فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۸۴۳۱۶
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۷ - ۰۶-۱۲-۱۳۹۳
کد ۳۸۴۳۱۶
انتشار: ۱۵:۳۷ - ۰۶-۱۲-۱۳۹۳

سرمایه داری که کارتن خواب شد

عصر ایران
خوب می دانم چرا این همه سال است که در به در و آواره کوچه و خیابان شده ام. حالا ترک کرده ام؛ فکر می کنم به برکت دعای مادرم. نمی دانم چه حسی بود ولی هرچه بود مرا 2سال هر روز به کنار قبر مادرم می کشاند؛ آنقدر از او خواهش کردم که به ثمر نشست. از او تقاضا کردم برایم دعا کند. در کمپ ترک اعتیاد همه مددکاران به من می گفتند که تو به دعای مادرت زنده ای.
افتخار می کنم کارتن خوابم؛ مجبورم این را بگویم چون خودم این راه را انتخاب کردم. مهندس بودم. 35 کارمند داشتم. صاحب سرمایه، شرکت، ماشین، خانه و زن و بچه بودم. تا اینکه وسوسه درآوردن پول کلان به سراغم آمد. پول، ربا می دادم؛ به همین دلیل پول هایم روز به روز افزایش پیدا می کرد.

یکی از دوستانم پیشنهاد خرید یک زمین را در نیاوران داد. من هم قبول کردم چون قیمتش خیلی خوب بود. از طرف معامله خبر نداشتم تا اینکه روز قرارداد متوجه شدم آن زمین مال چند یتیم است. به خودم گفتم بی خیال. با رفیقم زمین را خریدیم و بعد با فروش آنجا سود کلانی به جیب زدیم.
پس از این خرید و فروش، معاملات بزرگ تری انجام دادم. اما مسیرم خیلی فرق کرده بود. دیگر هیچ کس را نمی شناختم. مسیرم به کلی تغییر کرد. مادرم هرچه بهم می گفت: «حسن! دست بردار از اینکارها. هیچ معلومه که چه کار می کنی؟» توجه نمی کردم و به کار خودم ادامه می دادم تا اینکه با همان دوستم که زمین آن یتیمان را خریده بودیم به یک مهمانی رفتم. آنجا با مواد مخدر از مهمانان پذیرایی می شد و بساط قمار هم پهن بود. به پیشنهاد دوستم در قمار، شرکت و کمی هم کوک مصرف کردم.

آن روز حدود 5 میلیون تومان برنده شدم. خیلی کیف داد چون خیلی راحت تر از پول ربا به دست می آمد. به همین دلیل وقتی چند روز بعد، دوستم به من زنگ زد و خواست که همراهش به یک مهمانی دیگر با همان شرایط بروم استقبال کردم. در آنجا یک ماشین پرشیا شرط بندی کردیم و من و دوستم برنده شدیم. همانجا برنامه بعدی را مشخص کردیم. اما از آن به بعد بخت با من کمتر یار بود. بیشتر از اینکه برنده شوم می باختم.

در همه مهمانی ها مواد هم به راه بود. احساس می کردم که آدم بیخودی شده ام. تا اینکه یک روز به خودم آمدم و دیدم وسط منجلاب گرفتار شده ام و همه چیزم را از دست داده ام. از هیچ کس و هیچ چیز خبر نداشتم. وقتی پیش دوستم رفتم تا کمکم کند مرا از خانه اش بیرون پرت کرد. کلی چک در بازی ها کشیده بودم و خانه و ماشین زندگی ام را هم از دست داده بودم.

مادرم از شرم رفتارهای نادرست من سکته کرد و به رحمت خدا رفت. پدرم که اصلاً دوست نداشت مرا ببیند. همسرم هم که آنقدر به او سخت گرفته بودم که طلاق گرفت و بچه ها را با خودش برد و من تنها ماندم.

خوب می دانم چرا این همه سال است که در به در و آواره کوچه و خیابان شده ام. حالا ترک کرده ام؛ فکر می کنم به برکت دعای مادرم. نمی دانم چه حسی بود ولی هرچه بود مرا 2سال هر روز به کنار قبر مادرم می کشاند؛ آنقدر از او خواهش کردم که به ثمر نشست. از او تقاضا کردم برایم دعا کند. در کمپ ترک اعتیاد همه مددکاران به من می گفتند که تو به دعای مادرت زنده ای.

حالا نه دندان دارم و نه هیچ مال و اموالی. همه زندگی ام را باخته ام و با اینکه توانستم اعتیاد را ترک کنم ولی درد دارم و با همه وجود زجر می کشم. نمی توانم غذا بخورم. مرتب بدنم می لرزد و هنوز یک کار ناتمام دارم که انجام بدهم و آن رضایت از خانواده ام، پدرم و آن یتیمان است. نمی دانم عمر و توان بدنی ام فرصتی برای انجامش می گذارد یا نه؟ ولی خوب می دانم خیلی بد کرده ام.

منبع:همشهری محله
برچسب ها: کارتن خواب
ارسال به دوستان
بقایی: اظهارات وزیر خارجه فرانسه درباره مردم ایران، اوج نفاق و ریاکاری است ترامپ خواستار موافقت اسرائیل با آتش بس با حزب‌الله شد واکنش طباطبایی به فردی که رئیس جمهور را به قتل تهدید کرد نعیم قاسم: «تسلیم» نمی‌شویم ترامپ: اگر جنگ با ایران را متوقف نمی‌کردم بدون نفت می‌ماندیم زلنسکی بلاروس را تهدید به حمله کرد انگلیس: بن‌گویر به درستی تحریم شد اوباما: میلیاردها دلار برای جنگ علیه ایران هزینه کردیم/ آمریکا در وضعیت بدتری نسبت به قبل از جنگ با ایران قرار دارد با سعدی در گلستان : کو دشمنِ شوخ‌چشم ناپاک / تا عیبِ مرا به من نماید؟ حضور ۱۰۰ درصدی کارکنان ادارات هرمزگان از ۳۰ خرداد عکس قدیمی از ناصر حجازی در دربی و چند آشنای دیگر شورای اروپا: آماده حمایت از اجرای توافق ایران و آمریکا هستیم ۱۴۵ شهید و زخمی در حملات امروز به لبنان معاون ترامپ: تل‌آویو یک شریک خوب است، اما این به آن معنا نیست که ما همیشه منافع همسو داشته باشیم سردار قاآنی: غزه هم طوفان دارد، اگر به خواست سیاستمدارانتان حرکت کنید گرفتار طوفان می شوید