کد خبر ۲۴۶۵۱۵
تاریخ انتشار: ۱۶:۲۳ - ۲۷ آذر ۱۳۹۱ - 17 December 2012
دکتر حسین موسویان
دکتر حسین موسویان مذاکره‌کنندهٔ ارشد هسته‌ای سابق ایران و معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی در دوران ریاست حسن روحانی، پس از سال ها سکوت ، به گفته خود به خاطر «شرایط ویژه ایران، سکوت خود را شکسته است».

وی در مورد اتهامات مختلفی که از سوی برخی افراد از جمله محمود احمدی نژاد در سال 1386 به او نسبت داده شد، می گوید: امیدوارم با گذشت زمان حقایق برای احمدی نژاد روشن شده باشد.

گفت و گوی انتخاب با موسویان در پی می آید:

جناب آقای دکتر موسویان! الان مشغول به چه کاری هستید؟

در حال حاضر به کار علمی و آکادمیک در دانشگاه پرینسون آمریکا مشغول هستم .

آیا قصد دارید همچنان آمریکا بمانید یا در آینده ای نزدیک به ایران خواهید آمد؟

از ابتدا هم قصدی برای اقامت در خارج نداشتم . در اردیبهشت 1387 یعنی یک سال بعد از بازداشتم ، دادگاه بدوی ضمن تبرئه من از اتهام جاسوسی طی حکمی مرا به مدت 5 سال از کار دیپلماتیک و کلیه فعالیت های حوزه امور بین الملل در داخل جمهوری اسلامی ایران محروم کرد. دو قاضی رسیدگی کننده به پرونده در آذر و اسفند 86 مرا از اتهام جاسوسی تبرئه کرده بودند، من ضمن اینکه رای قاضی سوم را غیرقانونی و غیرحقوقی می دانستم، به رای اعتراض نکردم چون احساس می کردم که مصالح و منفعت ملی ایجاب می کند که جنجال سیاسی عظیمی که پس از بازداشت ایجاد شده بود، فروکش کند. یک سال هم پس از رای مذکور ایران مانده و خانه نشین بودم. سپس تصمیم گرفتم بقیه این دوران را به کار پژوهشی و علمی و آکادمیک بپردازم .

شما از معدود افرادی هستید که در خارج از کشور هستید و در عین حال از مواضع جمهوری اسلامی ایران حمایت می کنید، چرا؟ این در حالی است که آنچه در سالهای گذشته بر شما رفته، بسیار شدیدتر از آنچیزی است که در مورد برخی افراد افراطی مقیم خارج از کشور گذشته ، که تمام تلاش خود را برای عدم مصالحه در مورد پرونده هسته ای یا احیاناً تلاش پنهان برای حمله آمریکا به ایران به کار گرفته اند. چگونه توانستید بین دو مقوله "منافع ملی" و "درگیری های جناحی و درون سیستمی" تفکیکی قائل شوید ؟

آنهایی که در پشت پرده یا علنی برای ترغیب قدرت های جهانی به جنگ علیه ایران یا افزایش تحریم ها فعالیت می کنند به مردم خود خیانت می کنند ،چون مردم باید هزینه جنگ و تحریم ها را بپردازند. من حتی بعد از بازداشت و در اوج تهمت های ناروا علیه خودم در سال 1386 به خاطر خدا و مصالح کشور سکوت کردم و مسئله را به خدا واگذار کردم. با یک جمله «افوض امری الی الله» مسئله را برای خودم حل کردم.

بعد از عزیمت از کشور برای فعالیت های آکادمیک هم یکسال سکوت کردم و از هر مصاحبه و یا سخنرانی اجتناب کردم. منتهی وقتی شرایط ویژه کشور به خاطر تحریم های وسیع و بی سابقه ، چندجانبه و یکجانبه جهان غرب و شورای امنیت امینت سازمان ملل را مشاهده و تشدید این جنگ اقتصادی علیه ایران را احساس کردم ، درمورد ادامه سکوتم تردید کردم. همزمان با جنگ اقتصادی شاهد جنگ اطلاعات و سایبری علیه ایران بودم که برای اولین بار علناً در خیابان های تهران، دانشمندان هسته ای کشور را ترور می کردند.

