کد خبر ۴۳۱۹۳۰
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹:۱۲ - ۲۶ آبان ۱۳۹۴ - 17 November 2015
محسن نقيبي*
عصرایران -  مفروضات اصلي يادداشت:

"آب" يک کالاي صرفاً اقتصادي نيست و چيزي فراتر از آن است که با حيات بشري مرتبط است. "آب" همانقدر که مي تواند عامل تنش باشد، بيشتر از آن مي تواند نقش ويژه اي در تقويت و توسعه روابط جوامع و "نهادهاي اجتماعي" پيرامون آن داشته باشد.

"امنيت" مقوله اي است که گريز از آن در فضاي روابط بين الملل ناممکن است ولي نوع رويکرد (و راهبردها و استراتژي هاي) سياستمداران و سياستگذاران در پاسخ به آن مي تواند از نوع سخت افزاري و يا نرم افزاري باشد که هر کدام مي تواند پيامدهاي مختلفي داشته باشد.

اهميت ژئوپليتيکي ايران

از ديرباز، نگرش ژئوپليتيکي يکي از رويکردهاي تاثيرگذار در تدوين و تبيين سياستگذاري هاي استراتژيک کشورها بخصوص ابرقدرت ها در روابط بين الملل بوده است. اگرچه در فرايند شکل گيري جريان هاي سياسي، نوع عملکرد و نحوه اتخاذ سياست ها متفاوت بوده، ولي اصولاً ماهيت ژئوپليتيکي خود را حفظ کرده و با تمرکز بر آن، تنها الگوهاي سياستگذاري از منظر اجتماعي،اقتصادي و سياسي تغيير يافته است.

براي مثال، از نمونه هاي پيچيده و جالب توجه، مي توان به کشور افغانستان اشاره نمود. در طول قرن ها، افغانستان سرزميني بوده که بر اساس ماهيت ژئوپليتيکي آن، محل تقابل و کشمکش قدرت هاي بزرگ شرق و غرب بوده (بازي بزرگ) و اين ماهيت هيچگاه تغيير نيافته است.

با اين حال، با نگاهي بر فرايند سياسي و تاريخِ اجتماعي افغانستان، مي توان دريافت که نحوه عملکرد و سياستگذاري قدرت ها، از دوره بريتانياي کبير در قلمرو هندوستان و تقابل آن با روسيه تزاري گرفته تا دوره مدرنِ تقابل آمريکا و شوروي سابق، تغييراتي داشته است.

اين تفاوت در اقدامات سياسي، در تغيير تمرکز بر مولفه هاي انساني و ساختارهاي اجتماعي (به عنوان نمونه ايجاد کمربند قوميتي در جنوب افغانستان توسط بريتانيا در مقابل نفوذ تزارها) ديده مي شود تا تمرکز بر سياست هاي توسعه اقتصادي (رقابت اصل چهار ترومن و کمک هاي فني و مالي آمريکا در طرح هاي توسعه اي جنوب افغانستان با حمايت هاي فني و مالي در طرح اصلاحات ارضي روسها در شمال افغانستان) اما اين نکته مجددا تاکيد مي گردد که در تمام اين تغييرات، ماهيت ژئوپليتيکي افغانستان تغيير نيافته است.

ایران و دیپلماسی آب

بر اساس همين مقدمه کوتاه، ايران نيز در طول قرن ها داراي اهميت ژئوپليتيکي بوده و هست که بررسي ويژگي هاي سياسي- اجتماعي و اقتصادي آن، باعث مي گردد تا به عقيده بسياري از صاحب نظران، ايران به عنوان يکي از خاص ترين کشورها از منظرشرايط ژئوپليتيکي در سطح جهان مطرح و داراي جايگاه خاصي باشد.

 اين موضوع جهت دهي و تاثيرگذاري جدي بر بسياري از فرايندهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي کشور داشته تاجايي که مي توان با يک بررسي دقيق تر و رفتارشناسي جامعه، ردپاي آن را در الگوي فکري و رفتاري ايرانيان (همه آنان که داراي يک هويت در جغرافياي ايران با هر مذهب و مسلک و قوميتي هستند) ديد.

نظام انرژي و اثرگذاري آن بر اهميت ژئوپليتيکي مناطق

با توجه به نقش محوري منابع انرژي (اعم از فسيلي و يا پاک) در رشد و شکوفايي توسعه اقتصادي، نظام انرژي از مقولات مهم و تاثيرگذار در نظم ژئوپليتيکي دنيا بوده است. در اين ميان، وجود منابع انرژي هاي فسيلي در منطقه خاورميانه يکي از ويژگي هايي بوده که بر اهميت و پيچيدگي ِشکل ژئوپليتيکي کشورهاي اين منطقه افزوده است.

