فیلم بیشتر »»
کد ۲۶۲۲۱۵
انتشار: ۱۰:۲۳ - ۲۱-۱۲-۱۳۹۱

دختر و بقال!

 
دختر كوچولو وارد بقالي شد و كاغذي به طرف بقال دراز كرد و گفت: مامانم گفته چيزهايي كه در اين ليست نوشته بهم بدي، اين هم پولش.
 
بقال كاغذ رو گرفت و ليست نوشته شده در كاغذ را فراهم كرد و به دست دختر  بچه داد، بعد لبخندي زد و گفت: چون دختر خوبي هستي و به حرف مامانت گوش مي‌دي، مي‌توني يك مشت شكلات به عنوان جايزه برداري.
 
ولي دختر كوچولو از جاي خودش تكون نخورد، مرد بقال كه احساس كرد دختر بچه براي برداشتن شكلات‌ها خجالت مي‌كشه گفت: "دخترم! خجالت نكش، بيا جلو خودت شكلاتهاتو بردار"
 
دخترك پاسخ داد: "عمو! نمي‌خوام خودم شكلاتها رو بردارم، نمي‌شه شما بهم بدين؟ "
 
بقال با تعجب پرسيد: چرا دخترم؟ مگه چه فرقي مي‌كنه؟
 
و دخترك با خنده‌اي كودكانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!

منبع:زنان بلاگ

 

برچسب ها: داستانک
ارسال به دوستان
captcha
آخرین امپراتور مغول در قاب دوربین! برای فاصله گرفتن از طعم‌های تکراری، مرغ را این‌بار با دوغ ترشِ گازدار بپزید آیا می‌دانستید آیکون «بلوتوث» در گوشی‌ها ریشه در زمان وایکینگ‌ها دارد؟(+عکس) راز گوشه‌های گرد پنجره هواپیما؛ چرا پنجره‌ هواپیماها دیگر مستطیلی نیست؟ تنها ذهنیتی که زندگی شاد و رضایت‌بخش را تضمین می‌کند کدام رفتارهای ایرانی، از نظر خارجی‌ها عجیب است؟ تنها منشاء شاد بودن در زندگی کشف شد طرز تهیه محلبی آلبالو؛ دسر ترکیه‌ای با طعمی متفاوت برای پذیرایی چگونه ایران ساسانی در دل بدترین خشکسالی تاریخ به اوج قدرت رسید؟ تصاویری از «اهرام باستانی سودان»؛ شگفتی‌هایی فراموش‌شده در صحرا سخت‌ترین و تاریک‌ترین سال در تاریخ بشر چه سالی بود؟ آیا به استفاده از گوشی اعتیاد دارید؟ با این آزمون میزان وابستگی خود را بسنجید اگر مدام می‌گویید «بعداً انجامش می‌دهم»، این مطلب را بخوانید+ قانون ۵ دقیقه انسان‌های «سگ‌سر» چه کسانی بودند؟ کته کردن برنج کار هر کسی نیست؛ خیلی ها این مهارت را ندارند