کد خبر ۴۲۱۲۶۴
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۳ - ۱۳ مهر ۱۳۹۴ - 05 October 2015
اگر امروز دانش آموختگان محیط زیست در ایران، خواهان نگاه علمی و کارشناسی به مسائل و معضلات کنونی زیست محیطی هستند یا اگر ارائه نظرات غیرتخصصی را حتی با نیت های خیرخواهانه مردود می شمارند، همه مرهون باوری است که پدر محیط زیست ایران، پروفسور علی یخکشی 40 سال پیش آن را پایه گذاری کرد.

محیط‌زیست ایران از سال ۱۳۵۳ وارد عرصه‌ای نوین شد. 18 سال پس از شکل‌گیری نخستین باورهای حفاظت، مردی فرهیخته و مطلع پا به میدان گذاشت تا تکامل علمی و آموزشی محیط‌زیست را در ایران رقم بزند. علی‌یخکشی متولد ۱۳۱۸، نخستین پایه‌گذار رشته دانشگاهی محیط‌زیست در ایران، نویسنده و استاد برجسته‌ای است که قریب ۴۰ سال پیش و پس از گذراندن دوره پسادکتری در رشته سیاست و مدیریت منابع طبیعی از دانشگاه جورج آگوست گوتینگن آلمان به ایران بازگشت و در نخستین سال ورود خود، گامی ارزشمند در راستای ارتقای علمی کشورش برداشت.

اگر امروز دانش آموختگان محیط زیست در ایران، خواهان نگاه علمی و کارشناسی به مسائل و معضلات کنونی زیست محیطی هستند یا اگر ارائه نظرات غیرتخصصی را حتی با نیت های خیرخواهانه مردود می شمارند، همه مرهون باوری است که پدر محیط زیست ایران، پروفسور علی یخکشی 40 سال پیش آن را پایه گذاری کرد. جام جم در خلال گفت وگو با دکتر علی یخکشی تلاش کرده است، مشکلات این حوزه را از منظر استادی مطرح کند که با وجود ضعف شدید بینایی هنوز با نکته بینی، دوراندیشی و تخصص محوری اش مسائل را رصد و تحلیل می کند.

چطور شد که محیط زیست را به عنوان رشته تحصیلی در دانشگاه انتخاب کردید؟

شاید باورش برای شما سخت باشد، اما من همیشه در زندگی عادت کرده ام، آرشیوی برای آینده در ذهنم بسازم. بایگانی خاطرات گذشته در حد تجربه آموزی مفید است، اما نباید فراموش کرد که گذشته در گذشته است. من در دوران تحصیل چه در مقطع ابتدایی و چه بعدها در دبیرستان با طبیعت بیگانه نبودم. پدرم مالک زمین بود و بالطبع ما همیشه با جنگل، مرتع، کشاورزی و حیات وحش در ارتباط بودیم. در آن زمان هم گاه و بیگاه شاهد برخوردهای غیردوستانه با طبیعت و محیط زیست اطرافم بودم، اما واژه ای به نام محیط زیست در آن برهه برایم ناشناخته بود. پس از پایان دوران دبیرستان بر آن شدم که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروم. پدرم آرزو داشت پزشک بشوم و حتی بر سر در منزل جای تابلوی مخصوص دکتری ام را آماده کرده بود! من به احترام پدر در آن زمان حرفی نزدم، اما وقتی به آلمان رفتم، برای ایشان نامه ای نوشتم و توضیح دادم که در ذات وجودی خود توان پزشکی را نمی بینم؛ ترجیح می دهم به جای آن به طبیعت و موجودات زبان بسته خدمت کنم. به این شکل بود که نخستین آرشیو ذهنی من برای آینده تهیه شد. البته بعدها آرشیوهای بهتر و دیگری در این زمینه در ذهنم جا باز کردند. خوشبختانه امروز که پیش شما هستم، توانسته ام به اکثر آن باورها و خواسته ها جامه عمل بپوشانم. من نخستین ایرانی بودم که سال ۱۳۴۷ در رشته سیاست و مدیریت منابع طبیعی به درجه دکتری رسیدم و سپس سال ۱۳۵۳ دوره پسادکتری را گذراندم. دانشگاه گوتینگن آلمان به عنوان دانشگاه محل تحصیل بدون تردید نقش اساسی در شکل گیری باورهای زیست محیطی در من داشت، اما واقعیت این است که اساس این باور و تعهد در ایران ریشه دارد.

