فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۶۰۱۳۱
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۳ - ۱۷-۰۱-۱۳۹۵
کد ۴۶۰۱۳۱
انتشار: ۰۹:۲۳ - ۱۷-۰۱-۱۳۹۵

توطئه زن شیشه‌ای برای دانش‌آموزان دختر

 دختر دانش‌آموز که با فرار از خانه عضو یک باند شیشه‌ای شده بود با سماجت نامزدش ردیابی و دستگیر شد.

به گزارش روزنامه ایران، پلیس مشهد وقتی از مردی نگران شنید که نامزدش در باند توزیع مواد مخدر عضویت دارد به اقدام‌های تخصصی دست زد و این دختر و اعضای دیگر باند به ریاست زنی پولدار را به دام انداخت.

افسانه 15 سال دارد و دانش‌آموزاست. او با پدر بزرگ و مادر بزرگش زندگی می‌کند. دختر نوجوان چندی پیش با پسری جوان ارتباط برقرار کرد. این رابطه به ازدواج نافرجام او با این پسر انجامید. آنها دوران عقد خود را سپری می‌کردند که داماد جوان، نامزدش را در ابتدا به قرص روانگردان ‌آلوده کرد. اعتیاد، دختر دانش‌آموز را به‌شدت به خود وابسته کرد. او که نظارتی از سوی پدر بزرگ و مادربزرگش نداشت از خانه فراری شد.

افسانه که در پاتوق زنان فراری و باند تهیه و توزیع مواد مخدر صنعتی دستگیر شده است با انتقال به کلانتری 34 بانوان مشهد گفت: سه ساله بودم که مادر و پدرم با هم اختلاف پیدا کردند. پدرم زن گرفت و مادرم هم از او جدا شد و دنبال سرنوشتش رفت. از همان موقع دیگر هیچ خبری از مادرم ندارم. پدرم نیز ازدواج کرد. من با پدربزرگ و مادربزرگم زندگی می‌کنم.

افسانه افزود: همیشه احساس تنهایی می‌کردم و گاهی دلم برای مادرم خیلی تنگ می‌شد. برای پدرم هم دلتنگ می‌شدم. شاید به خاطر همین دلتنگی‌ها بود که فریب پسری را خوردم. با او دوست شدم و ... . این رابطه ما به ازدواج ختم شد. دوران عقد را سپری می‌کردیم. او معتادم کرد. یک روز در آرایشگاه با زنی 39 ساله دوست شدم. شیشه می‌فروخت. داستان زندگی‌ام را برایش تعریف کردم، می‌گفت می‌تواند مثل مادر مراقبم باشد. به پیشنهاد این زن فرار کردم. مرا به خانه‌اش برد. وضع مالی خیلی خوبی داشت. در آن خانه هفت دختر و زن و چهار پسر فراری هم بودند.

افسانه در ادامه گفت: چون وابسته شیشه شده بودم موادمخدر صنعتی می‌فروختم. زن 39 ساله هم فقط جای خواب و خرجی موادم را می‌داد. نامزدم که متوجه فرارم شده بود دنبالم آمد. او موضوع را به پلیس گزارش داد و مأموران مرا با آن زن دستگیر کردند. در مدتی که خانه این زن بودم پسر 25 ساله‌اش مرتب مزاحمم می‌شد. من خیلی پشیمانم از اینکه معتاد شده‌ام، از اینکه رو سیاه شده‌ام از خودم بدم می‌آید. ولی از پدر و مادرم نمی‌گذرم. آنها هر دو مقصر هستند.

افسانه با صدایی بغض‌آلود اضافه کرد: دختران همسن من درس می‌خوانند. من هم به مدرسه می‌رفتم. قرار بود تا زمانی که دیپلم می‌گیرم دوران عقدمان را سپری کنیم اما این همه بدبختی و فلاکت به سر خودم آوردم.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
امتحانات مدارس البرز حضوری شد؛ اعلام تاریخ آغاز آزمون‌ها مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی: از حضور در دوسالانه هنری ونیز انصراف ندادیم، جنگ باعث شد نرسیم پزشکیان: اینترنت از زندگی مردم جداشدنی نیست نه آمریکا نه چین؛ جهانی که قدرت هژمونیک ندارد پنتاگون: جنگ علیه ایران ۲۹ میلیارد دلار هزینه داشته است تشکیل «پلیس آب» در شیراز؛ تفاهم‌نامه پنج‌جانبه برای صیانت از منابع آبی اطلاعات سپاه تهران: ۵ شبکه قاچاق سلاح شناسایی و منهدم شد غیبت هالیوود در جشنواره کن 2026 رقیب تازه اف-35 وارد میدان شد؛ پیشرانه «گوچ‌هان» ترکیه چه حرفی برای گفتن دارد؟ (+عکس) شهادت ۳۸۰ نفر در لبنان از زمان برقراری آتش بس ادعای ترامپ: برای توافق با ایران عجله‌ای نداریم؛ درگیری ها حل خواهد شد نشریه هیل: ترامپ به احتمال زیاد پیروزی در جنگ علیه ایران را اعلام خواهد کرد اطلاعیه روابط عمومی منطقه برق شهرری؛ احتمال قطعی برق در برخی مناطق اعلام آمادگی ایران برای همکاری‌های علمی پژوهشی با بلاروس پورن، قمار و ماری جوانا؛ حالا کل آمریکا لاس وگاس شده