کد خبر ۲۷۹۹۲۸
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۱ - ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ - 20 June 2013
فائز دین پرست*
انتخابات در بسیاری از کشورهایی که دموکراسی در آنها تحکیم یافته است، صرفا ابزاری برای گزینش حاکمان و برنامه های انان برای اداره کشور برای یک دوره محدود(مثلا 4ساله) است. این کارکرد البته در جای خود حائز اهمیت است، اما از آنجا که روند کلی مدیریت جامعه در فرایند طولانی مدت اجماع میان طیف های مختلف نخبگان کمابیش ثابت است و تفاوت نامزدها نیز عمدتا در جزئیات برنامه های اقتصادی و اجتماعی است، بخش قابل توجهی از شهروندان نیازی به مشارکت در انتخابات نمی بینند.

به عبارت دیگر بازی انتخابات در نظام های دموکراتیک جاافتاده، بازی همه یا هیچ نیست و چون چنین است بخش قابل توجهی از مردم دلیلی نمی بینند تا برای انتخاب بین مطلوبیت 45 یا 48(که البته به راحتی هم قابل تشخیص نیست!) ساعاتی از وقتشان را صرف کنند.

اما در کشور ما، انتخابات داستان متفاوتی دارد؛ در اینجا انتخاب رئیس جمهور کمترین کارکرد انتخابات است. نتیجه انتخابات می تواند مسیر حرکت کشور را تقریبا به صورت کامل دگرگون کند یا حداقل اخلال جدی در روند پیشین کشور ایجاد کند.

به دلیل اجرای سلیقه ای قانون، انتخابات می تواند عملا موجب برخورداری یا محرومیت برخی شهروندان از پاره ای حقوق بنیادین افراد مانند استخدام و تحصیل و... گردد. از این رو انتخابات برای بخش قابل توجهی از جامعه ایران، بازی مرگ و زندگی است. روشن است که در چنین شرایطی مردم انگیزه ی بیشتری برای مشارکت در انتخابات دارند.

از سوی دیگر حضور مردم در انتخابات در درون خود پیام مهمی را مطرح می کند: اعتماد مردم به نظام سیاسی و سازوکار انتخابات، حداقل به میزانی که ساعاتی بحث و مشورت و نهایتاً حضور در پای صندوق را توجیه کند آن هم به نحوی که رأی دهنده احساس بی تأثیر بودن نداشته باشد.
این شرایط موجب شده که در کشور ما میزان مشارکت در انتخابات( به ویژه انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی) شاخصی برای مشروعیت سیاسی نظام باشد. دقیقا از همین خاستگاه است که میزان بالای مشارکت در انتخابات متغیری جدی در ارتقای امنیت ملی کشور در مقابل بیگانگان تلقی می شود.

حضور 72 درصدی مردم در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز از این قاعده مستثنا نبود. این مشارکت جدی، پیامی رسا در بر داشت. ایرانیان برای مداخله در تمشیت امورشان راهی جز صندوق رأی نمی شناسند و در عین حال برای سازوکار انتخابات حداقل به حد ضرورت اعتماد دارند. انتخابات یازدهم آزمون بسیار مهمی پس از تجربه ی تلخ برآمده از انتخابات 88 بود. آزمونی که نتیجه ای شیرین برای دلبستگان ایران و باورمندان به بالندگی مستمر انقلاب اسلامی داشت: زنده بودن سرمایه ی اعتماد مردم به نظام سیاسی.

شادمانی از نتیجه این ازمون نباید موجب غفلت از مسئولیت های تاریخی شود؛ اعتماد مردم به نظام های سیاسی همواره قابل افزایش یا کاهش است. درخت اعتماد در سایه رسیدگی مناسب نخبگان سیاسی می تواند بارور شود؛ همچنانکه بی توجهی حکومت ها و نخبگان سیاسی می تواند درخت اعتماد را بخشکاند.

گام نخست باغبانی درخت اعتماد در فردای انتخابات، پذیرش اهمیت و پیام رأی مردم متناسب با مختصات انتخابات در ایران به صورت عام و ویژگی های انتخابات اخیر به صورت خاص است. در مورد واکاوی معانی رأی مردم نکاتی را در یادداشت بعدی تقدیم خواهم کرد.

* استادیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری