فیلم بیشتر »»
کد ۲۳۱۳۶۵
انتشار: ۱۲:۱۰ - ۲۰-۰۶-۱۳۹۱

داستان ماهی کوچولو و ما آدم ها!

   ماهی مون هی می خواست یه چیزی بهم بگه . تا دهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه . دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن . دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید خسته شد وخوابیـــد . دیدم بهترین موقع است تا خوابه دوباره بندازمش تو آب.  الان چند ساعته بیدار نشده  یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده  و خودشو زده به خواب... .

 این داستان رفتار بعضی از آدم هایی است که کنارمونند. دوستشون داریم و دوستمون دارند ولی ما رونمی فهمند و فقط تو دنیای خودشون دارند بهترین رفتار را با ما  می کنند
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: ماهی ، داستان
ارسال به دوستان
از آقامحمدخان تا احمدشاه؛ روایت ظهور و افول قاجاریه خشایارشا چگونه در یونان یک «کانال افسانه‌ای» حفر کرد؟ طرز تهیه کتلت رژیمی در فر داستان عجیب یک آگهی ۶۰ کلمه‌ای که به تأسیس باشگاه بارسلونا منجر شد رد پای خاندان مادر محیط زیست ایران در تاسیس نخستین مدرسه دخترانه تهران «قدیمی‌ترین شرکت جهان» که از 1400 سال قبل تا امروز فعال است طرز تهیه عدسی رژیمی و کم کالری (صبحانه ای سیرکننده برای کاهش وزن) ایرانی‌های باستان چطور بدون برق، وسط کویر یخ تولید می‌کردند؟ راز یخچال‌های تاریخی ایران (+عکس) طرز تهیه املت رژیمی با قارچ و اسفناج ۱۵ نشانه دل کندن خانم‌ها از رابطه و ازدواج این روستا با ساخت سنگ‌پا درآمد کسب می‌کند خودیاری سمی؛ چرا اصرار بر رشد دائمی روان انسان را فرسوده می‌کند؟ «دوک دو لاله‌زار» که بود؟؛ لاله‌زار را ٩٠ هزار تومان فروختند درِ یخچال، جای شیر و تخم‌مرغ نیست؛ حتی اگر محفظه مخصوص داشته باشد! طرز تهیه سوپ سبزیجات رژیمی