فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۳۹۸۱
تاریخ انتشار: ۱۶:۴۸ - ۳۰-۱۰-۱۳۸۶
کد ۳۳۹۸۱
انتشار: ۱۶:۴۸ - ۳۰-۱۰-۱۳۸۶

سرود ملی ایران در آلمان:عمو سبزی فروش ...بله؟!

عصر ایران
چاره‌اي نداشتيم. همۀ ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما به‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم
«ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصيل مي‌کرديم.

روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که عدۀ‌مان کم است. گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي‌کند و همان يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند.

چاره‌اي نداشتيم. همۀ ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما به‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم. يکي از دوستان گفت: اينها که فارسي نمي‌دانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند.

اشعار مختلفي که از سعدي و حافظ مي‌دانستيم، با هم تبادل کرديم. اما اين شعرها آهنگين نبود و نمي‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجي] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزي‌فروش را همه بلديد؟. گفتند: آري. گفتم: هم آهنگين است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزي‌فروش که سرود نمي‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنيد! و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم: «عمو سبزي‌فروش . . . بله. سبزي کم‌فروش . . . بله. سبزي خوب داري؟ . . . بله.»

 فرياد شادي از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرين نموديم. بيشتر تکيۀ شعر روي کلمۀ «بله» بود که همه با صداي بم و زير مي‌خوانديم. همۀ شعر را نمي‌دانستيم. با توافق هم‌ديگر، «سرود ملي» به اين‌صورت تدوين شد:
عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
سبزي کم‌فروش! . . . . بله.
سبزي خوب داري؟ . . بله.
خيلي خوب داري؟ . . . بله.
عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
سيب کالک داري؟ . . . بله.
زال‌زالک داري؟ . . . . . بله.
سبزيت باريکه؟ . . . . . بله.
شبهات تاريکه؟ . . . . . بله.
عمو سبزي‌فروش! . . . بله.

اين را چند بار تمرين کرديم. روز رژه، با يونيفورم يک‌شکل و يک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان،«عمو سبزي‌فروش» خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هيجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوري که صداي «بله» در استاديوم طنين‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خير گذشت.!!

داستاني که  نقل شد، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» نقل کرده است.

لینک منبع
 
ارسال به دوستان
captcha
افزایش شهدای لبنان به ۴ هزار و ۳۴۶ نفر جنگنده‌های اسپانیایی یک پهپاد را در حریم هوایی رومانی سرنگون کردند هشدار نارنجی هواشناسی بوشهر؛ دمای هوا به ۵۰ درجه می‌رسد حمله به کارکنان بیمارستان شهید مدنی کرج؛ یک پرستار با چاقو مجروح شد انصارالله: پاسخ یمن به تحرکات نظامی عربستان قاطع و بازدارنده خواهد بود تولد پنج‌قلوی پسر در تبریز داشتن گواهینامه موتورسیکلت حق زنان است نباید در برابر صدور آن مقاومت کرد پورشه برای فرار از جریمه ۱.۵ میلیارد یورویی سراغ خودروساز چینی رفت اعلام آمار فروش هفتگی سالن‌های تئاتر منتفی شد؟ جو کنت: ترامپ پیش از وقوع فاجعه از جنگ کنار بکشد امضای حامد عنقا؛ فرمول موفقی که شاید به نقطه اشباع رسیده باشد آغاز پخش «هزار داستان» با اجرای حسین پاکدل افزایش فوتی‌های زلزله اندونزی با حدود ۵۰۰۰ آواره سپند امیرسلیمانی و همسرش مجری تلویزیون شدند بزرگ ترین منبع هلیوم جهان کجاست؟ گازی که برای فناوری حیاتی است