ايران نيز در اين مقوله، به عنوان يکي از توليدکنندگان عمده نفت و گاز، موقعيت استراتژيکي يافته و ظاهراً گذر از فرايند مشکلِ دست يافتن به انرژي هسته اي نيز اين موقعيت را برجسته تر مي کند. در يک نگاه گسترده تر، نظام رقابتي انرژي در جهان، تعريفي از ارزش هاي ژئوپليتيکي را ارائه داده که دسته بندي قدرت هاي جهاني و رقبايغول پيکر تجاري و اقتصادي را در آن پديد آورده است (البته نظام هاي ديگري همچون نظام فن آوري نوين اطلاعات نيز از ديگر مقولات اثر گذار است).

 با اين وجود، به نظر مي رسد که سياستگذاري هاي شکل گرفته در کشورهاي در حال توسعه از جمله ايران هنوز بر مبناي يافتن يک جايگاه مناسب در اين نظام انرژي نبوده و پيش تر و بيش تر بر مبناي نگرش هاي صرفاً رقابتيِ سنتي در داخل و در منطقه جهت گيري داشته است.

اين موضوع به خوبي از تحليلِ نوع و جايگاه همکاري هاي اقتصادي و تجاري کشورهاي منطقه به دست مي آيد که هنوز شکلي از يک ثبات در همکاري هاي اقتصادي در منطقه ايجاد نگرديده است. در واقع، کشورهاي منطقه خاورميانه و در گستره اي بزرگتر همراه با منطقه آسياي مرکزي، در درونِ بازي رقابتي کشورهاي توسعه يافته و صنعتي، با يکديگر رقابت نموده و کماکان، درک متقابل و صحيحي براي تقسيم و تسهيم منافع و در نتيجه افزايش منافع به نفع خود در بين اين کشورها ايجاد نگرديده است.

 به عبارت ديگر سياست اين کشورها بيشتر از همه بر نگرش ژئوپليتيک (متاثر از يک نظام فکري سنتي و به دليل حضور قدرتهاي فرامنطقه اي، با يک نگاه "امنيت" محور) متمرکز شده که در صورت وزن دادن به نگرش ژئواکونوميک (معطوف به گسترش همکاري هاي منطقه اي - بومي و افزايش مشارکت اقتصادي)، مي توان انتظار داشت که بستر هاي مناسبي از همکاري هاي گسترده اقتصادي به نفع همه در منطقه در جهت دفع تنش هاي سياسي و امنيتي ايجاد شود.

در واقع، اين عدم شکل گيريِ درک صحيح از لزومِ به اشتراک گذاري منافع اقتصادي، يکي از دلايل عمده ايجاد تنش ها و جنگ در اين منطقه است.

اهميت هيدروپليتيکي ايران

درسال1979 انورسادات رئيس جمهورمصر گفت: "تنها موضوعي كه مي تواند مصر را دوباره به جنگ بكشاند آب است". 10سال بعد در سال 1989، آقای پتروس غالي وزيرامورخارجه مصر كه بعدها دبيركل سازمان ملل شد پيش بيني كرد كه موضوع بعدي كه خاورميانه را به "جنگ" خواهد برد آب خواهد بود و نه اختلافات سياسي.

با اين حال در سال 2001، دبيركل سازمان ملل (كوفي عنان) در نطق معروفش در مجمع عمومي، آب را عامل "صلح و همكاري" معرفي نمود.

در سال 2012، آژانس اطلاعات دفاعي آمريکا گزارشي را منتشر نموده که در آن ابعاد مختلف "تهديد امنيت ايالات متحده آمريکا" ناشي از به خطر افتادن "امنيت آبي" در مناطقي از جمله خاورميانه را بررسي و تحليل مي کند.

با توجه به مطالب ذکر شده در بخش قبل که به صورت اجمالي گذري بر اهميت ژئوپليتيکي و نقش شاخص انرژي و اهميت نگرش مبتني بر همکاري هاي اقتصادي داشت، موضوع آب شايد از مقولاتي است که به درستي به اهميت آن از منظر ژئوپليتيکي در سياست هاي ايران توجه نشده است اگرچه امروزه موضوع "بحران آب" از موضوعاتي است که بر سر زبان ها افتاده و روزي نيست که در خصوص مسائل و جوانب مختلف، اثرات و پيامدهاي آن از خشک شدن تالاب ها و مصرف ناصحيح و راهکارهاي مديريت آن در داخل بحث نشود، با اين حال نقش آب از منظر منطقه اي و بين المللي در سطح تصميم گيري هاي ديپلماسي کلان کشور کمرنگ بوده و يا تحت الشعاع مسائل ديگري از جمله ملاحظات سياسي و امنيتي، از درجه اهميت پايين تري برخوردار شده است.

