فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۷۶۸۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۹ - ۰۱-۰۸-۱۳۸۶
کد ۲۷۶۸۴
انتشار: ۱۴:۱۹ - ۰۱-۰۸-۱۳۸۶

سرگرداني جوانان براي دريافت وام

عصر ایران
اين بار رئيس شعبه با نگاهي معنادار تو را به يکي از کارمندان معرفي مي‌کند. اما گرفتن اين وام براي تو طلسم شده است. چون اين‌بار مي‌شنوي:"تا زماني که ضامن‌ها در بانک حاضر نشوند و جلوي ما مدارک را امضا نکنند امکان پرداخت وام وجود ندارد."

 

با ديدن مبلغ کسر شده وام مي‌فهمي بانک مورد نظر با کسرمبلغ 75 هزار تومان بابت کارمزد از وام يک ميليون توماني تو را شرمنده مي‌کند.  

آن‌قدر صحبت‌هاي تکراري و توصيه‌هاي آبدار شنيده‌اي به بيماري شعارزده‌گي دچار شده‌اي و هيچ دکتري هم نمي‌تواند برايت نسخه‌ي مناسبي بپيچد.

کارت شده اينکه از صبح تا شب چند تا کاغذ سفيد جلوي رويت بگذاري و بعد از چند دقيقه با کلي اعداد تکراري سياهشان کني.

از بس خرج و مخارج عروسي را حساب کرده‌اي و براي هزارمين بار متوجه نخواندن دخل و خرجت شده‌اي مغزت هنگ کرده.

خودت را روي صندلي پشت ميزت رها مي‌کني و از يادآوري روزهايي که پشت سر گذاشته‌اي خنده‌ات مي‌گيرد، همين پنج ماه پيش بود که به اصرار خانواده براي تأمين مخارج عروسي تصميم گرفتي براي دريافت وام ازدواج اقدام کني.

وقتي يادت مي آيد براي گرفتن برگه‌ي درخواست وام چند روز معطل شدي، دلت به حال امثال خودت مي‌سوزد. يادت مي‌آيد بعد از چند روز چرخيدن در چند بانک بالاخره يک انسان شير پاک خورده پيدا شد و تو را به دفاتر پستي روانه کرد و مسير صحيح را نشانت داد.

يادت مي‌آيد به چند دفتر پستي سر زدي و با در بسته روبرو شدي، يکي مي‌گفت مهلت دريافت وام تمام شده، يکي مي‌گفت برگه وام نداريم، تا بالاخره در يکي از نقاط دور افتاده‌ي شهر دو برگه درخواست وام صندوق مهر رضا پيدا کردي و با کلي ذوق به خانه آمدي.

يادت هست که چقدر تلاش کردي تا در نهايت احتياط برگه‌ي درخواست‌ها را بدون خط‌خوردگي پر کني.

حدود يک ماه بعد از پست کردن فرم‌ها نامه‌اي به دستت رسيد که در فلان تاريخ به فلان بانک براي دريافت وام خود مراجعه کنيد.

تاريخ را چندين بار در ذهنت تکرار کردي و با اين حال از ترس فراموش کاري آن را به حافظه‌ي تقويمت سپردي.

روز موعود فرا رسيد. تو هم شال و کلاه کردي و با مدارکي که در نامه خواسته بودند به طرف بانک رفتي. با خودت فکر مي کردي به محض ورود به بانک با پهن کردن فرش قرمز به استقبالت مي آيند اما...
مسئول مربوطه بعداز ديدن نامه و مدارک کاغذ سفيدي برداشت و در آن تمام شجره نامه‌ات را براي دريافت وام خواست و گفت:"اگر اينها را نياوري از وام خبري نيست!"
با گردن کج به سمت خانه روانه شدي تا مدارک را تهيه کني، بعد از تهيه کلي مدرک و سفته و دو تا ضامن و با بغل پر و با لبخندي بر روي لب وارد بانک شدي اما اين‌بار جمله‌ي جديدي به استقبالت آمد: "ما سرمون شلوغه و وقت اين ريزه کاري‌ها رو نداريم."

عصباني مي‌شوي و به نزديکترين دفتر صندوق مهر رضا مي‌روي و علت اين همه بي‌احترامي و سر کار گذاشتن را مي‌پرسي.

کارشناس مربوطه مي‌گويد" اين رفتار اصلا صحيح نيست." و با دادن نامه‌اي به دستت تو را به سوي بانک روانه مي‌کند.

اين بار رئيس شعبه با نگاهي معنادار تو را به يکي از کارمندان معرفي مي‌کند. اما گرفتن اين وام براي تو طلسم شده است. چون اين‌بار مي‌شنوي:"تا زماني که ضامن‌ها در بانک حاضر نشوند و جلوي ما مدارک را امضا نکنند امکان پرداخت وام وجود ندارد."

...از غصه خنده‌ات مي‌گيرد از بانک که بيرون مي‌آيي به خودت بد و بيراه مي‌گويي و با کلي خجالت و رنگ عوض کردن آقايان ضامن را در جريان روند کار مي‌گذاري. آنها هم مي‌آيند و جلوي چشم کارمند بانک مدارک را امضا مي‌کنند و مي‌روند.

تو مي‌ماني و خوشحالي که احساس مي‌کني بي‌دليل است. به بادجه مربوطه مي‌روي تا دفترچه وامت را دريافت کني. وقتي مبلغ کسر شده وام را مي‌بيني معني بي‌دليل بودن شادي‌ات را به خوبي مي‌فهمي. بانک مورد نظر با کسرمبلغ 75 هزار تومان بابت کارمزد از وام يک ميليون توماني تو را شرمنده مي‌کند.

از بانک که بيرون مي‌آيي زنگ تلفن صدا مي‌کند و همسر محترم ليست اقلامي که بايد خريداري شود پشت تلفن مي‌خواند.

هنور صحبت‌هايش به آخر نرسيده است که حس مي‌کني قهرمان وزنه‌برداري کشور روي قفسه سينه‌ات نشسته است ...يک فلاش بک در ذهنت شروع مي شود :"چند ماه دوندگي براي گرفتن دو ميليون وام ...هزينه‌هاي ازدواج ...اين مبلغ کفاف کدام يک از مخارج ازدواج را مي‌دهد ...نمي‌خواهي اما روي آسفالت سخت خيابان رها مي‌شوي...

وقتي به هوش مي‌آيي خودت را بين جمعيتي مي‌بيني که بالاي سرت دل مي‌سورانند ...يک پيرمر عصازنان جلو مي آيد و مي گويد"پسرم ... خدا بزرگ است."

با صداي مادرت از افکار به هم ريخته‌ات خارج مي‌شوي، دوباره نگاهت به کاغذهاي سياه شده روبرويت مي‌افتد...دوباره در دلت تکرار مي‌کني"الهي به اميد تو!"

 

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۱۱ - ۱۳۸۶/۰۸/۰۲
0
0
اقا من وام ازدواج یک میلیون تومانی مهر رضا را گرفتم ولی باید یک میلیون و دویست هزار تومان بازپرداخت بدهم یعنی 12 درصد سود.
عصر ایران:احتمالا منظور ایشان 20 درصد است.
captcha
دستور وزیر ورزش برای معافیت سربازی قهرمانان ای‌فوتبال ایران کنایه رسانه‌های چینی به ایران پس از صدرنشینی و حذف تیم امید مناقشه بر سر آیندۀ هوش مصنوعی/ از اصل ماجرا غافل‌ایم! روبیو: توافق با ایران به کار سخت در یک بازه زمانی نیاز دارد کنایه خداداد عزیزی به فدراسیون پس از حذف تیم امید؛ «چه بیانیه‌ای می‌دهید؟» مهدی ترابی جراحی شد؛ غیبت ستاره ایران در جام ملت‌های آسیا قطعی شد بسکتبال سه‌نفره ایران در آستانه دو بازی حساس برای رسیدن به مدال ناگویا محاکمه اشرف حکیمی در فرانسه بر سر اتهام تجاوز تأیید شد محسن رضایی: قرار شد آقای عراقچی شروط ایران را به واسطه‌ها ابلاغ کنند واژگونی وانت مزدا در محور هفت‌باغ کرمان؛ ۲ فوتی و ۲۱ مصدوم وزیر نفت از افزایش سقف حقوق کارکنان عملیاتی صنعت نفت خبر داد تصادف زنجیره‌ای در محور بجنورد ـ سملقان یک کشته و پنج مصدوم داشت پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل: نمی‌توانیم بگذاریم همه از تنگۀ هرمز بهره ببرند اما ایران از آن محروم باشد بانک ملی برای تسویه بدهی‌های معوق، بخشودگی جرایم در نظر گرفت آنچه استاد شجریان نخواند، از آنچه خواند مهم‌تر بود