کد خبر ۲۵۸۸۴۲
تاریخ انتشار: ۱۶:۴۶ - ۰۲ اسفند ۱۳۹۱ - 20 February 2013
نقدی بر نامه چهره های سیاسی-دانشگاهی ایران به محمد مرسی
در کشوری که رئیس "الازهر"ش ، حتی حاضر به حضور مشترک با احمدی نژاد برای کنفرانس مطبوعاتی نشد و مشاورش را فرستاد و او هم در حضور رئیس جمهور ایران ، هر چه توانست نثار ایران کرد تا آنجا که احمدی نژاد ، تهدید به ترک جلسه کرد ، مشخص است که چه فضایی حاکم است.
عصرایران - نامه ای که 17 چهره سیاسی-دانشگاهی به محمد مرسی ، رئیس جمهور مصر نوشتند ، بیش از هر چیزی نشان دهنده ناآگاهی و جهان نشناسی افرادی است که در داخل کشور ، رسانه های رسمی ، آنان را "اندیشمندان ایرانی" می خوانند. هر چند فرد فرد این 17 نفر ، محترم هستند ولی نمی توان به واسطه ارجمندی شان ، کار آنان را مصون از نقد دانست ، همان طور که نقد کارشان نیز ، بی حرمتی به شخصیت خودشان نیست.

چند روز قبل ، 17 نفر ، از جمله علی اکبر ولایتی ، غلامعلی حداد عادل ، سید علیرضا مرندی ، فرهاد رهبر ،محمد رضا مخبر دزفولی ، محمدعلی معلم دامغانی ، سید مصطفی محقق داماد و ... نامه ای به رئیس جمهور مصر نوشتند و پس از مقدمه ای مبنی بر حقانیت دین اسلام ، اعلام آمادگی کردند که آماده اند تجربیات جمهوری اسلامی ایران را به مصر انتقال دهند.

این نامه با بی اعتنایی محمد مرسی مواجه شد. اما مشاوران و مقامات دیگر مصر ، آن را به سخره گرفتند و به انتقاد از نامه پرداختند و تصریح کردند که نیازی به این ارائه الگوها ندارند و ... (متن نامه ، اسامی امضا کنندگان و واکنش مصری ها را اینجا ببینید).

البته این واکنش ها ، قابل پیش بینی بود. محمد مرسی که حتی در سفر احمدی نژاد به مصر ، راضی به «گفت و گوی رسمی دو جانبه» با رئیس جمهور ایران نشد*، مشخص بود که به نامه چند چهره درجه چندم سیاسی و دانشگاهی - که هیچ کدام یا اکثریت شان را اصلاً نمی شناسد و نامشان را هم نشنیده است - پاسخ نمی دهد. او همانند اکثر رؤسای جمهور و البته برخلاف برخی ، برای جایگاه ریاست جمهوری ، شأن و اعتبار قائل است.

واکنش مقامات و رسانه های مصر هم پیشاپیش مشخص بود. در فضای ضد ایرانی شکل گرفته در مصر که با تبلیغات گسترده رسانه هایی مانند العربیه و سلفی های تندرو حاصل شده و مسائلی مانند تضاد سیاست های تهران و قاهره در قبال سوریه بر آن دامن زده است ، معلوم است که نامه ایرانی ها را حلوا حلوا نمی کنند!

در کشوری که رئیس "الازهر"ش ، حتی حاضر به حضور مشترک با احمدی نژاد برای کنفرانس مطبوعاتی نشد و مشاورش را فرستاد و او هم در حضور رئیس جمهور ایران ، هر چه توانست نثار ایران کرد تا آنجا که احمدی نژاد ، تهدید به ترک جلسه کرد ، مشخص است که چه فضایی حاکم است.

این فضا را هر ناظر متعارفی می تواند از هزاران کیلومتر دورتر درک کند و بفهمد که نامه نگاری در این شرایط ، مصداق تف سربالا و دادن فرصت و میدان برای ایجاد مانورهای رسانه ای ضدایرانی است.

کافی است نگاهی به رسانه های مصری در ایام اخیر انداخته شود تا مشخص شود که به بهانه این "نامه نگاری خام و عجولانه" و صدالبته "غیرضروری" ، چه هجمه ای علیه ایران راه افتاده است.
این که آنچه مصری ها علیه ایران می گویند تا چه اندازه مقرون به صحت است و تا چه اندازه تبلیغاتی و دروغین ، امری است جداگانه ؛ سخن بر سر این است که چرا به رقیب باید پاس گل داد و برایش فضا ساخت که جوسازیِ ولو غیرمنصفانه کند؟!

بدترین بخش ماجرا ، این است که آقایان ،بعد از این که رفتار سرد و موهن مصری ها با رئیس جمهور ایران را در سفر اخیر احمدی نژاد به مصر دیدند ، این نامه را نوشتند و فرستادند و با خود اندیشه نکردند در کشوری که در یک سفر چند روزه ، دستکم دوبار رئیس جمهور ایران مورد حمله و اهانت قرار می گیرد و فضایی چنان سنگین علیه ایران وجود دارد که در جشن 22 بهمنِ دفتر حفاظتِ منافع ایران در مصر ، نماینده دولت قاهره ، علیه ایران موضع گیری می کند و دولتمردان ایرانی را یادآور خون های ریخته شده در سوریه می خواند و ... ، جایی برای چنین نامه نگاری های یکسویه وجود ندارد.

وانگهی ، لحن پندآموز و موعظه گرانه نامه مبنی بر این که ما می خواهیم به شما کمک کنیم ، برای کشوری مانند مصر با آن سابقه تمدنی و ادعای پیشرو بودنش در جهان عرب ، هرگز خوشایند نبود.
این که چند چهره نه چندان معروف ایرانی ، نامه ای به رئیس جمهور کشوری مانند مصر بنویسند و وعظ و موعظه اش کنند و خود را به رُخش بکشند و در پایان بگویند که حاضرند انتقال تجربه کنند ، حتماً می تواند نوعی اهانت تلقی شود و واکنش متقابل دریافت کند، آن هم از سوی دولت و مردمی که تازه انقلاب کرده اند و هنوز در هیجان و غرور آن هستند.

همه این ها نشان می دهد که این اندیشمندان(!) وطنی ، بدیهیات جهان امروز را هم نمی شناسند و از بازتاب اعمال خود در دنیای امروز غافل اند. گو این که فکر می کنند فضای فکری همه مردم دنیا ، یا لااقل همه مسلمانان جهان ، منطبق بر اندیشه های آنان است و حالا که مصری ها ، انقلاب کرده اند و مرسی را جایگزین مبارک کرده اند ، معنی اش این است که عزت و استقلال و عقایدشان را به پای ایران می ریزند و برای ما و تجربیات ما ، فرش قرمز می گسترانند!

و نکته ای که نویسندگان نامه باید بدان پاسخ دهند این است کهنوشتن نامه به مرسی در این شرایط و از سوی آنها ، اساساً چه لزومی داشت و اگر آنها نامه نگاری نمی کردند ، چه ثلمه ای بر ایران و اسلام وارد می آمد؟!

جواب های تند مصری ها به این نامه -که متأسفانه به نام ملت ایران تمام شد- هر چند تلخ و گزنده بود ولی ای کاش باعث شود که سر اندیشمندان وطنی (!) ، به سنگ بخورد و در نوع نگاه و رفتارشان تجدید نظر کنند و بدانند که معادلات امروزی فراتر از ذهنیت های آنان ، دنیا گسترده تر از دفترهایشان و مردم جهان ، پرشمارتر و متکثر تر از اطرافیان عمدتاً مجیز گویشان هستند.

بعد از تحریر:

آقایان! مصر مهم است ، رابطه با مصر هم خوب است ؛ اما نه به هر قیمت و ذلتی! 


پی نوشت
*مرسی فقط در هنگام استقبال از احمدی نژاد در فرودگاه قاهره ، در پاویون ، دقایقی را صرف نشست تشریفاتی خوش آمدگویی کرد و نشست دیگرش نیز ، نشست سه جانبه ایران،مصر و ترکیه درباره سوریه بود. او دیدار "رسمی دوجانبه" با احمدی نژاد نداشت.


ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری