فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۱۵۸۸۲
تاریخ انتشار: ۱۸:۳۷ - ۱۶-۱۰-۱۳۹۵
کد ۵۱۵۸۸۲
انتشار: ۱۸:۳۷ - ۱۶-۱۰-۱۳۹۵

روزگار تلخ دختر تنگ ‎ارمی با اشتباه پزشکی (+ عکس)

دیدن دختر جوانی که گفته‌اند یک سال است به خاطر عقرب‌زدگی خانه‌نشین شده، ماجرای دردناکی را جلوی چشمان هر بیننده‌ای مجسم می‌کند که فقط مشاهده از نزدیک وی می‌تواند زوایای تاریک زندگی این دختر را مشخص کند.

به گزارش فارس؛ اتاقی ساده با تختخواب آبی رنگ، یک کوه داروی دیالیز و نگاه مبهم، تمام قصه این روزهای رقیه 19 ساله از روستای تنگ ارم در شهرستان دشتستان است که بر اثر یک تشخیص نادرست پزشکی روزگار تلخی را سپری می‌کند.

دختری که یک سال پیش ظاهراً عقرب او را نیش زده است. او را به بهداری می‌برند. سه آمپول به او می زنند که حالش بدتر می‌شود. کار او به بیمارستان برازجان مرکز شهرستان دشتستان می‌کشد. آنجا می‌گویند مار او را نیش زده است. باز هم مداوای بی اثر که نتیجه‌اش بدتر شدن حال رقیه می‌شود. از هوش می‌رود و چشمش را که باز می‌کند، پزشک‌های شیرازی را بالای سرش می‌بیند.

به رقیه می گویند؛ تو را عقرب نیش زده و آمپول های اشتباه به شما تزریق شده. همین! رقیه 19 ساله از نیش عقرب جان سالم به در می‌برد اما تاوان نبود پادزهر و تشخیص نادرست در روستای محل اقامتش، او را خانه‌نشین کرده است.

برادر رقیه آزمایش خواهرش را نزد دکتر در شهر برازجان مرکز دشتستان برده و به او گفته بودند کلیه‌های رقیه عفونت کرده و باید بستری شود. هم اکنون روزی چهار بار در خانه دیالیز می‌شود. 6 صبح، 12 ظهر، 6 عصر و 12 شب.

به همین سادگی او مجبور است روزی چهار بار در اتاق بنشیند و شاهد قطره قطره دارویی باشد که شاید روزی دست از سر او بردارند. رقیه تاوان نبود پادزهر و تشخیص نادرست را می‌دهد.

خانواده رقیه به دلیل نداشتن آگاهی، تازه یک ماه است که از قصور پزشکان در روند درمان رقیه شکایت کرده اند و با مراجعه به سازمان نظام پزشکی گفته اند تازه یک ماه از درخواستت گذشته خودمان خبرت می کنیم و دیگر هیچ....

رقیه دختری بسیار آرام و مهربان است. از او می‌پرسم دوست نداری به دانشگاه بروی که گریه می‌کند و می‌گوید چرا دوست داشتم، اما با اتفاقی که افتاد، زندگی‌ام خراب شد.

در آمد خانواده هم چند گوسفند و ماهی 80 هزار تومان که بهزیستی به آنها کمک می‌کند. حالا پدر و پسر خانواده مجبورند هم با بیماری رقیه مبارزه کنند، هم با فقر.
 
مادر رقیه با گریه می‌گوید: از خدا می‌خواهم جانم را بگیرد، اما دخترم خوب شود. رقیه چه گناهی کرده که باید هم‌سن و سالانش را ببیند و حسرت دانشگاه رفتن، نوجوانی کردن، شاد بودن و زندگی کردن داشته باشد.

می‌گویند تقدیر است با تقدیر نمی توان جنگید، اما مگر می‌شود اشتباه در تشخیص هم به رنگ تقدیر تجزیه و تحلیل کرد. اگر این اشتباه فاحش روی نمی‌داد مطمئنا مسیر زندگی رقیه و خانواده‌اش سمت و سوی دیگری داشت. تصاویر خود به وضوح سختی‌های این دختر 19 ساله و خانواده‌اش را به زبان بی‌زبانی فریاد می‌زند. آیا گوش شنوایی برای شنیدن درد این خانواده وجود دارد؟

راستی از نجومی‌بگیرها چه خبر. آنها که لابد در زمان بیماری این طور تشخیص‌هایی برای آنها داده نمی‌شود؟ اگر شود چه شود!!!!!
ارسال به دوستان
captcha
کشورهایی که بیشترین سرانه ذخایر آب شیرین در دسترس را در سال ۲۰۲۶ دارند (+ اینفوگرافیک) مریم معصومی : سوال خصوصی مهران مدیری ۳۰ روز به گریه ام انداخت ادامه تظاهرات اسرائیلی ها علیه نتانیاهو سقاب اصفهانی: بنزین در ایران به نوعی لنگر اسمی تورم تبدیل شده محسن امیریوسفی: فیلم‌های زیرزمینی قسمتی مهم از سینمای امروز ایران است [آیت‌الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد] بازاندیشی در یک سخن رکورد تاریخی طلا تکرار می‌شود؟ نشانه‌های تازه از ادامه رشد قیمت رامین رضاییان تا پرسپولیس فقط یک قدم فاصله داشت؛ چرا توافق نشد؟ ادارات خوزستان دوشنبه دورکار شدند؛ گرمای هوا دلیل تغییر فعالیت‌ها سهمیه بنزین به خانوار می‌رسد؛ حتی بدون خودرو ماهانه ۳۰ لیتر قطر اسارت خلبانان ایرانی را تکذیب کرد مدیرکل سیاسی استانداری تهران: برای برگزاری انتخابات شوراها، منتظر اعلام پایان جنگ از سوی شعام هستیم ژوائو فلیکس بهترین بازیکن فصل لیگ روشن عربستان شد؛ بالاتر از رونالدو واکنش پرسپولیس به مصدومیت‌ها و چمن بلند دیدار با شمس‌آذر سقوط از دندان اژدها در ارتفاع ۴۴۰۰ متری؛ کوهنورد همدانی زنده ماند