فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۲۹۴۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۰:۳۶ - ۱۱-۰۵-۱۳۸۶
کد ۲۲۹۴۴
انتشار: ۲۰:۳۶ - ۱۱-۰۵-۱۳۸۶

آسانسور

عصر ایران
داستانک

وقتى تو اين آسانسور گير افتاديم ظهر بود؛

-الان بايد غروب باشه فكر ميكنى كسى بياد سراغمون؟

-بعيده، مى‌دونم ساعت اداري تموم شده.

-ميدونى اگر زياد نفس بكشيم، ممكنه هوا كم بياريم و خفه بشيم؟

-خب نفس نكش.

-چرا تو نفس نكشى؟

دعوا بالا گرفت. صبح روز بعد پيداشون كردن؛ هر دو مرده بودن اما نه از خفگى!!!!!!!

منبع: وبلاگ آلاچیق

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار:
ناشناس
-
۲۲:۳۱ - ۱۳۸۶/۰۵/۲۴
0
0
خيلي باحال بود مرسي (ليلا)
چگونه با افزایش سن، سرعت واکنش بدن را حفظ کنیم؟ راز تخم مرغ آب پز خوش رنگ؛ جدول زمان بندی از عسلی روان تا سفت / دقیق براساس دقیقه عفونت کووید ۱۹ می‌تواند ویروس‌های پنهان بدن را دوباره فعال کند واکنش روزنامه جوان به اظهارات خرازی: «ساز‌های ناکوک» برخی ذیل عناوین مقدس حزب‌الله، شکلی از خیانت است کیهان مدعی شد: پزشکیان فداکاری شبانه مردم را نادیده می گیرد ۶ گیاه و ادویه‌ای که منبع پنهان ویتامین C هستند هوش مصنوعی هشدار طوفان «گوگل» متن‌باز شد هسته اهریمنی؛ داستان دو حادثه مرگبار در پروژه بمب اتمی آمریکا «برانداز» هم خودی و غیرخودی دارد؟ کیهان هم فراخوان حمله صادر کرد چرا کامیون‌های کشنده همزمان از سه نوع لاستیک متفاوت استفاده می‌کنند؟ چرا «تفاهم نامه اسلام آباد» سند پیروزی ایران است؟ تغییرات کانون قدرت اقتصادی جهان در ۲۰۰ سال گذشته (+ اینفوگرافیک) تقویم روز نقطه مقابل دژاوو؛ ژامه‌وو، پدیده‌ای عجیب که آشناترین چیزها را غریبه می‌کند