1 اسدالله یکتا: اگر تبلیغی دارید به من بسپارید/ یخچال خونهم سوخته و میخوام عوضش کنم/ از هیچ مسئولی کمک نمیخوام
که هنوزمن نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روندو آیند و توهمچنان که هستی
همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه بنشین کنارجویی