فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۸۰۷۹۳
تاریخ انتشار: ۱۶:۵۴ - ۲۸-۰۴-۱۳۹۵
کد ۴۸۰۷۹۳
انتشار: ۱۶:۵۴ - ۲۸-۰۴-۱۳۹۵

روایت شب کودتا از زبان مردی که جلوی تانک کودتاچی ها ایستاد (+عکس)

متین دوغان مردی که با ایستادن جلوی تانک کودتاچیان در فرودگاه آتا تورک به سمبل ایستادگی مردم ترکیه در برابر کودتا تبدیل شد در گفت و گو با خبرگزاری آناتولی از ماجرای آن شب گفت .

روایت شب کودتا از زبان مردی که جلوی تانک کودتاچی ها ایستاد (+عکس)

به گزارش ایران، دوغان که هنوز با یادآوری اتفاقاتی که آن شب افتاد چهره اش برافروخته می شود  درباره آن صحنه گفت : دیدن تانک ها در خیابان  خیلی غم انگیز بود . ناگهان پریدم جلوی  تانک و فریاد کشیدم من سرباز ترکیه هستم شما سربازان چه کسی هستید ؟ تانک ایستاد و من همچنان فریاد می کشیدم. اطرافم پر بود ازسربازان مسلح. همچنان فریاد می کشیدم. تانک دوباره به راه افتاد. من هم  خوابیدم زیر تانک . همان لحظه ایستاد .

روایت شب کودتا از زبان مردی که جلوی تانک کودتاچی ها ایستاد
 
تا از کودتا مطلع شدم به خیابان رفتم

به محض اطلاع از کودتا به خیابان رفتم. دوستانم می خواستند مانع رفتنم شوند اما نتوانستند. خیابان خلوت بود . خواستم با تاکسی به فرودگاه آتاتورک بروم اما نتوانستم تاکسی پیدا کنم . موتورسواری را دیدم و متوقفش کردم و به او  گفتم به خاطر خدا من را به فرودگاه آتاتورک ببر . او هم وقتی دید که چقدر برای رفتن مصمم هستم قبول کرد و من را  سوار کرد . در راه  خواستم هم پولهایم را به او بدهم . گفتم : برادر نمی خواهم حرفی بزنم که نگرانت کنم اما ممکن است من امشب بمیرم .دیگر به این پول ها احتیاج ندارم . این پول ها را بگیر و بنزین بزن . هرچقدر اصرار کردم قبول نکرد. از او تشکر کردم و به سمت فرودگاه رفتم . تانک ها و سربازان ورودی فرودگاه را بسته بودند.

روایت شب کودتا از زبان مردی که جلوی تانک کودتاچی ها ایستاد (+عکس)

دیدن این صحنه ها و شنیدن صدای گلوله ها و ارتشی هایی که مرتب با بی سیم صحبت می کردند من را تحت تاثیر قرار داد.پریدم جلوی تانک و فریاد زدم:« من سرباز ترکیه هستم شما سربازان چه کسی هستید؟ تانک ایستاد و من همچنان فریاد می کشیدم . اطرافم پر بود از سربازان مسلح بود. تانک دوباره راه افتاد .زیر  تانک دراز کشیدم .مرگ را جلوی چشمانم دیدم. اما تانک ناگهان ایستاد.

سربازها جلو آمدندو با اسلحه  تهدید کردند که  اگر کنار نروم  شلیک می کنند  اما من همچنان فریاد می زدم شما سربازان چه کسی هستید ؟ . وقتی دیدم که  تانک متوقف شده است لبا سم را در آوردم و ایستادم . سه نفر روی تانک بودند . گفتند ما هم با شما هستیم . با شنیدن این حرف کمی آرام شدم .بعد یکی از سران پلیس از من خواست تا کنار بروم و من هم  از جلوی تانک کنار رفتم.

متین دوغان  با بیان اینکه یک لحظه مرگ را احساس کردم گفت :« هرلحظه منتظر بودم که بمیرم .چون سربازها مرتب مرا به مرگ تهدید می کردند. در آن دقایق ترجیح می دادم بمیرم تا پیروزی کودتا گران را ببینم . راضی بودم تانک از روی من رد شود و مثل 161 نفر دیگری شهید شوم .»

روایت شب کودتا از زبان مردی که جلوی تانک کودتاچی ها ایستاد (+عکس)
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
آمریکا بندرعباس را زد ؛ ایران پایگاه آمریکا در کویت را تصویر رنگی‌شده از سواران قاجاری در جنگل‌های گرگان ماجرای درگیری بامدادی ایران و آمریکا در بندرعباس «تصویر روز» رویترز از صدها کشتی‌ پهلو گرفته در نزدیکی تنگه هرمز رفع فیلتر از دو پلتفرم محبوب آینه الکتروکرومیک خودرو و هرآنچه باید در مورد آن بدانید ایران از کره جنوبی عذرخواهی نکرد کتابی که ۲ میلیون پوند می‌ارزد چرا مسابقات فرمول یک در خیابان‌های معمولی برگزار نمی‌شود؟ راز بقا در دنیای بدون نر؛ چگونه برخی گونه‌ها میلیون‌ها سال با جنس ماده دوام آورده‌اند؟ ۳۰ کشوری که بزرگترین صادرکنندگان مواد غذایی در جهان هستند (+ اینفوگرافیک) «جبار قهوه‌چی و اسماعیل قهوه‌چی» در کوه‌های پلور؛ 137 سال قبل (عکس) با این روتین صبحگاهی خطر دیابت و بیماری قلبی را کم کنید آغاز بازگشایی اپ‌استور، گوگل‌پلی و سایر فروشگاه‌های نرم‌افزاری مراسم ختم خواهر سیدمحمد خاتمی در یزد برگزار شد