کد خبر ۳۰۰۱۷۸
تاریخ انتشار: ۰۰:۱۰ - ۲۵-۰۷-۱۳۹۲
کد ۳۰۰۱۷۸
انتشار: ۰۰:۱۰ - ۲۵-۰۷-۱۳۹۲

هدیه به برادر

شخصی به نام پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود. شب عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن راتحسین می کرد. پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید: ” این ماشین مال شماست ، آقا؟”

پل سرش را به علامت تائید تکان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است”.

پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است که برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این که دلاری بابت آن پرداخت کنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای کاش…”

البته پل کاملاً واقف بود که پسر چه آرزویی می خواهد بکند. او می خواست آرزو کند. که ای کاش او هم یک همچو برادری داشت. اما آنچه که پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:

” ای کاش من هم یک همچو برادری بودم.”

پل مات و مبهوت به پسر نگاه کرد و سپس با یک انگیزه آنی گفت: "دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟”

"اوه بله، دوست دارم.”

تازه راه افتاده بودند که پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی که از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش کنم که بری به طرف خونه ما؟”

پل لبخند زد. او خوب فهمید که پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد که توی چه ماشین بزرگ و شیکی به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: ” بی زحمت اونجایی که دو تا پله داره، نگهدارید.”

پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت که پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت. او برادر کوچک فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل کرده بود.

سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره کرد :” اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه که طبقه بالا برات تعریف کردم. برادرش عیدی بهش داده و او دلاری بابت آن پرداخت نکرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد … اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری که همیشه برات شرح می دم، ببینی.”

پل در حالی که اشکهای گوشه چشمش را پاک می کرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند. برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، کنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند.

 
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
captcha
نجف‌حمال هم چاقوی ضامن‌دار را اختراع کرد، هم چاقوکشی را رواج داد «افسردگی ساعت بدن» چیست؟ نشانه‌هایی که ممکن است در خواب شما پنهان باشند ۷ تا از بهترین فیلم‌های هنرهای رزمی در دهه ۲۰۲۰ میلادی ژست دست در جلیقه در پرتره‌های تاریخی؛ رسمی که از یونان باستان آمد ۶ اشتباهی که کباب را خشک و بی‌مزه می‌کند + روش تهیه کباب کوبیده رازهای کلامی دروغ‌گوها: گوش‌ها را باور کنید، نه چشم‌ها! چرا بعضی‌ها همیشه پشت سر دیگران حرف می‌زنند؟ چرا سربازان انگلیسی «کت قرمز» می‌پوشیدند؟ تاریخ تاج‌گذاری کوروش بزرگ؛ مرز میان واقعیت تاریخی و حافظه جمعی «ارتش سفالین» را چه کسانی ساختند؟ بزرگترین «کوه‌های گمشدۀ زمین» کجا قرار داشته‌اند؟ آن‌قدر دنبال بهتر شدن نباشید که زندگی را فراموش کنید! تفاوت احساس گناه و احساس مسئولیت( اینفوگرافیک) اصطلاحات پشت بسته قهوه چه معنایی دارند؟؛ راهنمای انتخاب قهوه معجزه نجات از بی‌نظمی؛ این یک ترفند ساده خانه شلوغ شما را سامان می‌دهد!