فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۶۱۸۹۲
تاریخ انتشار: ۱۶:۳۷ - ۲۵-۰۱-۱۳۹۵
کد ۴۶۱۸۹۲
انتشار: ۱۶:۳۷ - ۲۵-۰۱-۱۳۹۵

نمی خواستم نامزدم را بکشم/ شهرزاد دوست نداشت قاتل شود

عامل جنایت باغ فیض مدعی است نمی داند چاقو چگونه به گلوی نامزدش خورده و باعث مرگ او شده است.

به گزارش میزان، شهرزاد 32 ساله متهم است روز گذشته نامزدش را به دلیل اعتیاد در یک نزاع به قتل رسانده است. او صبح امروز برای بازپرسی به دادسرای امور جنایی آورده شد. در حاشیه جلسه بازپرسی گفتگویی کوتاه با او انجام دادیم. 

 چرا بهنام به خانه تو آمد؟

 در خانه مشغول خواندن دعا بودم که زنگ خانه به صدا در آمد. وقتی در را باز کردم، متوجه شدم بهنام از خانه شان برای من مقداری غذا آورده است. او گفت می خواهد شب را پیش من بماند. 

بعد چه شد؟

من سیگار لازم داشتم اما نتوانستم به خرید بروم. بهنام به بهانه خرید سیگار از خانه خارج و ساعتی بعد دوباره آمد. او به بهانه اینکه کار داشت من را فریب داد اما متوجه شدم او مواد خریده و قصد دارد در خانه من مصرف کند. 

می دانستی نامزدت معتاد است؟

از آن موقعی که من بهنام را می شناختم او به مواد مخدر معتاد بود و من فقط سیگار می کشیدم. حتی شب حادثه مشغول دعا بودم و نمی دانستم نامزدم چه زمانی به خانه آمد. 

ساعت 2:30 با سرو صدای او متوجه حضورش شدم.زمانی که دیدم مواد مصرف می کند خیلی شاکی شدم از جا برخاستم و به سمتش رفتم به او گفتم چرا دوباره مواد مصرف می کنی که گفت به تو ربطی ندارد من هم گفتم پس اگر اینطور است صبح با پدر و مادرت تماس می گیرم و به آنها می گویم.

چرا می خواستی به پدر و مادر او بگویی؟

پدر و مادر او را از چندی پیش را می شناختم و رابطه نامزدی ما تحت نظر آنها بود. من شرط کرده بودم که اگر مواد را ترک نکند با او ازدواج نخواهم کرد و او مخفیانه مواد می کشید تا اینکه آن شب فهمیدم.

چطور درگیر شدید؟

وقتی به او گفتم که به خانواده ات اطلاع می دهم از دست من عصبانی شد و به سمت راهرو رفت. از داخل جاکفشی چاقو را در آورد و به سمتم حمله ور شد اما چاقو فقط به بازوی چپم اصابت کرد. خیلی عصبانی بود و می خواست مرا خفه کند او را به داخل راهرو هل دادم و می خواستم در را ببندم که سر و صدای زیادی کرد.

هر چه از او خواهش کردم ساکت شود، قبول نکرد.  دوباره با چاقو به سمتم حمله ور شد که من سعی کردم در را به رویش ببندم اما دست و پایش لای در مانده بود و همین باعث شد چاقو از دستش رها شود چاقو را برداشتم و با آن تهدیدش کردم که به یکباره در را هل داد و به سمت من آمد از آن به بعد نفهمیدم چه اتفاقی افتاد و خون از گلوی او  روی من پاشید.

پشیمان نیستی؟

پشیمانم. نمی خواستم او را بکشم اما باور کنید نمی دانم چطور این اتفاق افتاد. من نمی خواستم قاتل شوم. هنوز هم در شوک هستم. 
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
شوک به بودجه دفاعی بریتانیا؛ آنچه باید درباره فاجعه ناو هواپیمابر ملکه الیزابت بدانید! آیا در تاریخ بشر زمانی بدون جنگ وجود داشته است؟ خلاصه بازی سوییس و کلمبیا آیا سفر در زمان ممکن است؟ پاسخ فیزیک از GPS تا کرم‌چاله‌ها خاوران؛ گمشده‌ای در تاریخ کرمانشاه هرگز در این ۳ موقعیت، کروز کنترل خودرویتان را روشن نکنید! کره شمالی بزرگ‌ترین کشتی جنگی تاریخ خود به نام کلاس «چو هیون» را وارد خدمت کرد عکس یادگاری مظفرالدین شاه و همراهانش بالای پلکان تولید برق از باد / ایده عجیب هیوندای برای نجات خودروهای برقی ناپدیدشدن هواپیمای ترابری پاکستانی از صفحه رادار آیین رسمی استقبال از پیکر مطهر رهبر شهید در عراق برگزار شد سوئیس از جهنم پنالتی‌ها جان سالم به در برد؛ کلمبیا پس از ۱۲۰ دقیقه مقاومت، در ضربات پنالتی تسلیم شد چگونه لکه‌های شیشه خودرو را بدون خش انداختن پاک کنیم؟ اختاپوس‌ها از آینه برای یافتن طعمه‌هایی استفاده می‌کنند که دیده نمی‌شوند خلاصه بازی مصر و آرژانتین