فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۹۰۸۴۵
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۵ - ۱۰-۰۶-۱۳۹۵
کد ۴۹۰۸۴۵
انتشار: ۱۰:۱۵ - ۱۰-۰۶-۱۳۹۵

اصغر فرهادی برای «شجریان» نوشت

اصغر فرهادی برای «شجریان» نوشت
این روزها دلتنگ او هستم. دلتنگ نگاه آرام و مهربانشان؛ خیلی‌ها دلتنگ اویند. یک سرزمین دلتنگ اویند.
اصغر فرهادی سینماگر پرافتخار ایرانی در آستانه اکران تازه‌ترین فیلمش «فروشنده» از عشق و انتظارش برای استاد شجریان نوشته است.

به نقل از «شرق»، فرهادی نوشته است: «مدتی‌ست برای تحقیق و نگارش فیلم‌نامه گذشته در پاریس هستم. روزها بیشتر به یادداشت‌نویسی می‌گذرد و غالبا پیش از غروب می‌روم پیاده‌روی. از کوچه‌های پیچ‌ و واپیچ منطقه پنج پاریس می‌گذرم تا به پارکی برسم و یک ساعتی تا قبل از بستن درهای پارک راه بروم.

امروز از ظهر باران باریده و تازه چند دقیقه‌ایست که آسمان باز شده. کوچه‌ها خلوتند و هوا سرد. از کوچه‌ای به کوچه بعدی می‌روم. یکباره صدایی قدم‌هایم را آرام می‌کند. آوازی‌ست با صدای آقای شجریان نازنین. سر بلند می‌کنم. باید از یکی از خانه‌های اطراف باشد. چندقدمی می‌روم اما دلم نمی‌آید دور شوم، برمی‌گردم، به‌دنبال پنجره‌ای که این صدای دلنشین و آشنا را به کوچه می‌رساند نگاهم را روی ساختمان‌ها می‌چرخانم. حدس می‌زنم صدا از پنجره‌ای نیمه‌باز می‌آید در یکی از طبقات بالایی ساختمانی قدیمی. پنجره‌ای که شاید هم‌وطنی آن را گشوده و گوشه‌ای از اتاقش غرق در زمان و مکانی دیگر نشسته و خیره به این آسمان خاکستری خسته از بارش مانده.

«غم زمانه خورم یا فراق یار کشم»

این‌سوی کوچه ایستاده‌ام به شنیدن صدایی که از پنجره می‌آید.  آواز تمام می‌شود و باز سکوت و من به راه می‌افتم اما تصویر هموطن غربت‌نشین در گوشه اتاقش تازه برایم آغازشده و رهایم نمی‌کند.

در حال پیاده‌روی احساس خوبی دارم که در «جدایی نادر از سیمین» نام نازنین آقای شجریان را در یکی از صحنه‌ها آورده‌ام.

یکی دو سال بعدتر سوار ماشینی به سمت فرودگاه می‌روم تا به ایران بازگردم. راننده هموطن نیست اما صدای استاد در حال پخش است در همه مسیر. می‌پرسم «اهل کجایید؟» می‌گوید «مراکش» می‌پرسم «این موسیقی را که می‌شنوید می‌دانید از چه کشوری‌ است؟»، «ایران». یکی از همکارانش که در جمع راننده‌ها با او رفیق‌تر بوده چندی پیش این آلبوم را به او هدیه کرده. گفت معنای شعرها را نمی‌فهمد اما هر بار می‌شنود آرام می‌گیرد. همه مسیر تا فرودگاه شاردوگل، شب، سکوت و کویر است. بعدتر این خاطره را برای خودشان هم تعریف می‌کنم.

خاطره مرد مراکشی او را به یاد خاطره‌ای دیگر می‌اندازد که دوستانشان نقل کرده بودند. دوستان آقای شجریان رفته بودند به سفری در شمال. در مسیری میان جنگل، پیرمردی خسته، مانده در راه دست بلند کرده تا او را سر راه به روستایش برسانند و آنها هم سوارش می‌کنند. لختی بعد از پیرمرد اجازه می‌گیرند تا موسیقی پخش کنند و پیرمرد می‌گوید «اگر از آقای شجریان دارید، روشن کنید».

آن هموطن غربت‌نشین در پاریس، آن راننده مراکشی و این پیرمرد خسته روستایی، سهیم و همراه‌شدن در خلوت دلتنگی آدم‌هایی در گوشه‌وکنار جهان چیزی‌ست بسیار بالاتر از شهرت و حتی بالاتر از محبوبیت. این را به خودشان گفتم. گفتند: «آقای فرهادی، شهرت مثل سرعت بالاست. با سرعت پایین از روی دست‌اندازها هم می‌توان گذشت اما در سرعت بالا عبور از روی یک سنگریزه هم می‌تواند حاصلش واژگونی باشد برای همیشه». و این جمله‌ایست پرمسئولیت که از او به یادگار دارم. این روزها دلتنگ او هستم. دلتنگ نگاه آرام و مهربانشان؛ خیلی‌ها دلتنگ اویند. یک سرزمین دلتنگ اویند. چشم‌به‌راه آمدنتانیم، تندرست و برقرار.»
ارسال به دوستان
captcha
اسپانیا تحریم‌های آمریکا علیه دیوان کیفری بین‌المللی را محکوم کرد کمک فوری برای نجات یک مادر و فرزندان گرفتارش ترامپ بار دیگر از مذاکره با ایران گفت؛ «شاید در مقطعی» گفت‌وگو کنیم دیدار قالیباف با نخست‌وزیر عراق آلمان طرح شهرک‌سازی رژیم اسرائیل در کرانه باختری را محکوم کرد نتایج دکتری دانشگاه آزاد ۱۴۰۵ اعلام شد؛ کارنامه نهایی روی سامانه قرار گرفت بازجویی از سفیر فرانسه در آفریقا / رفت و آمد ۳۰ خانم جوان به اقامتگاه سفیر عون: بازسازی لبنان بزرگ‌ترین چالش مرحله آینده است تشکیل کارگروه ویژه بنزین در مجلس خواهر رهبر کره شمالی، ژاپن را به «حمله فوری» تهدید کرد ترکیب پرسپولیس و استقلال خوزستان برای هفته دوم لیگ برتر اعلام شد درخواست رئیس پارلمان عراق از قالیباف برای امتیاز ویژه در صادرات نفت از تنگه هرمز پرونده یاسر آسانی؛ آیا استقلال با خطر کسر امتیاز مواجه است؟ خطرناک ترین مکان ها هنگام رعدوبرق؛ جایی که شاید فکرش را هم نکنید ردپای یک حیوان در گذشته یکی از شایع ترین ویروس های تنفسی انسان