در سال 1389 جنگ تمام عیار اقتصادی ، اطلاعاتی امنیتی و سیاسی علیه ایران شکل گرفت. لذا دفاع از منافع ملی کشور را بر خود واجب دیدم. سکوت را شکسته و با تمام ظرفیت و توان در مقابل با جنگ و تحریم علیه کشور و مردم ایران وارد عمل شدم و در کنفرانس های بین المللی مصاحبه با رسانه های برجسته جهان ، نوشتن مقاله در رروزنامه ها و سایت های معتبر جهان، دلایل و تجربه و تحلیل های خودم را "رد تحریم و جنگ و دفاع از حقوق هسته ای" ارائه کردم.. که به لطف و عنایت خداوند متعال انعکاس غیرقابل تصوری داشته است.

یکی از اتفاقات مهم در جریان اتفاققات و جنجال بر سر بازداشت شما، "حلالیت طلبی" آقای توکلی بود. ایشان گفته اند به خاطر "مشاركت ناخواسته در آسيب ديدن آبروي حسين موسويان و خانواده‌اش از وي حلاليت طلبیده است" لطفآً در این مورد توضیح دهید.


من با حاج احمد آقا توکلی سابقه دوستی 28 ساله دارم . در سال 1364 یعنی در مقطعی که به عنوان رییس سازمان اداری مجلس در خدمت آقای هاشمی رفسنجانی بودم، با آقای توکلی ، حبیب الله عسگراولادی، مرتضی نبوی ، مرحوم ایت الله آذری قمی، ایت الله خزعلی ، آیت الله راستی کاشانی، آیت الله شرعی و جمعی دیگر، روزنامه رسالت را بنیانگذاری کردیم. من همیشه حاج احمدآقا را فردی متدین و شجاع ، دلسوز برای انقلاب و اسلام می دانستم. در دوران بعد از بازداشت اکثر جراید و بسیاری از سیاسیون در ایراد تهمت های ناروا به من، مسابقه گذاشته بودند. من هرکدام را که یقین داشتم دغدغه انقلاب و اسلام را دارد و به خدا و قیامت معتقد است، از ماجرا مطلع کردم تا آخرت خود را به دنیای دیگران نفروشند. مطمئن بودم که آنچه "حاج احمد آقا" علیه من نوشته براساس بغض و کینه نبوده ، بلکه از روی دلسوزی برای کشور بوده است. لذا با او تماس گرفتم و توضیحاتی دادم. پس از آن، او در مراجع قضایی ، و امنیتی بررسی ای گسترده ای را انجام داد و پس از آن، حلالیت طلبید .

آن ایام اعلام شده بود که شما از برخی رسانه ها شکایت هم کرده اید.

من ضمن سکوت ، از شهریور 86 یعنی قبل از رای دادگاه در مورد خودم ، حدود 30 شکایت علیه افراد و رسانه های مختلف به دستگاه قضایی تسلیم کردم و مدعی شدم هر آنچه در رسانه های مذکور علیه من عنوان شده خلاف حقیقت است به جز یکی دو مورد که هنوز به رای دادگاه منجر نشده است.

رایی هم علیه این رسانه ها صادر شد؟

در کلیه موارد و بدون استثنا افراد و رسانه های تهمت زننده ، محکوم شدند و یا در آستانه محکومیت به طور مستقیم یا با واسطه از من خواستند که گذشت کنم. من هم البته گذشت کردم و حتی نام افراد و رسانه های مذکور را هم خبری نکردم تا مبادا به آبرو و حیثیت آنها لطمه ای وارد شود.جالب این بود که تهمت زنان حتی نتوانستند یک مورد از تهامات مطروحه را در دادگاه ثابت کنند.

کسی هم به زندان محکوم شد؟

بله، افرادی هم که به زندان محکوم شدند ، بلافاصله گذشت کردم ، زیرا راضی نبودم حتی یک نفر یک دقیقه به خاطر تهمت ناروا به من به زندان برود. ضمن آنکه از رسانه ای کردن کل این ماجرا هم خودداری کردم تا حرمت افراد حفظ شود و جامعه متشنج تر نشود.

نظرتان در مورد کسانی که پس از تبرئه شما، کوچکترین واکنشی به این قضیه نشان ندادند ، چیست؟ مثلا آقای احمدی‌نژاد که در سخنرانی شدیداللحنی در آبان ۱۳۸۶ در دانشگاه علم و صنعت گفتند: آنها تا جایی جلو رفتند که کسانی را فرستادند که اطلاعات درون سیستم را به طور منظم به بیرون منتقل کنند و هر هفته در ملاقات‌های خود به دشمنان ملت ایران بگویند که چرا شما کوتاه آمده‌اید و صدور قطعنامه را عقب می‌اندازید... اکنون که پرونده آنها به دادگاه رفته، عده‌ای قاضی پرونده را تحت فشار سنگین قرار داده‌اند تا جاسوس را تبرئه کنند.


امیدوارم با گذشت زمان حقایق برای آقای احمدی نژاد روشن شده باشد. بهرحال ایشان رییس جمهور بودند و من به عنوان یک شهروند بر خود لازم می دیدم نه تنها علیه ایشان شکایتی را مطرح نکنم، بلکه حرمت جایگاه ریاست جمهوری کشور را محترم بشمارم.  ضمن اینکه من به سهم خود و براساس وظیفه ملی در ایام اقامت در خارج، در هر اجتماع یا کنفرانسی و سمیناری که بی جهت به احمدی نژاد حمله می کردند، از ایشان دفاع کردم و برای حضار توضیح دادم .

وقتی که در اکتبر 2009 بین آقای جلیلی و ویلیام برنز معاون وزیر خارجه آمریکا و سایر اعضای 5+1 توافق اولیه در مورد سوآپ اورانیوم غنی شده ایران و میله سوخت صورت گرفت ، با وجودی که در داخل کشور آقای احمدی نژاد و آقای جلیلی مورد حمله قرار گرفتند اما من از کار آنها در سخنرانی ها و مقالاتم دفاع کردم، چون این ایده را به نفع کشور می دانستم .

وقتی آقای احمدی نژادر سپتامبر 2011 پیشنهاد توقف غنی سازی 20 درصد را در مقابل دریافت "میله سوخت" مطرح کرد ، من تا به امروز از این موضع ایشان در همه جا دفاع کردم. چون اعتقاد دارم منافع مردم و کشورم را نباید قربانی منافع شخصی و باندی و گروهی کرد.

نظرتان در مورد انتخابات آتی ریاست جمهوری در ایران چیست؟

امیدوارم سیاسیون کشور ، از هر جناح تهدیدات بی سابقه علیه امنیت ملی ایران را درک کنند و به مخاصمات جناحی خاتمه دهند. مصلحت کشور در این است که فردی با عنوان رییس جمهور جدید زمام امور اجرایی کشور را در دست گیرد که بتواند از نیروهای کارآمد و معتدل و باتجربه هر دو جناح استفاده کند و "انسجام و وحدت ملی مورد نیاز کشور" را تحقق بخشد.

با توجه به موقعیت خاص ایران ، به نظرتان رییس جمهور آتی ایران باید دارای چه شاخصه هایی باشد؟

به نظرم رییس جمهور جدید ایران باید از "مقبولیت جهانی" برخوردار باشد. روابط خارجی ما به شدت شکننده شده و نیازمند تحولات بنیادی و اساسی است. و این مقدور نیست مگر اینکه رییس جمهور جدید نزد جامعه جهانی و کشورهای همجوار و همسایه مقبولیت داشته و مورد احترام و البته مورد اعتماد رهبری باشد.

شما هنوز ارتباطتان را با آیت الله هاشمی، دکتر حسن روحانی و دوستان داخلی را حفظ کرده اید؟

ضمن ارادت کامل به همه آنها، من بعد از ترک کشور با هیچ یک از سیاستمداران کشور ، تماسی برقرار نکردم تا مبادا مزاحمت سیاسی برای آنها ایجاد شود.

آیا در جریان کتاب هسته ای آقای روحانی بودید؟

خدا می داند اصلاً از اینکه آقای دکتر روحانی در حال نوشتن این کتاب ای است خبر نداشتم . دو سالی روی کتاب خودم تحت عنوان "بحران هسته ای ایران" کار کردم و وقتی برای ناشر فرستادم  ، دقیقاً اسفند 90 بود که همزمان در خبرها دیدم آقای روحانی هم کتاب هسته ای نوشته است.

فرجام مناقشه هسته ای ایران را چگونه می بینید؟ آیا تصور می کنید ایران و آمریکا مستقیماً ، پای میز مذاکره رفته و مستقیماً با یکدیگر گفت و گو می کنند؟ آیا بن بست ایجاد شده در مورد فعالیت های هسته ای ایران، برطرف خواهد شد یا دو طرف وارد یک جنگ تمام عیار خواهند شد؟

مسئله هسته ای ایران یک مسئله سیاسی است و نه حقوقی و فنی. مخاصمات آمریکا و ایران هم نقشی اساسی در ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت و اعمال تحریم های اقتصادی داشت . مشکل ایران و آمریکا هم به مسئله هسته ای محدود نمی شود. تهران و اشنگتن دارای تضادهای مهم و جدی و منافع مشترک اساسی و مهم هستند. عاری سازی خاورمیانه از سلاح های کشتارجمعی از موارد کلان سیاسی و امنیتی بین المللی است که هر دو کشور علاقمند به تحقق آن هستند. ثبات در افغانستان و عراق از مواردی است که هر دو کشور در آن منافع مشترک دارند. مقابله با قاچاق موارد مخدر و جنایات سازمان یافته هم از جمله منافع مشترک است . امنیت تردد دریایی و مقابله با دزدی دریایی از دیگر موارد است، حتی تامین امنیت انرژی به نفع هر دو کشور ارزیابی می شود.

پیغام های اخیر آمریکا به ایران مبنی بر آمادگی برای مذاکره را چطور ارزیابی می کنید؟ برخی معتقدند این اقدامات از سوی آمریکا هدفدار است .


 آمریکا می خواهد از این راه، به افکار عمومی جهان و ایران القا کند که ایران پای میز مذاکره نمی آید و درواقع مشکل اصلی، ایران است نه چیز دیگر.

درحالی که ایران معتقد است از حق غنی سازی خود عقب نمی نشیند و از سوی دیگر ، آمریکا دراین مورد نرمشی نشان نمی دهد و روز به روز دایره تحریم ها را شدیدتر می کند، چه راهی را برای حل این معضل پیشنهاد می کنید؟


آمریکایی ها در بخش فشار و تحریم و تشدید خصومت، دیپلماسی کارآمدی دارند اما در بخش همکاری در زمینه ی منافع مشترک، بسیار ناکارآمد و ضعیف هستند. برای پیگیری از تشدید خصومت، و تقابل نظامی، گفت و گوی مستقیم بین ایران و آمریکا براساس احترام متقابل به منافع مشترک و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر امری تعیین کننده خواهد بود.

مذاکرات نباید محدود به مسئله هسته ای شود. مسئله هسته ای می تواند در غالب مذاکرات ایران و 5 + 1 دنبال شود اما مذاکرات همزمان بین تهران و واشنکتن در مورد یک بسته جامع شامل کلیه موارد مورد نظر دو طرف در زمینه های منطقه ای و بین الملیی، راهیست که می تواند به کاهش تشنج و خصومت، رفع احتمال تقابل نظامی، حل مسئله هسته ای و ارتقاء امنیت منطقه ای و بین المللی منجر شود.

البته ناگفته نماند که تصمیم گیری نهایی در مورد مسئله آمریکا، مقام معظم رهبری هستند . استنباط شخص من همین است که ایشان به این نتیجه نرسیده اند که آمریکایی ها برای یک رابطه سالم براساس احترام متقابل به منافع مشترک و عدم مداخله در مورد داخلی یکدیگر، آمادگی و یا از جماع داخلی برخوردارند. دغدغه ایشان ایشان این است که آمریکا همچنان برسیاست دیرینه خود مبتنی بر "تغییر رژیم در ایران" پایبند است و لذا مذاکره فایده ای ندارد.  بنابراین واشنگتن باید در این مورد، اعتماد تهران را جلب کند.  

آیا سیاست های دولت احمدی نژاد در تشدید برخورد ایران و آمریکا موثر بوده است؟

آقای احمدی نژاد بیش ترین تلاش های ممکن برای بهبود روابط ایران و آمریکا را به خرج داد  . نامه های او به بوش و اوباما و تبریک به اوباما در دور اول ریاست جمهوی، مذاکرات رسمی و مستقیم سفرای ایران و آمریکا در مورد ماجرای عراق در سال 2007 ، مذاکرات رسمی و مستقیم آقای جلیلی با معاون وزیر خارجه آمریکا و دهها مورد رسمی و غیرسمی دیگر هیچ تردیدی باقی نمی گذارد که او تلاش خود را برای بهبود روابط به خرج داده است. اما شعارهای تند و افراطی او مانع تحقق سیاست ها و تلاشش برای برقراری رابطه شد. شعارهایی مثل اعلام نابودی اسرائیل، نفی هولوکاست، متهم کردن مقامات آمریکا در سازماندهی حادثه برج های دوقلو در یازده سپتامبر، و یا اینکه ایشان در یک سخنرانی عمومی اعلام کرد که رییس جمهور آمریکا حتی بلد نیست اسم خود را بنویسد" از جمله دلایل مهمی بود که وجهه ایشان را در نزد قدرت های جهانی به ویژه جهان غرب تخریب کرد.

