فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۹۴۶۷۰
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۷-۰۶-۱۳۹۲
کد ۲۹۴۶۷۰
انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۷-۰۶-۱۳۹۲

پایان مهلت

می گفتː حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم.خوش باشم.از همه خوشگل ترباشم همه فقط به من نگاه کنن.دلم نمی خواد مثل مادر بزرگ ها یه چادر چاقچور بکشم سرم و بچپم تو خونه اون وقت هیچ کس سراغم نمیاد.خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ,به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.نماز می خونم.روسری سر می کنم.حالا کو تا اون موقع!خیلی وقت دارم...

بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده.بعد از تصادف حتی فرصت استغفار هم پیدا نکرد.
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
آهننِربه؛ کارخانه اسطوره‌سازی نژادی برای نازی‌ها(+عکس) چرا سالاد را به عنوان پیش غذا می خوریم؟ آیا شکر قهوه ای تاریخ مصرف دارد؟ نکاتی که باید بدانید افرادی که تا ۱۰۰ سالگی عمر می کنند، معمولاً این ۶ عادت هفتگی را دارند ۹ عادت روزمره که ممکن است سیستم ایمنی بدن را ضعیف کنند ۵ گروه غذایی که هضمشان آسان تر است این مار بدون زهر، دشمنانش را با یک ترفند باورنکردنی فراری می دهد مایکروسافت بالاخره یکی از آزاردهنده ترین مشکلات ویندوز ۱۱ را برطرف می کند پایتخت افسانه‌ای مادها کجاست؟ اگر بی‌حوصله‌اید فقط یک خط از این مطلب رو بخوانید! چگونه بدون شستشو فقط از خشک‌کن لباسشویی استفاده کنیم؟ این جزیرۀ کوچک یک «سازۀ 5 هزارساله» از آب درآمد دعواهایتان با همسرتان تمام نمی‌شود؟ شاید پای «عامل سومی» در میان است! فرمول ساده مقابله با دلشوره؛ وقتی ذهن سناریوهای ترسناک می‌سازد «سرزمین زنان» در چین؛ قبیله‌ای مادرسالار که ازدواج در آن وجود ندارد(+عکس)