فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۷۹۲۰۶
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۸ - ۰۹-۱۱-۱۳۹۳
کد ۳۷۹۲۰۶
انتشار: ۱۰:۱۸ - ۰۹-۱۱-۱۳۹۳

تمام جواني من

عصر ایران
راننده پرسيد: «سيگار مي‌كشي؟»، گفتم: «سيگاري نيستم»، گفت: «اشكالي نداره من بكشم؟»، گفتم: «بكش.» راننده سيگاري روشن كرد و رفتيم.
سروش صحت در تاکسی نوشت جدیدش در روزنامه اعتماد نوشت:

گفتم: «مستقيم» و سوار تاكسي شدم. تا روي صندلي نشستم راننده را شناختم. بيشتر از ٢٠ سال بود كه نديده بودمش. وقتي ديپلم گرفتم دانشگاه قبول نشدم و رفتم سربازي و دختري كه ديوانه‌وار عاشقش بودم زن يكي از بچه‌هاي محله‌مان شد كه دانشجوي برق بود. راننده نگاهم نمي‌كرد ولي معلوم بود كه او هم من را شناخته است. پرسيدم: «خودتي؟» راننده گفت: «آره.»
گفتم: «مريم خانم حالش خوبه؟» گفت: «نمي‌دونم... جدا شديم.» سكوت شد. پرسيدم: «خبري هم ازش نداري؟»، گفت: «نه»، گفتم: «چرا پشت تاكسي نشستي، مگه تو برق نمي‌خوندي؟» گفت: «اخراج شدم»، «مي‌خواستم يقه‌اش را بگيرم و بگويم فقط مي‌خواستي عشقم را از من بگيري؟»، بعد ديدم زندگي همين است ديگر و چيزي نگفتم. هر دو به روبه‌رو نگاه مي‌كرديم. راننده پرسيد: «سيگار مي‌كشي؟»، گفتم: «سيگاري نيستم»، گفت: «اشكالي نداره من بكشم؟»، گفتم: «بكش.» راننده سيگاري روشن كرد و رفتيم.

برچسب ها: تاکسی نوشت ، سروش صحت
ارسال به دوستان
محسنی اژه‌ای: مذاکره بر پایه تحمیل را نمی‌پذیریم؛ برای عزت‌مان می‌جنگیم از سرگیری پروازهای مسافربری میان ایران و پاکستان پس از ۶۰ روز ۲ شهید و ۱۰ زخمی در حمله اسرائیل به لبنان عارف: حق کارگران را از بدخواهان می‌ستانیم دانشمندان: زمین زیر اقیانوس آرام درحال شکافتن است روشی جالب برای پاره کردن ویروس ها/ راه حلی برای نظافت سطوح و نگرانی های بهداشتی/ طبیعت دوباره راهکار داد؛ این بار بال زنجره (+تصاویر) در سوگ معمارِ کتاب‌های هنری؛ یادکردی از محمودرضا بهمن‌پور زلزله ۴.۳ ریشتر در خوزستان انفجار مهیب در خانه‌ای در نیویورک بنزین در کالیفرنیا گالنی ۶ دلار شد بازگشت پرواز آمریکا - ونزوئلا بعد از 7 سال (+عکس) تقسیم عادلانه کارهای خانه بدون بگومگو: استراتژی‌های کاربردی برای زوجین روایت معاون دفتر رهبری از چگونگی نجات آیت‌ الله مجتبی خامنه‌ای از انفجار باهنر: برد موشک‌های ایران به کمتر از همان ۲۲۰۰ کیلومتر نخواهد رسید و این قابل مذاکره نیست مشاور وزیر: وزارت ارتباطات مجوزی برای اینترنت پرو صادر نکرده است