد اول توجه به کار آمدی وعقلانیت در انتخاب گزینه مورد نظر درریاست جمهوری آینده است و دوم در نظر گرفتن مصالح ملی با توجه به فضای حاکم بر شرایط سیاسی کشور است. بدیهی است در نظر گرفتن این دو گزینه اگرچه ممکن است اصلاح طلبان را در انتخاب فرد اصلح برای ریاست جمهوری یازدهم از نقطه ایده آل خود بسیار دور کند ، اما قطعا شرایط و بستر مناسب را برای حرکت جامعه به سمت آن اهداف و ایده آل ها فراهم می کند. براساس این مولفه ها می توان با صادق زیبا کلام در این خصوص هم نظر شد که چه بسا فردی چون محمدباقر قالیباف با سوابق مدیریتی واجرایی برنامه محور و به دور از حاشیه اش بتواند افق روشن تری رو به آینده مسیر دشوار وپر فراز ونشیب اصلاحات در مقطع کنونی بگشاید.
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری