کد خبر ۳۰۶۵۰۵
تاریخ انتشار: ۲۰:۳۷ - ۰۹-۰۹-۱۳۹۲
کد ۳۰۶۵۰۵
انتشار: ۲۰:۳۷ - ۰۹-۰۹-۱۳۹۲

ایدز دارم اما می‌خواهم زندگی کنم ...

 
آرزوهایش بزرگ نیست، می‌خواهد معمولی باشد و یک زندگیِ معمولی داشته باشد، فقط همین، ایدز دارد، اما می‌خواهد زندگی کند.

به گزارش ایسنا می‌گوید وقتی فهمیدم مبتلا هستم خیلی به من سخت گذشت، نمیدونم از کجا باید شروع کنم و به کجا تموم کنم، زدم از خونه بیرون، امیدی هم به زندگی نداشتم، امید و عشق و زندگی برای من هیچ معنایی نداشت، خیلی برایم زجرآور بود اما نه به قدرِ روزی که اطرافیانم فهمیدند، خیلی طول کشید تا توانستم دوباره خودم را بپذیرم، اما آنها مرا نپذیرفتند، نگاه، رفتار و حتی لحن گفتارشان تغییر کرد ...

اشکاشو پاک می‌کنه، ادامه می‌دهد: من ایدز دارم خودم می‌دانم، کاش این قدر به من این اتفاق تلخ را یادآوری نمی‌کردند، وقتی خانواده‌ام فهمیدن ایدز دارم، ازم فاصله گرفتن. دیگه هیچ کدوم از فامیلا خونمون نمی‌اومدن ...

همیشه آدم شادی بود اما چند وقته که خنده رو فراموش کرده و مونسش شده سیگار، می‌گوید: از سیگار خوشم نمیاد اما بهترین دوستم هست.... تو سخت ترین شرایط منو رها نکرد....

و دوباره سکوت و سکوت ...

ادامه می‌دهد: بعد از روزها تونستم با خودم کنار بیام... دیگه از مرگ نمی ترسم.... آرزوهام.. ازدواج و کار و بچه و همه همه رو به دست باد سپردم.........اما من قصد انتقام از جامعه رو ندارم و نمی خوام مثل خیلی از کسایی که ایدز دارن به بقیه منتقل کنم چون گناه کار اصلی خود من هستم .... و شاید تقدیر من این بود ....

می‌گوید: بالاخره یه چیزایی تو زندگی دست خود آدمه اما واقعاً بعضی چیزا رو تقدیر تعیین میک‌نه و انکار ناپذیر هست، الان 6 ماهی هست که گرفتار مریضیم هستم، نمی‌دونم کسایی که میخونن مثل من مثبت هستن یا منفی؟ نمیدونم چقدر می‌تونن برام دلسوزی کنن.

باز هم سکوت، نمی‌دونستم چی باید بگم، همه آنچه را که باید می‌گفت، گفته بود، می‌گوید: از زندگی‌ام فقط یه همدم می‌خوام. حالا خیلی تنهام، ولی می‌دونم خدا منو دوست داشت که منو به ایدز مبتلا کرد.... چون به اون خیلی نزدیک شدم، من از مرگ نمی‌ترسم چراکه نزدیکمه .... احساسش می‌کنم... هواش سرده اما آرام کننده هست ....

می‌گویم هرچه را می خواهی برای جامعه و اطرافیانت بنویس و او این‌گونه می نویسد؛

مرا بپذیر. بگذار کنارِ تو بازی کنم، کنارِ تو درس بخوانم، کنارِ تو کار کنم. من هم مثلِ تو هستم. هرکاری که تو بتوانی، من هم می‌توانم. مرا بپذیر و مرا باور کن. باور کن من مواظبم. من مواظبم تا تو مریض نشوی.

یادداشت از فرزانه لشکری، خبرنگار ایسنا منطقه کویر
برچسب ها: ایدز
ارسال به دوستان
سعید جلیلی و معمای پایان جنگ؛ وقتی مبارزه اصل است، صلح کجاست؟ بازداشت قاتل سارا برومند دختر ۲۷ ساله در استان خراسان رضوی واژگونی اتوبوس در خوزستان/ ۱۸ مصدوم باور کردنی نیست؛ این مجتمع را در ژاپن تخریب کردند! (+تصاویر) «شتر مست» در میان شترهایی که برای ناصرالدین شاه خریده شدند(عکس) امروز با حافظ: خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست حالت جدیدی از ماده در دمای اتاق کشف شد قتل و خودزنی در پی درخواست طلاق؛ پایان تلخ یک زندگی ۵ بیماری شایع بینایی بعد از ۴۰ سالگی که باید جدی بگیرید؛ این علائم را بشناسید ترس از تنهایی؛ زنجیری نامرئی که ما را در روابط ناسالم نگه می‌دارد یک ویتامین ساده، امیدی تازه برای مقابله با سرطان خون عکس یادگاری عروس و داماد قجری با عموی عروس؛ 100 سال قبل خواهر هادی ساعی در ناگویا؛ مهروز ساعی با استایل متفاوت در حاشیه بازی‌ها خانه هایی که انگار از سیاره ای دیگر به زمین آمده اند! (+تصاویر) راز ستاره پرنور آسمان صبحگاهی؛ این جرم آسمانی در واقع یک ستاره نیست!