از منظر بين الملل، ايران در منطقه اي قرار گرفته که مقوله آب در کنار مسئله انرژي اهميت فوق العاده ويژه اي دارد. تنها با نگاهي به شرايط هيدروپليتيکي منطقه (به عنوان برشي از نظام ژئوپليتيک) در مقياس کشورهاي همسايه، مي توان دريافت که ايران نه تنها از منظر جغرافياي سياسي داراي اهميت است که شرايط سياسي مرتبط با آب و تعاملات آبي در منطقه نيز باعث شده تا ايران از اين منظر نيز داراي ويژگي هاي منحصر به فردي باشد که عدم توجه به آن، مي تواند آسيب هاي جبران ناپذيري را به همراه داشته باشد.

به عنوان مثال، با وجود همکاري هاي خوب گذشته بين کشورهاي همسايه در شمال غرب کشور در بهره برداري از رودخانه مشترک ارس که از ترکيه سرچشمه گرفته و به صورت مشترک فيمابين ايران و آذربايجان و ارمنستان تسهيم مي گردد، با توجه به پيچيدگي هاي سياسي فيمابين آذربايجان و ارمنستان و فعاليت ترکيه در سرچشمه، ثبات موجود مي تواند متزلزل شده و دامنه اين بي ثباتي ممکن است دامن ايران را نيز فرا گيرد.

ترکيه، به عنوان همسايه شمال غرب ايران و اثر گذار در منطقه غرب کشور، در فضاي هيدروپليتيکي دنيا به عنوان يکي از کشورهاي تک رو مطرح شده و به نوعي در خلافِ جريانِ همکاري - محور جهاني براي استفاده عادلانه و منطقي بر مبناي اصل عدم اضرار به غير حرکت مي نمايد. ترکيه از جمله کشورهايي است که از منظر منابع آبي به عنوان يک کشور بالادست محسوب مي گردد. در سال 1980، پروژه آناتولي جنوب شرقي موسوم به گاپ بر اساس طرح اولیه ای که به دستور آتاتورک در سال 1936 شکل گرفته بود، آغاز به کار کرد.

اين درحالي است که کشورهاي سوريه و عراق که در پايين دست اين حوضه آبريز قرار دارند، به شدت نگران سياست هاي ترکيه در کنترل منابع آب و اثرات اين پروژه بر آينده سیاسی و اقتصادی - اجتماعی خود هستند. الگوي رفتاري ترکيه در بهره برداري از حوضه آبريز دجله - فرات مبتنی بر نگرش هیدروهژمونی و سیاست های رئالیستی، منجر به تغيير رژيم هيدروپليتيک اين حوضه شده و با پديدار شدن جريان داعش، کشورهاي عراق و سوريه به نوعي به عنوان بازيگران درجه دوم ديپلماسي آب در منطقه مطرح شده اند و کردهاي عراق و گروه داعش به دليل شرايط سياسي و جغرافيايي، ظاهراً به عنوان بازيگران مهم و نوظهور اين حوضه آبريز مي توانند قدرت نمايي کرده و نقش نيابتي به نفع ترکيه (در جهت کاهش فشارهاي سياسي - آبي) در مقابل کشورهاي پايين دست ايفا نمايند.

 لذا اين نحوه سياستگذاري ترکيه در حوضه آبريز دجله و فرات ساختارهاي سياسي و اجتماعي را که به نوعي با عراق و سوريه و منطقه کردستان عراق و همچنين ايران اشتراک داشته و آميخته است، به خطر انداخته است.

همچنين عراق در همسايگي غرب ايران که از ديرباز به عنوان يک رقيب استراتژيک از منظر سياسي و اقتصادي (به ویژه نفت) بوده، با قرار گرفتن عمده سرزمينش در حوضه آبريز دجله - فرات و در نتيجه فعاليت هاي مهار و کنترل آب توسط کشورهاي بالادست بخصوص ترکيه، بسيار آسيب پذير گرديده است.

اين موضوع به همراه جنگ هاي داخلي و عدم مديريت صحيح و تاريخچه اقدامات صدام حسين در تالاب هاي بين النهرين (عمدتاً با خشکانيدن تالاب ها براي فشار بر مردم شيعه آن منطقه و يا براي استخراج نفت) بسيار پيچيده تر و بحراني تر شده است. علاوه بر اين، تعاملات آبي ايران و عراق که بر مبناي معاهده 1975 الجزاير شکل گرفته (با توجه به سابقه تاريخي آن) و آميختگي آن با مسائل سياسي و مرزي نيز از ديگر مسائلي است که شرايط هيدروپليتيکي ايران را خاص مي نمايد.

