فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۷۱۶۹۳
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۴ - ۱۸-۰۲-۱۳۹۲
کد ۲۷۱۶۹۳
انتشار: ۰۹:۰۴ - ۱۸-۰۲-۱۳۹۲

پاداش مرد بد یمن!

پادشاهي به شکار رفت و در مسير مرد بدقيافه اي را ديد که بديمن بود، او را زد و به زندان انداخت. از قضا در آن روز، پادشاه شکار خوبي داشت و شادمان برگشت و به او اجازه آزادي داد.

مرد اجازه خواست تا چيزي به سلطان بگويد و گفت: اي پادشاه، مرا پس از ديدن ميزني و به زندان مي فرستي، ولي من تو را مي بينم و شکارت خوب مي شود و با سلامتي و شادي برمي گردي، حالا بگو کدام يک از ما بديمن تر بوديم براي هم؟ پادشاه از اين حرف شرمنده شد و به او هديه داد.

«کشکول شيخ بهايي»


برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
انسان‌های «سگ‌سر» چه کسانی بودند؟ کته کردن برنج کار هر کسی نیست؛ خیلی ها این مهارت را ندارند سلطانه‌های اروپایی که امپراتوری عثمانی را دگرگون کردند(+عکس) بهترین روش نگهداری گوجه فرنگی در فریزر با ماندگاری یک‌ساله عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا(+عکس) بین‌النهرین چگونه به مهد تمدن تبدیل شد؟(+عکس) اولین نخبه‌های‌ تهران خانه‌ تهرانی‌های قدیم چطور روشن می‌شد؟ / آداب جالب روشن کردن چراغ در خانه و مغازه «آرامگاه غول‌ها» بعد از حدود 3 هزارسال از زیر بوته‌ها بیرون آمد(+عکس) چرا بعضی رنگ‌ها حال‌مان را خوب و بعضی بد می‌کنند؟/ در روزهای پراسترس این رنگ‌ها را بپوشید جشن چله تابستان؛ از جشن‌های فراموش شده ایرانی چرا تهرانی اجاق خانه‌ را آخر همه می‌ساخت؟ چگونه تصمیم‌های درستی بگیریم شش مورد از خطرناک‌ترین مُدهای تاریخ حداقل و حداکثر قد مورد نیاز برای پذیرفته شدن در نیروی هوایی آمریکا چقدر است؟