کد خبر ۳۲۴۰۵۳
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۸ - ۱۲ اسفند ۱۳۹۲ - 03 March 2014
خانواده آقا سجاد وضعیت مالی خوبی نداشتند و یک خانواده آبرومند ولی ضعیف جامعه بودند و اهل کلاله استان گلستان و گیرنده کلیه هم هشت سال داشت که به خاطر دیالیز از 4 سال پیش مقیم امیرکلای بابل شده بودند."
حجت الاسلام کمیل نظافتی که کلیه خود را به یک کودک هشت ساله اهدا کرده است در برنامه پایش این هفته با رای مردم به عنوان قهرمان هفته انتخاب شد.

به گزارش رسا، شب گذشته در برنامه پایش شبکه یک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، حجت الاسلام کمیل نظافتی که کلیه خود را به فردی دیالیزی اهدا کرده بود، با رای بالای بینندگان به عنوان قهرمان هفته معرفی شد.

حجت الاسلام کمیل نظافتی در این باره گفته بود: "حتی ما برای این قضیه مجبور شدیم بخشی از  وسایل خانه را هم بفروشیم تا بخشی از هزینه های بیمارستانی را تأمین کنیم. چون برخی کارها نظیر آزمایش و موارد دیگر نیاز به پول داشت و با توجه به شرایط بسیار نامناسب خانواده سجاد، بخشی از این هزینه ها را خود من پرداخت کردم. چون خانواده آقا سجاد وضعیت مالی خوبی نداشتند و یک خانواده آبرومند ولی ضعیف جامعه بودند و اهل کلاله استان گلستان و گیرنده کلیه هم هشت سال داشت که به خاطر دیالیز از 4 سال پیش مقیم امیرکلای بابل شده بودند."

بنا به این گزارش، یکی دیگر از گزینه های قهرمان هفته این برنامه پایش که شب گذشته از شبکه یک سیما پخش شد، یکی از خبرنگاران رسا به نام حسین ساعدی بود که موفق شده بود جان دختری اهوازی را نجات و او را از خودکشی منصرف نماید.

حسین ساعدی در این باره می گوید:"  در مسیر خیابان سلمان فارسی به سوی دفتر خبرگزاری در حال حرکت بودم و سرم پایین بود و به کارهایم فکر می کردم. تقریبا 100 متر از پل سلمان فارسی را طی کرده بودم که سرم را بالاکردم و با صحنه ای مواجه شدم؛ دختری نوجوان رو به رودخانه کارون در کنار میله های پل مشغول درآوردن کفش ها و انداختن کیف مدرسه بر زمین بود.

با مشاهده این صحنه با خود گفتم که نکند خود را از پل به پایین بیاندازد؛ به محض خطور این فکر به ذهنم از خدا استمداد خواستم و با سرعت به سوی او دویدم؛ آن دختر بالای نرده ها قرار گرفته بود و می خواست خود را به پایین بیاندازد. همین که قصد پریدن کرد به او رسیدم و مانع این کار شدم، به واقع خدا نمی خواست آن دختر کاری کند که نبایست می کرد.

این خبرنگار می گوید: پس از این که آن دختر را از محل خودکشی دور کردم، به شدت گریه می کرد و تنها می گفت «می خواهم درس بخوانم»؛ مشخصات او را پرسیدم، چیزی نمی گفت و تنها گریه می کرد؛ به سختی گفت که دانش آموز دوره دبیرستان در رشته تجربی هستم."
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری