فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۵۸۹۹۶
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۹ - ۱۴-۰۷-۱۳۹۳
کد ۳۵۸۹۹۶
انتشار: ۱۰:۱۹ - ۱۴-۰۷-۱۳۹۳

بهلول و جمع دیوانگان

 هارون الرشید به همراه مهمانانش عیسی بن جعفر برمکی و مادر جعفر برمکی در قصر نشسته بود و حوصله اش سر رفته بود.

از سربازان خواست بهلول را بیاورند تا آنها را بخنداند

سربازان رفتند و بهلول را از میان کودکان شهر گرفته و نزد خلیفه اوردند.

هارون الرشید به بهلول امر کرد چند دیوانه برای ما بشمار

بهلول گرفت : اولین دیوانه خودم هستم و با اشاره دست به سمت مادر جعفر برمکی گفت این دومین دیوانه هست

عیسی با حالتی عصبی فریاد زد : وای بر تو برای مادر جعفر چنین حرفی می زنی ؟

بهلول خندید و گفت : صاحب اربده سومین دیوانه هست

هارون از کوره در رفت و فریاد زد :

این دیوانه را از قصر بیرون کنید آبرویمان را برد.

بهلول در حالی که روی زمین کشیده می شد گفت : تو هم چهارمی هستی هارون !


منبع: جام نیوز
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
captcha
مزایای باورنکردنی مروز خاطرات خوب قدیمی در لحظه مرگ در مغز چه میگذرد؟ از سرنوشت قاتل امیرکبیر و نوادگانش اطلاع دارید؟ کودک را از چه سنی به مهد بفرستیم که آسیب نبیند؟ نظریات آلبرت اینشتین درباره جنگ جهانی سوم و چهارم؛ آیا نبردهای آینده با چوب و سنگ است؟ حقیقت نظریه «نخ نامرئی»: وقتی سرنوشت دو نفر را به هم متصل می‌کند شاهزادگان هخامنشی از نگاه سقراط راز ماندگاری بیشتر غذاهای کنسرو شده پس از باز شدن ۴ رفتار نگران‌کننده کودکان به روایت یک روان‌شناس دختر نحیف کفشدوز چگونه محبوب فتحعلی‌شاه و بانوی قدرتمند دربار شد؟ سخت کار می‌کنید اما جلو نمی‌افتید؟ شاید مشکل اینجاست چرا بدنه یخچال برق دارد؟ علت و راهکار رفع برق گرفتگی تام کروز در ۶۴ سالگی چطور این‌قدر آماده مانده است؟ / راز تمرین‌های مردی که هنوز بدلکاری می‌کند این فرمانده ایرانی پرچم انگلیس را در قشم پایین کشید اولین کچاپ دنیا اصلا گوجه نداشت؛ داستان عجیب سس محبوبی که از ماهی شروع شد