فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۴۲۰۱۸
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۱ - ۰۱-۰۴-۱۳۹۳
کد ۳۴۲۰۱۸
انتشار: ۱۳:۴۱ - ۰۱-۰۴-۱۳۹۳

خاطرات یک جمع کننده دیش ماهواره!

عصر ایران
همسایه ها هر وقت منو می بینن یه جوری بهم سلام می کنن که انگار بچه شونو از یه گروگانگیری 10میلیارد تومنی نجات دادم، یک همچین وضعیتی من تو محل دارم.
امروز از پادگان مارا سوار مینی بوس کردند و گفتند که باید برویم غرب تهران، اول نگفتند برای چه کاری، بعد که رسیدیم منطقه مورد نظر، فرمانده برایمان توضیح داد که غرب (منظورش غرب تهران نبود،خارجی ها بود) با استفاده از ابزارهای ارتباطی می خواهد که فرهنگ مارا تخریب کند، به همین خاطر این همه کانال ها روی ماهواره های هات برد، عرب ست، ترک ست اون یکی چی بود زیر ترک ست، آها، یاه ست ( همه را می دانست) گذاشته که مردم ما برنامه های صداوسیمای خودمون را ول کنن و برن سراغ اونا و مزخرفات شونو نیگاه کنن،به همین خاطر ما امروز می خوایم بریم به جنگ این غربی ها.

روزنامه ابتکار روز یکشنبه درادامه این مطلب به قلم امیر فضل الهی که خاطرات یک جمع کننده دیش ماهواره را بیان می کند به نقل از وی نوشت: فرمانده وقتی احساس کرد خوب توجیه شدیم،گفت که به یه محله میریم که چند مجتمع مسکونی هست که پشت بامشون هر نیم متر یه دیش ماهواره و توی بالکناشون چندتاچندتا هست و هرچی هم که همین صداوسیمای خودمون درباره مضرات این ماهواره برنامه پخش کرد، مردم اصلا نگاه نکردن که یه خورده ارشاد بشن، اینه که امروز می ریم و از طریق عملیات «راپل» بالای سرشون فرود میاییم و غافلگیرشون می کنیم، این چندماه خیلی آموزش دیدیم.

ما رفتیم اونجا دیدیم اووه چقدر بشقاب روی پشت بام هاشونه، انگار سفره چیدن می خوان غذا بخورن، ما رفتیم اونجا یک کیفی می داد.

با پا همچین می زدیم زیر این دیشا که این به اون می خورد و اون به اون یکی، مثل دومینو همیجور روی پشت بام می افتادن.

خم کردنشون خیلی باحال بود،پاتو می گذاشتی وسط دیش بعد با دستت لبه شو می گرفتی و به طرف داخل فشار می دادی، یه دفه یه دیش دایره تبدیل به یک حلبی لوله شده می شد.

در یه فرصت که تنها بودم، گوشی کوچک موبایل را از توی جورابم درآوردم، روشن کردم و یه اس. ام. اس به بابا زدم که «دارن میان».

بابا هم جواب داد: «ممنونتم پسرم خوشحالم که دختر نشدی»، اشک توی چشام جمع شد.

هر وقت که می خوان دیش ها را جمع کنن فورا به بابا خبر می دم و بابا هم زود هم خودش جمع می کنه و هم به همسایه ها خبر میده.

همسایه ها هر وقت منو می بینن یه جوری بهم سلام می کنن که انگار بچه شونو از یه گروگانگیری 10میلیارد تومنی نجات دادم، یک همچین وضعیتی من تو محل دارم.

بعد هم که کارمون تموم شد یه اس. ام. اس زدم به یاشار بهش خبر دادم که دیش های جدید آماده کن.

همین امروز ما روی پشت بوم دو مجتمع نزدیک به 80 دیش را جمع کردیم و بردیم،یک مارمولکیه،همین که مامورا از جمع آوری دیش برمی گردن، او خودشو به سرعت به محل می رسونه.

حالا هم که گفته میشه می خوان با جرثقیل بالابر برن تو بالکن خانه ها، شاید به اندازه عملیات «راپل» جواب بده ولی به اندازه اون کیف نمیده.
ارسال به دوستان
captcha
آقای احمد خاتمی! باشد صلح نه، اصلا همین «مهادنه» که شما می‌گویید به معنی آتش‌بس و مصالحه... یک سکه تا هک هواپیما؛ حفره امنیتی خطرناک در بوئینگ ۷۳۷ کشف شد عکس یادگاری ناصرالدین شاه با شمس‌الدوله و عالیه خانم در حرمسرا آیا استفاده از بنزین با اکتان بالاتر در هر شرایطی انتخاب درستی است؟ ۱۰ نشانه که ممکن است سیستم ایمنی بدن به خودِ بدن حمله کند کشورهایی که بیشترین سرانه ذخایر آب شیرین در دسترس را در سال ۲۰۲۶ دارند (+ اینفوگرافیک) مریم معصومی : سوال خصوصی مهران مدیری ۳۰ روز به گریه ام انداخت ادامه تظاهرات اسرائیلی ها علیه نتانیاهو سقاب اصفهانی: بنزین در ایران به نوعی لنگر اسمی تورم تبدیل شده محسن امیریوسفی: فیلم‌های زیرزمینی قسمتی مهم از سینمای امروز ایران است [آیت‌الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد] بازاندیشی در یک سخن رکورد تاریخی طلا تکرار می‌شود؟ نشانه‌های تازه از ادامه رشد قیمت رامین رضاییان تا پرسپولیس فقط یک قدم فاصله داشت؛ چرا توافق نشد؟ ادارات خوزستان دوشنبه دورکار شدند؛ گرمای هوا دلیل تغییر فعالیت‌ها سهمیه بنزین به خانوار می‌رسد؛ حتی بدون خودرو ماهانه ۳۰ لیتر