کد خبر ۳۶۰۰۵۷
ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار

منو از خاطره کم کن تا ابد خدا نگهدار

___________________

رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند

آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند

از دل برکه شب سر زد و تابید به خورشید

تا دل روشن نیلوفری اش پاک بماند

___________________

تکیه به شونه هام نکن

من از تو افتاده ترم

ما که به هم نمی رسیم

بسه دیگه  بذار برم

___________________

خداحافظ برای تو چه آسان

ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان

___________________

اگه می دونسنتی قطره ی بارون هنگام جدا شدن از ابر چه حسی داشت

اگه می دونستی یه بندر هنگام رفتن کشتی ها چقدر تنها میشد

اگه می دونستی درخت کاج هنگام پر کشیدن پرنده ها چقدر غمگین می شد

اگه می دونستی با رفتنت چه آتیشی به جونم کشیدی اینقدر راحت نمی گفتی : خداحافظ

___________________

منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار

تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار

___________________

تو رفتی شاخه عشقم شکسته

به چشمم شبنم حسرت نشسته

نگاهی هم نکردی وقت رفتن

نگاهی که سراسر اشک بسته

___________________

گفتی خداحافظ ! گفتم نمی خواهی مرا ؟

باشد نخواه ! اما ای کاش می گفتی چرا ؟

___________________

خدانگهدار عزیزم اما نمیشه باورم

توی چشام نگاه نکنی این لحظه های آخرم

آخه چطور دلم بیاد چشاتو گریون ببینم ؟

___________________

می روم شاید کمی حال شما بهتر شود

می گذارم با خیالت روزگارم سر شود


ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری