فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۴۹۵۶
تاریخ انتشار: ۱۶:۳۵ - ۲۴-۰۳-۱۳۸۷
کد ۴۴۹۵۶
انتشار: ۱۶:۳۵ - ۲۴-۰۳-۱۳۸۷

عمو نبی و کتاب تازه(یادداشت جدید مهاجرانی)

عصر ایران
مرادم این بود که به ترجمه ها مطمئن نباشید... نام ناشر و مترجم را ننوشتم تا آزرده نشوند. گرچه انگار عمو نبی می گوید: من که گفته بودم!
 
سیدعطاء الله مهاجرانی در سایت خود نوشت:

عمو نبی همیشه می گفت، کتاب غصه ی آدمو زیاد می کند! هر چه بیشتر بخوانی غصه ات زیاد تر می شود...عمو نبی دعا نویس مارون بود...همیشه خدا مثل گل آفتاب گردان درخشان و خندان بود...هر وقت کتاب تازه ای بدستم می رسد انگار عمو نبی سبز می شود و می گوید: دنبال غصه تازه می گردی؟

نکته ای که می خواهم برایتان بگویم، اندوه آزار دهنده ترجمه در کشور ماست که به یمن روش آموزشی که داریم اگر صد سال هم زبان دیگری بیاموزیم دست آخر نه می توانیم صفحه ای به آن زبان بنویسیم و یا درست حرف بزنیم.

در کلاس تفسیر مثنوی یکی از دانشجویان صفحه کتابی را نشانم داد، پرسید معنی این عبارت چیه؟

کتاب" عیسی پسر انسان" نوشته جبران خلیل جبران بود که به فارسی ترجمه شده بود. عبارت این بود:
" کنار دریاچه ی جلیله به خود زیان فراوان زدیم تا راهمان را به سوی پدر بیابیم و افسوس که اندک بود...اندک بود آن زیانی که به سود تبدیل شد."

پیدا بود که عبارت گنگ است. کتاب را به امانت گرفتم. همان صفحه را داشتم نگاه می کردم. در پایین صفحه ، سطر آخر این جمله بودکه:
" از کشاورزانی که شامگاهان با گاوشان از خانه بیرون می آیند..." (ص:75) به نظرم رسید، کشاورز که شب با گاوش از خانه بیرون نمی آید.

دیدم کتاب با تیراژ خوب به چاپ سوم رسیده است.

می دانید که دقت و میناگری های جبران خلیل در نوشتن نظیری ندارد. و نیز سرشاری عبارات او از معانی یکه است. او فقط! چهارسال صرف ویرایش" پیامبر" کرد. "عیسی پسر انسان" هم همان لطافت ها را داراست.

مترجمی که می خواهد نوشته او را ترجمه کند، بایستی نوشته را به درستی درک کند.
آن عبارت نخست این است:
By the Lake of Galilee we lost ourselves to find our way to the Father...
" در کنار دریاچه ی جلیله خودمان را گم کردیم تا راهمان به سوی پدر را پیدا کنیم..."
خود را گم کردن تا خدا را پیدا کنیم کجا و به خود زیان زدن کجا...

آن جمله آخر هم درستش این بود که:
…of the ploughman coming home with his oxen at eventide,
برزگرانی که شامگاه با گاوهاشان به خانه می آیند...
دیدم که نه ، کشته از بس که فزون است، کفن نتوان کرد. آن وقت یاد عمو نبی افتادم و غصه خوردم . غصه جوانانی که کتاب را با ذوق و شوق می خرند و می خوانند...
مثلا می رسند به این عبارت:" در همین هنگام مهتاب پیر در افق پدیدار شد!"(ص:39) مترجم ماه بدر را مهتاب پیر ترجمه کرده است.
و:" آن گاه به بسته های علف های خشک تکیه زدیم..."
یعنی: روی سبزه ها لمیدیم...
و:" ما گوش هایمان را حجامت کرده ایم.."(ص:118"
تو را به خدا ترجمه را ببینید!
جبران نوشته:
We would cup our ears…
یعنی برای بهتر شنیدن لاله گوشمان را پیاله کردیم. مثل آنانی که گوششان سنگین است، می خواهند بهتر بشنوند.

و:" حتی آن هنگام که دستِ بدنش بر صلیب رفته و خونین بود، آن را می نواخت."(ص:125)
و:" نه بر عرشه کشتی رسومات ما سایه بیفکند."(ص:212)
منظور از " عرشه کشتی رسومات" تابوت عهد است.

و... مرادم این بود که به ترجمه ها مطمئن نباشید... نام ناشر و مترجم را ننوشتم تا آزرده نشوند. گرچه انگار عمو نبی می گوید: من که گفته بودم!

ارسال به دوستان
صدور کارت صلاحیت معلمی برای معلمان غیردولتی/ ۳ طرح توانمندسازی معلمان هشدار پلیس فتا درباره بدافزار‌های جدید ارز دیجیتال/ توصیه‌هایی به کاربران رمزارز دریافت وجه در ثبت‌نام مدارس ممنوع/ تشکیل پرونده برای ۱۰۱ مدیر متخلف ماجرای یوفوی سقوط‌کرده در برزیل چه بود؟ اسناد محرمانه پاسخ متفاوتی دارند اژه‌ای: زندانیان باید هر چه بیشتر با تعالیم قرآنی مأنوس شوند عکس روز ناسا از ۳ جفت کهکشانی قیمت عمده میوه و سبزیجات هفته جاری تعیین شد+جدول تصویری از محله یهودی‌ها در تهران در دوران قاجار مصوبه جلوگیری از قطع برق واحدهای تولیدی بدهکار ابلاغ شد سخنگوی وزارت خارجه: عراقچی و قالیباف به پاکستان می‌روند شرور مسلح با گواهی فوت جعلی هم نتوانست از چنگ پلیس فرار کند تغییر فاز ترامپ از حمله نظامی به فشار اقتصادی علیه ایران رالی بورس ادامه دارد/ بازار سرمایه به سمت مرز جدید خیز برداشت با خیال راحت لبنیات پرچرب بخورید نقاب مسافر بر چهره قاتلان/ سرقت ۵۰ گرم طلا به قیمت جان یک پیرزن