فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۶۷۱۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶:۳۶ - ۱۷-۰۷-۱۳۸۶
کد ۲۶۷۱۴
انتشار: ۰۶:۳۶ - ۱۷-۰۷-۱۳۸۶

سهراب ، عارفی که شعر را نقاشی می کرد

عصر ایران
مهیار زاهد

 تولد سهراب سپهری بهترین بهانه است برای گفتن حرفهای شاعرانه و عارفانه . مگر می توان با منطق از سهراب حرف زد و احساسات را کنار گذاشت ؟

خاطرم می آید زمانی که کوچک بودم اشعار سهراب را حفظ می کردم و از خواندن و فهمیدن آنها لذت می بردم . حالا هم اشعار سهراب را می خوانم و می فهمم و  لذت می برم . و در این نکته ایست ریز و ظریف که در بچگی فهم متفاوت و ساده خود را داشتم  و اکنون نیز فهم متفاوت و باز هم ساده  خود را دارم و می دانم که در دوران کهنسالی نیز فهمی دیگر خواهم داشت . و این است راز زنده بودن شعر سهراب .  

 

شاید بهترین وصف را از سهراب سپهری ، داریوش آشوری در یک جمله بیان کرد : در شعر نیز می توان سالک بود  و سیری  به کمال داشت .

سهراب بی شک یکی از متفاوت ترین شاعران معاصر ما بود چرا که حاصل فعل و انفعالات درونی او تبدیل به شعر می شد . به بیان دیگر سهراب شعر نمی گفت بلکه این شعر بود که خود را از او  لب ریز  می کرد. نقطه تمایز سهراب سپهری از شاعران دیگر در همین است .

شعر سپهری هیچ وقت درگیر مسائل عادی و یا اتفاق های زمانه او نبوده است گویی سهراب جهان پیرامون  خود را حقیر تر از آن می دید که فکر خود را مشغول آن سازد . حقیقت این است که سهراب در جهانی دیگر می زیست در جهانی که دنیای اخبار و حادثه در آن وجود نداشت . در جهانی متفاوت که در آن معیارها و ارزش ها به گونه ای دیگر تعیین می شدند .

با این همه نمی توان سهراب را بزرگترین شاعر معاصر به حساب آورد اما می توان  او را متفاوت ترین نامید . انسانی که متفاوت می دید و درگیریهای فکر و ذهنش با دیگران فاصله ای بعید داشت . حال این انسان متفاوت و عارف از خود شعر هم  به یادگار می گذارد و از آن مهم تر نقاشی هم می کند . نقاشی هایی که شاید علی رغم توجه زیاد به سهراب سپهری غالبا از آن غافل بوده ایم .

کمتر دیده شده که سهراب را در شمایل یک نقاش بررسی کنند  حال آن که سرگرمی و دلمشغولی اصلی او نقاشی بود و بعد از آن  شعر . لذا نگارنده حقیر بر این عقیده است که  کاوش در نقاشی های سهراب به مراتب ما را بیشتر با روحیات و احساسات او آشنا می کند تا کاوش در شعر او . هر چند که شعر سهراب نیز لایتناهی است .

اما  نکته ای که نمی توان در آن شک کرد این است که سهراب بیش از آن که نقاش و شاعر باشد یک عارف بود . عارفی کم حرف و بی صدا که بیشتر در عالم  درون خود به جستجوی معانی می رفت . و برای همین هم به نظر من هیچ عجیب نیست که سهراب  به کارگاه گل و سفال هم گوشه چشمی داشته است . مگر می شود کسی عارف باشد و گل او را به سمت خویش نکشاند .

شعر سهراب را همیشه می توان تازه یافت و همیشه می توان از ظن خود یار او  شد . به نقاشی  سهراب  همیشه می توان خیره شد   و هر بار می توان چیزی دید که قبلا از نظر پنهان بوده است .

هر چند که گذاردن اسامی شاعران کلاسیک ادبیات فارسی بر روی شاعران معاصر و مقایسه کردن این دو با هم  کار عاقلانه و راستی نیست . اما من به شدت دوست دارم که سهراب را با مولانا به هم پیوند دهم و بگویم که سهراب سپهری نقاشی بود که مولانای معاصر ادبیات ما را در خود متجلی کرد . 

 

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
ناشناس
Netherlands (Kingdom of the)
۱۴:۳۳ - ۱۳۸۶/۰۷/۱۸
0
0
من تیتر رو خیلی بیشتر از جملهء آخر دوست داشتم.
ضمنا مطلب بسیار زیبایی بود.
تغییر کاربری تانک‌ها در هند(+عکس) جزئیات دریافت کارت امتحانات نهایی اعلام شد تاریخ به روایت تصویر / چهره‌های کودکان در هراتِ یک قرن پیش عکس روز ناسا از نبرد چند اژدها در آسمان! ساعت کاری شعب کشیک بانک‌ها در روزهای تعطیل تیر چرا سرعت اینترنت به‌جای «مگابایت» با «مگابیت» اندازه‌گیری می‌شود؟ سفر مکرون به سوریه / حضور مدیران توتال آتش سوزی یک نفتکش پس از اصابت «پرتابه ناشناخته» در سواحل عمان طوفان در جنوب چین قربانی گرفت/ هزاران نفر تخلیه شدند آرایش برای همسر؛ راهی بسوی عشق یا نقابی برای فرار؟ (بررسی روان‌شناختی) مردی که می‌خواست جاودانه شود، به بیماری نادر لاعلاج مبتلا شده است قیمت طلا جهانی امروز سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵ آغاز دوره‌ای جدید؛ ثروتمندان آمریکایی حالا فرزندان خود را به مدارس هوش مصنوعی می‌فرستند چرا مردم تورم را بیشتر از آمارهای رسمی احساس می‌کنند؟ درمانگری و فلسفه‌ورزی؛ مروری تحلیلی بر «وقتی نیچه گریست»