کد خبر ۵۰۸۹۹۲
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۵ - ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - 03 December 2016
بعد از سال ها شعار دادن در زمینه اخلاق ورزشی و الگو گرفتن از پهلوانان و سلام و صلوات، دو بزرگ دو تیم در یک بازی یک طرفه باید اینطور به جان هم بیفتند؟

عصر ایران؛ احسان محمدی- معمولا خبر مرگ هواداران فوتبال در ایران عمری کمتر از 24 ساعت در رسانه ها دارد. برای تیم های فوتبال هم مرگ یک هوادار بیشتر از یک افسوس و سرتکان دادن احتمالی بازخوردی ندارد. تا همین جای لیگ هوادارانی از تیم های تراکتورسازی، پرسپولیس، استقلال اهواز و ... دچار سکته قلبی شده و جانشان را از دست داده اند. با این روند باید امیدوار بود بر تعداد این مرگ ها افزوده نشود.

در قم ساکت الهامی و محمد خرمگاه چنان گلاویز شدند و به سمت هم مُشت های به قصد کُشت پرتاب کردند که اگر اطرافیان وساطت نمی کردند چه بسا یکی از دو بزرگوار روی پیست دور زمین توسط دیگری کُشته می شد! دردناک نیست که موسفیدهای دور زمین که باید بازیکنان جوان داخل زمین را آرام کنند اینطور به جان هم می افتند؟

گلاویز شدن دو پیشکسوت ورزشی پیش چشم میلیون ها نفر اسمش دستاورد ورزشی است؟ یعنی بعد از سال ها شعار دادن در زمینه اخلاق ورزشی و الگو گرفتن از پهلوانان و سلام و صلوات، دو بزرگ دو تیم در یک بازی یک طرفه باید اینطور به جان هم بیفتند؟ که چه چیزی را ثابت کنند؟ تعصب؟ عشق به تیم؟ وفاداری؟ وقتی بزرگان یا مدعیان بزرگی اینطور به خشم می آیند آیا فقط فحاشی تماشاگران جوان و کم سواد روی سکوها شرم آور است و اسباب تاسف؟

این لیگ باز کُشته ندهد شانس آورده ایم!
این لیگ باز کُشته ندهد شانس آورده ایم!
این لیگ باز کُشته ندهد شانس آورده ایم!

نگویید این نمک فوتبال است که فحاشی و حمله با مُشت های گره کرده در حاشیه یک مسابقه ورزشی سم است نه نمک!

پرسپولیس تهران هم با این سبک از بردهای حداقلی بعید نیست در هفته های حساس لیگ باز روی سکوها کُشته بدهد. آنها در حضور دهها هزار تماشاگر به سختی توانستند تیم قعرنشین و ده نفره ماشین سازی تبریز را با تک گل وحید امیری شکست دهند. بُردی که برای فتح دوباره جدول بعد از هفته دوازدهم کفایت می کرد اما این تیم بدجور دارد با ضربان قلب هوادارانش بازی می کند.

این روزها به بردهای این سبکی می گویند «بازی اقتصادی». زمان عوض شده و همه شیک حرف می زنیم اما قدیمی ترها یادشان می آید که زمان های نه چندان دور روی سکوها به پیروزی هایی از این دست می گفتند:« گدابَری»! یعنی بردن با مکافات و شکنجه و حداقل گل زده. قصد جسارت به تیم بزرگی چون پرسپولیس در میان نیست اما این سبک بُردن با یک گل، بازی با اعصاب و روان هواداران این تیم است. چرا مهدی طارمی نمی تواند توپ های ساده را به گُل تبدیل کند و چرا پرسپولیس برانکو در تبدیل بازی های ساده به بازی های فشرده و مرگبار این همه تخصص دارد؟

سال پیش هم دقایق پایانی هر بازی برای هواداران پرسپولیس یک عذاب جانکاه بود. چیزی در مایه همان 8 دقیقه کُشنده وقت اضافه ایران - استرالیا که هنوز هم با دیدنش فکر می کنیم ممکن است گل بخوریم و نتوانیم به جام جهانی فرانسه صعود کنیم. مدتهاست که دقایق پایانی هر بازی پرسپولیس مقابل هر حریفی تبدیل می شود به آن هشت دقیقه کُشنده و البته که همه تاب این فشار را ندارند و ممکن است قلبی از کار بیفتند و ...!

قرمز و آبی پایتخت بعد از سالها هیجان را به ورزشگاه ها برگردانده اند اما این درجه از حساسیت اگر مدیریت نشود ممکن است در کنار زمین و روی سکوها و پای گیرنده ها کُشته بدهیم. این خط این نشان!

مطالب مرتبط
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری
نظرسنجی
ورزش می کنید؟
بله، به صورت جدی و حرفه ای
بله، اکثراً
بله، گاهی
خیلی خیلی کم
اصلاً