فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۲۴۴۹۵
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۶ - ۳۰-۱۱-۱۳۹۵
کد ۵۲۴۴۹۵
انتشار: ۱۲:۰۶ - ۳۰-۱۱-۱۳۹۵

شعرای بی پول

یک شب نصرت رحمانی وارد کافه نادری شد و به اخوان ثالث گفت : من همین حالا سی تومن پول احتیاج دارم.

اخوان جواب داد : من پولم کجا بود؟ برو خدا روزی ات را جای دیگری حواله کند.

نصرت رحمانی رفت و بعد از مدتی بر گشت و بیست تومان پول و یک خودکار به اخوان داد

اخوان گفت این پول چیه؟ تو که پول نداشتی

نصرت رحمانی گفت: از دم در پالتوی تو رو ورداشتم بردم پنجاه تومن فروختم. چون بیش از سی تومن لازم نداشتم بگیر این بیست تومن هم بقیه پولت.

ضمنا این خودکار هم توی پالتوت بود.
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
طرز تهیه کتلت رژیمی در فر داستان عجیب یک آگهی ۶۰ کلمه‌ای که به تأسیس باشگاه بارسلونا منجر شد رد پای خاندان مادر محیط زیست ایران در تاسیس نخستین مدرسه دخترانه تهران «قدیمی‌ترین شرکت جهان» که از 1400 سال قبل تا امروز فعال است طرز تهیه عدسی رژیمی و کم کالری (صبحانه ای سیرکننده برای کاهش وزن) ایرانی‌های باستان چطور بدون برق، وسط کویر یخ تولید می‌کردند؟ راز یخچال‌های تاریخی ایران (+عکس) طرز تهیه املت رژیمی با قارچ و اسفناج ۱۵ نشانه دل کندن خانم‌ها از رابطه و ازدواج این روستا با ساخت سنگ‌پا درآمد کسب می‌کند خودیاری سمی؛ چرا اصرار بر رشد دائمی روان انسان را فرسوده می‌کند؟ «دوک دو لاله‌زار» که بود؟؛ لاله‌زار را ٩٠ هزار تومان فروختند درِ یخچال، جای شیر و تخم‌مرغ نیست؛ حتی اگر محفظه مخصوص داشته باشد! طرز تهیه سوپ سبزیجات رژیمی ۵ راهکار برای حفظ خوش‌بینی تاب‌آور در روزهای سخت خواص شگفت‌انگیز چای خرمالو؛ نوشیدنی پاییزی با عطر زنجبیل و دارچین + طرز تهیه