از نظر شما چرا محیط زیست یک علم است و چرا هرکس نمی تواند در این زمینه خود را صاحب نظر بداند؟

محیط زیست علمی مرکب است که از رشته های مختلف اعم از زمین شناسی، گیاه شناسی، جانورشناسی، بوم شناسی، زیست شناسی، لیمنولوژی، هیدرولوژی، اقتصاد، سیاست، مدیریت و ارزیابی تشکیل شده است. یک متخصص محیط زیست به عنوان کارشناس باید بتواند از افراد مختلف با تخصص های مختلف در جایگاه درست ایده و مشورت بگیرد و با تجزیه و تحلیل منطقی راهکار درست را ارائه دهد. این که امروز ما شاهد ارائه نظرات مختلف از سوی افراد مختلف هستیم، از جهاتی خوب و از برخی جهات بد است. خوبی این مساله را من در بیداری جامعه نسبت به مسائل زیست محیطی می بینم، اما این مساله همان طور که قبلا گفتم، یک ایراد دارد. ما گاهی شاهد هستیم که صداهایی با عنوان یک متخصص بلند می شود، اما این صدا نه تنها متعلق به یک متخصص نیست، بلکه با کمال تاسف گاهی طنین بسیار بلندی هم دارد. من از این صداها بیشتر می ترسم و نگرانم. بارها پیش خودم فکر کرده ام چرا اصلا تکامل محیط زیست ما به این سمت در حال پیشروی است، چرا امروز در شرایطی هستیم که هرکس صبح زودتر از خواب بلند شد، خودش را در زمینه محیط زیست متخصص تر می داند. متاسفانه هرچقدر فکر می کنم، متوجه نمی شوم که چرا ما این تکامل را به این شکل رقم زده ایم.

از دیدگاه شما تفاوت یک طرفدار حقوق حیوانات با یک کارشناس محیط زیست و متخصص حیات وحش در چیست؟

طرفداری از حیات وحش از حقوق حقه تمامی انسان هاست، اما شکی نیست که در مباحث تخصصی باید میدان به متخصصان واگذار شود. ورود افراد بی اطلاع از مسائل علمی و تخصصی حیات وحش یا محیط زیست به چنین بحث هایی مشکلی است که از ده ها سال پیش در جامعه ما به وجود آمده و به مرور آنچنان گسترش یافته که متاسفانه امروز برخی مردم به واسطه نبود اطلاع و آگاهی حرف و حدیث هایی را هم که از جانب غیرمتخصصان مطرح می شود، جدی تلقی می کنند. در سطوح دانشگاهی محیط زیست امروز استادانی هستند که متاسفانه در گذشته حتی یک واحد از آن درس را نگذرانده اند، اما آن درس خاص را تدریس می کنند. در سطوح اجرایی محیط زیست نیز مدیران و مشاورانی چنین هستند. به عنوان مثال همین چند سال پیش از میان چهار معاون سازمان حفاظت محیط زیست فقط یک نفر مهندس جنگل بود و آن یک نفر هم معاون اداره مالی بود! در حالی که سه معاون دیگر تخصص نداشتند، اما کارهای تخصصی انجام می دادند. وقتی چنین بزرگوارانی وارد عرصه می شوند و در مباحث تخصصی شرکت می کنند، بدیهی است آرام آرام معضل محیط زیست بزرگ می شود. ما نباید فراموش کنیم که محیط زیست یک مد روز نیست که در مسائل تخصصی آن کارشناس نساجی، بازرگانی و معمار وارد شود. فرهنگسازی زیست محیطی مستلزم آموزش است. نمایش مستند راز بقا فرهنگسازی در عرصه محیط زیست نیست. بازخورد طرح های فرهنگسازی پس از یک یا سه نسل مشخص خواهد شد. پس از همین امروز باید در زمینه های آموزشی و پرورشی محیط زیست کار را آغاز کنیم.

متاسفانه پس از وقوع آتش سوزی هــای اخیــر ـ به ویژه در منطقــه کردستان ـ صحبت هایی در زمینه کاشت گونه های مثمر در منطقه شنیده می شود. این صحبت ها تا چه اندازه پشتوانه کارشناسی دارد؟

در زمان آتش سوزی های گلستان هم من بر این مساله تاکید داشتم که ما بایدکارگرانی به صورت دائم استخدام کنیم که در زمینه های مختلف اعم از بهره برداری، مرمت و حفاظت جنگل و حتی رسیدگی به مسیرهای دسترسی مانند جاده های جنگلی ایفای نقش کنند. خاموش کردن آتش، آن هم در جنگل یک علم است. این طور نیست که بتوان آتش جنگل را با بیل، کلنگ و آب پاش و دیگر وسایل ابتدایی خاموش کرد. اگر آموزشی نباشد، اگر برج دیده بانی نباشد، کار ما همیشه این خواهد بود که در برابر آتش سوزی مستاصل عمل کنیم. سازمان جنگل ها در آخرین آماری که اعلام کرده خبر از بازنشستگی 4000 نفر نیروی کار داده و این یعنی حتی نیروی کاری هم برای مهار آتش در حال حاضر وجود ندارد. بحث کاشت درختان مثمر که مطرح کردید، به هیچ وجه بحث کارشناسی نیست. یک مهندس جنگل و یک کارشناس محیط زیست هیچ گاه نمی تواند خودش را راضی کند که به جای گونه های بومی منطقه نظیر بنه و بلوط درختانی مثل سیب کاشته شود. این کار یعنی برهم زدن تعادل اکولوژیک منطقه. یک غیرمتخصص ممکن است این کار را به واسطه تولید میوه یا چوب از نظر اقتصادی توجیه کند، اما یک کارشناس محیط زیست از عمق این فاجعه آگاه است. سوالم اینجاست که وقتی ما نهال آن درخت و گونه بومی را داریم، چرا به خودمان زحمت نمی دهیم و بالعکس زمینه را برای یک مصیبت تازه زیست محیطی فراهم می کنیم؟

خیلی ها می گویند دولت آقای روحانی یک دولت محیط زیستی است. نظر شما در این زمینه چیست؟

طبیعی است که پس از دو سال زود است عملکرد دولت را قضاوت کرد. من در حوزه تخصصی خود صرفا می توانم سازمان حفاظت محیط زیست را به واسطه کارنامه بیش از ۴۰ ساله ای که از خود برجا گذاشته و سازمان جنگل ها و مراتع را هم به واسطه آشنایی ای که دارم، مورد قضاوت قرار دهم. کارنامه هیچ کدام از آنها درخشان نیست. پروژه های بین المللی متعددی در این مدت طولانی از جانب آنها قبول مسئولیت شده، اما اجرای اکثر آنها درست نبوده است. پروژه حفاظت از تنوع زیستی زاگرس که سازمان ملل با ارزش ۱۰ میلیون دلار آن را تامین اعتبار کرد، یک نمونه از این اشتباهات است. در خلال این پروژه شاهد بودم که بذرهای بلوط را غربالگری کرده و بخشی از آن را برای تغذیه طیور و بخشی را هم برای صادرات به کشور چین می فرستادند تا در صنعت دباغی استفاده شود. خوشبختانه مدیران پس از واکنش های صریح من به موقع عکس العمل نشان دادند، اما نمونه این نوع طرح بسیار است و ریشه همه آنها را هم باید در مدیریت زیست محیطی جست و جو کرد.حل معضلات زیست محیطی در کشور مستلزم چند گام اساسی است: نخست شناخت محیط زیست که هنوز صورت نگرفته، دوم حفاظت که هنوز به درستی اعمال نمی شود، سوم درمان زخم های عمیق از طریق بهسازی محیط زیست.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: محیط زیست ، علی یخکشی
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری