فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۱۰۴۵۳
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۴ - ۱۸-۰۵-۱۳۹۴
کد ۴۱۰۴۵۳
انتشار: ۱۳:۲۴ - ۱۸-۰۵-۱۳۹۴

روز خبرنگار دقیقا چیش مبارک؟

 طنز - شرق/ پوریا عالمی
 
دور از جان شما خبرنگاران و روزنامه‌نگاران عزیز و کاربلد و کاردرست و کارکشته، عرض کنم که خبرنگاری یک زمان اعتبار عجیبی داشت.
 
 یعنی خبرنگار جماعت با هیچ‌کس فالوده نمی‌خورد، الان فالوده می‌ریزد توی کاسه. بعد هم خبرنگاری این‌طوری نبود.
 
یعنی طرف از مادرش قهر می‌کرد می‌رفت خواننده می‌شد الان چون ضبط آلبوم‌ گران تمام می‌شود، طرف می‌آید تحریریه و می‌گوید من از مادرم قهر کردم و آماده به‌ کارم. یک زمان هم بود که خبرنگارجماعت صاحبان زروزور را سکه یک پول می‌کرد و دستشان را‌ رو می‌کرد الان آنها با یک‌ ربع‌سکه دست خبرنگار را می‌گذارند توی حنا.
 
 سردبیر هم قدیم ناخدا بود و کشتی را میان توفان بلا جلو می‌برد الان سردبیر شبیه آن طوطییه شده که توی انیمیشن‌ها روی شانه ناخدا می‌نشست.
 
قدیم این‌طوری بود که وقتی می‌آمدی توی تحریریه نوار پیاده می‌کردی و پشت دست می‌نشستی تا کار یاد بگیری، الان تا آمدی توی تحریریه، فک دبیرسرویس و سردبیرت را پیاده می‌کنی و با دست می‌زنی پشتشان و می‌گویی دادا جا ‌رو خالی‌ کن من بشینم پشت میز سردبیری.
 
آن‌روزها می‌گفتند توی فلان روزنامه مسئول بایگانی آشنای ماست و شاید کارت را بتواند به سردبیر بگوید، الان می‌گویند ما سه‌تا سردبیر و ٤٠تا خبرنگار داریم، کارت چیست داداش؟ قدیم این‌طوری بود که می‌گفتند خبرنگاری اعتبار و احترامی دارد و آدم واسه هرکسی و هرجایی نباید خبر ببرد و بیاورد و بگوید دارم خبر کار می‌کنم، الان می‌گویند خبرنگاری مثل مرده‌شوری است و فرقی نمی‌کند آدم مرده کی را بشورد ولی باید خوب بشورد.
 
منتها حواسشان نیست توی عرف و دین هم هر مرده‌ای شستن ندارد و آدم باید چشمش را روی یک‌چیزهایی ببندد. قدیم سیاست‌مدارها‌ گیر این بودند که خبرنگارها را ببینند و نمک‌گیرشان کنند، الان این‌طوری شده که خبرنگارها‌ گیر سه‌پیچ می‌دهند که ما فلان سیاست‌مدار را ببینیم و عکس یادگاری بگیریم.
 
قدیم خبرنگارها دم چهارنفر را می‌دیدند که با یکی مصاحبه کنند، الان دم ٤٠ ‌نفر را می‌بینند که یکی باهاشان مصاحبه کند. آن‌روزها این‌طوری بود که طرف ٢٠ ‌سال کار خبری می‌کرد تا به ستون تحلیل برسد، الان این‌طوری شده که با تحلیل شروع می‌کنند و بعد ٢٠ سال می‌فهمند خبری هم نبوده و خبری هم اگر بوده اینها خبری نداشتند.
 
 قدیم این‌طوری بود که هرکسی اندازه دهانش لقمه برمی‌داشت و اندازه دهانش حرف می‌زد، الان این‌طوری شده که چشم را می‌بندند و دهان را باز می‌کنند و ستون را پر می‌کنند؛ مثل همین ستون آچارکشی که به‌صورت رسمی با بیل پر می‌شود اما نویسنده‌اش به درد بیل‌زدن باغچه هم نمی‌خورد. به ما که حرجی نیست، ولی روز شما خبرنگار عزیز مبارک، بی‌منظور.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
چرا سایت‌های ایرانی باز نمی‌شوند؟ دعوت آقاجری از غنی نژاد برای مناظره درباره شریعتی قتل هولناک یاسین به‌دست پدر معتاد/ پسرم را می‌کشم و می‌دانم قانون با من کاری ندارد پلیس درتعقیب عامل جنایت خیابانی؛ قاتل را شناسایی کنید(+عکس) چرا مردان از اتاق مشاوره فرار می‌کنند؟ اردوغان درباره حمله اسرائیل به ترکیه: آنکارا از صلح سخن می‌گوید مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی؛ مردم واقعاً به این همه ساختار نیاز دارند؟ خاموشی‌های برق تا پایان شهریور ادامه دارد/ هشدار درباره آسیب وسایل برقی پس از وصل برق اطلاعیه سپاه درباره پیام جعلی منتسب به فرمانده هوافضا آیا گوگل محصول مرموزش را اتفاقی لو داد؟ قیمت نفت افزایش یافت پایان مهلت 60 روزه یادداشت تفاهم ایران و آمریکا اونس جهانی طلا به 4395 دلار رسید روایت مادر از شب تلخ کودک اوتیستیک/ کبودی صورت، جراحت بدن و دوربین‌هایی که خاموش شدند آدرس اشتباهی: نفوذ در لایه‌های قدرت است نه در میان مردم