افغانستان نيز در شرق ايران، به عنوان يکي از کشورهايي مطرح مي گردد که بدليل قرار گرفتن در سرچشمه منابع آب آسياي مرکزي، مي تواند يکي از عوامل جدي ايجاد اختلافات آبي در منطقه باشد. اين موضوع با در نظر گرفتن اختلاف شديد در سطح توسعه اقتصادي اين کشور با ساير کشورهاي منطقه، همراه با سياست هاي ظاهراً برنامه ريزي شده براي "کنترل" آب هاي مشترک و مرزي که توسط مسئولين آن کشور نيز به صراحت تبليغ مي شود (و آب را به عنوان يک "کالاي استراتژيک" مطرح مي کنند- سخنراني عبدالله عبدالله در نشست بين المللي آب در تاجيکستان) در درون يک نظام تاثير پذير ژئوپليتيکي و "بازي بزرگ" قدرتهاي منطقه اي (هند و پاکستان) و جهاني (شرق و غرب)، نگراني جدي را براي کشورهاي پايين دست حوضه هاي آبريز مشترک با افغانستان پديد آورده است.

با اين نگاه گذرا به پيرامون ايران وبطور کلي، در نگاهي کلان تر به منطقه آسياي مرکزي و خاورميانه، از مناقشات آبي در سرزمين هاي اشغالي و سياست هاي هيدروهژمونيک رژيم اشغالگر قدس جهت کنترل تمام و کمال آب (که حتي جمع آوري آب باران در پشت بام منازل فلسطينيان ساکن در کرانه باختري بايد با مجوز ارتش رژيم اشغالگر قدس باشد) تا مناقشات آبي ترکيه و عراق و سوريه گرفته تا دعواها و اختلافات آبي پس از فروپاشي شوروي سابق فيمابين کشورهاي تاجيکستان و قرقيزستان و ازبکستان و ترکمنستان  و در اين بين قرار گرفتن ايران در مرکز اين جغرافيا با داشتن مشکلات جدي آبي و محيط زيستي خود، همه و همه نشان از اهميت هيدروپليتيکي ايران دارد که قطعا موقعيت ژئوپليتيکي آن را تحت الشعاع قرار داده و بر ديپلماسي کلان کشور تاثيرگذار است.

لذا موضوع آب و انرژي مي بايست در يک نگاه کلان تر و نگرش جامع تر (با در نظر گرفتن تامين غذا و آب مجازي در کنار توجه به تغييرات آب و هوايي و اقليم) و فراتر از مرزهاي سرزميني، مورد توجه سياستمداران کشور و نيز ديگر کشورهاي منطقه قرار گرفته و به صورت جدي به عنوان بهانه اي براي افزايش همکاري ها مد نظر قرار گيرد. از اين رو، لازم است که به منظور تامين امنيت و رفاه مردم منطقه، استراتژي هاي روابط بين الملل همه کشورهاي منطقه نيز در حوزه هاي مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي در جهت افزايش همکاري هاي اقتصادي و بر مبناي قابليت ها، ارزش ها و ويژگي هاي هيدروپليتيکي و شاخص هاي تامين انرژي و غذا و با محوريت توسعه اقتصادي پايدار و حفاظت از محيط زيست در منطقه و کشور باز طراحي و به جديت پي ريزي و اقدام شود.


* کارشناس ارشد مديريت مناقشات آبي، هيدروپليتيک و ديپلماسي آب
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۵
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۵:۳۲ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۷
8
3
باید تمام کویرهای داخلی از آب دریای عمان پر شود. هزینه اش هم از وام بلاعوض کشورهایی که بالا آمدن سطح اقیانوس ها مساحت ارضی شان را تهدید میکند، قابل وصول است.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۵:۳۴ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۷
1
2
خبری نیست
بيخيال
Iran, Islamic Republic of
۰۶:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۷
0
5
احسنت
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۱۶ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۷
10
5
آقا من رعایت نمی کنم. برا اینکه من صرف جویی کنم بقیه بدزدن؟ اینو بهتره به کسای بگید که دست اندر کارن
بیچاره مردم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۷
1
13
ممنون از مقاله شما. متاسفانه هنوز مسئولان بحران آب را در ک نکرده اند. و فقط به حرف زدن اکتفا نموده اند
پربازدید ها
علم و فناوری