آیا اتفاقات اخیر در منطقه (جنگ میان حماس و اسرائیل) باعث تقویت جایگاه ایران در منطقه شده و شرایط را برای مذاکره برابر با آمریکا مهیا کرده یا خیر؟


در مورد جنگ اخیر حماس و اسرائیل ، طی مقاله ای در ال مانیتور نوشتم که برنده این جنگ حماس و ایران بوده اما چنین پدیده ای راه مذاکرات ایران و آمریکا را هموار نمی کند.

تحلیل تان از شرایط سوریه چیست؟ سوریه در جنگی گرفتار آمده که از یک سو قدرت های بزرگ جهانی چون آمریکا و انگلیس با کمک ترکیه و اعراب خلیج فارس، درصدد حذف بشار اسد به هر شکل ممکن هستند . از سوی دیگر، ایران و روسیه، تمم قد در حال حمایت از بشار اسد هستند؟ به نظر شما آینده سوریه چه خواهد بد؟ ایا بشار اسد خواهد ماند؟ اگر او برود شرایط برای ایران در منطقه چه تغییری می کند؟

قربانی شرایط فعلی سوریه، مردم این کشور هستند و محتمل ترین نتیجه حاصله از سناریوهای جاری در مورد بحران سوریه، جنگ تمام عیار داخلی و جنگ قومی قبیله ای است که آتش آن می تواند منطقه را فراگرفته و یک بحران "غیر قابل مدیریت در خاورمیانه" به وجود آورد.

گروه 5+5 یعنی 5 قدرت شورای امنیت سامزان ملل به اضافه ی ایران، مصر، ترکیه، عربستان و قطر باید در یک جلسه مشترک با حضور دولت و اپوزوسیون سوریه، یک چاره اندیشی عاجل به خرج دهند و بحران را مدیریت کنند. در غیر این صورت همه بازنده خواهند بود و برنده ای وجود نخواهد داشت.

اساساً اینده منطقه را چگونه ارزیابی می کنید؟ اتفاقات حساس و پی در پی در کشورهای مختلف خاورمیانه چه فرجامی را رقم خواهد زد؟ آیا شما با این تحلیل هم عقیده هستید که تنش سنگین این روزها در منطقه، نهایتاً منجر به جنگی تمام عیار در منطقه خواهد شد؟

من نسبت به آینده منطقه به شدت نگران هستم . هیچ نشانه ای امیدوار کننده ای که موجب خوشبینی باشد نمی بینم . با روند فعلی درگیری ها، تشنج ها، بحران ها و مشکلات تشدید خواهد شد مگر اینکه قدرت های جهانی و منطقه ای ابتکارات خردمندانه تری به خرج دهند.

یکی از اعضای هیات آمریکایی مذاکره‌کننده با ایران اخیراً گفته است: "فرصتی تاریخی در مذاکرات با ایران شکل گرفته و احتمال توافق بر سر پذیرش غنی‌سازی و لغو از تحریم‌ها وجود داد". آیا ممکن است یکباره چنین اتفاق شگفت انگیری به وقوع بپیوندد؟

این مقدار که من مطلع هستم بدنه کارشناسی وزارت خارجه آمریکا، شورای امنیت و کاخ سفید معتقد هستند که راه حل نهایی مسئله هسته ای در پذیرش غنی سازی ایران ، منتهی به صورت محدود و با شرایط ویژه (یعنی بازرسی های گسترده و نظارت های وسیع) می باشد .

آنها حتی معتقدند که نهایتاً تحریم ها هم باید به تدریج برداشته شوند. تا اینجای کار موجب امیدواریست. اما کنگره آمریکا یک مانع بزرگ است. احتیاج به روشنگری و کار دیپلماسی بسیار سنگین با کنگره آمریکاست که متاسفانه هیچ ارتباطی وجود ندارد.

مانع دوم فشارهای اسرائیل است که اگر بتوان مشکل کنگره را حل کرد ، اوباما از عهده کنترل فشارهای دولت اسرائیل برخواهد آمد.

لابی ایران در آمریکا بسیار بسیار ضعیف و در حد نزدیک به صفر است. در حالیکه لابی اسرائیل و اعراب به طور وحشتناکی فعال است.

تهران باید در این مورد چاره اندیشی کند و خلاء موجود در میدان کنگره و رسانه ها و افکار عمومی آمریکا را پر کند . حضور ایران در رسانه های آمریکا و غرب، بی نهایت ضعیف است. افکار عمومی غرب در حد بالایی در مورد ایران منفی است. لذا برای هر دو مسئله، باید اقدامات مناسب صورت گیرد.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری