کد خبر ۵۲۹۴۴۸
تاریخ انتشار: ۰۹:۳۹ - ۲۴ اسفند ۱۳۹۵ - 14 March 2017
دیپلماسی ایرانی نوشت: «شاید در میان شما کسانی باشند که به یاد بیاورند وقتی که خود به محاکمه کشیده شده و در معرض خطری جزیی قرار گرفته اند، در برابر دادرسان زاری نموده و اشک ها ریخته و حتی برای جلب ترحم آنان کودکان خود را به دادگاه آورده اند، در حالی که من (سقراط) با این که در معرض بزرگترین خطرها هستم چنان نمی کنم. 
 
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در دیدار با با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه در جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵ در کاخ کرملین گفت که ایران در حال انتشار «تروریسم اسلام شیعی» است و هشدار داد تا وقتی که ایران در سوریه حضور دارد، صلح در آنجا برقرار نخواهد شد. به گزارش رسانه ها، پوتین در آغاز این دیدار عید یهودی پوریم (The holiday of Purim) را به نتانیاهو تبریک گفت. نخست وزیر اسرائیل هم در پاسخ گفت که یهودیان پوریم را جشن می گیرند چون پرشیا(ایران) «موفق نشد یهودیان را نابود کند» و اضافه کرد که «امروز هم وارث پرشیا، ایران، تلاش دارد دولت یهودیان را نابود کند». 
  
رئیس جمهوری روسیه هم در پاسخ گفت که این وقایع ۲۵۰۰ سال پیش رخ داده است و «حالا در دنیای متفاوتی زندگی می کنیم» و گفت که درباره مشکلات روز در منطقه صحبت کنند. قابل ذکر است  که روایت یهودیان از افسانه هامان(همایون) رییس مشاوران خشایارشا و اِستر(همسر یهودی شاه) این است که هامان دسیسه کرده بود که شاه فرمان کشتار یهودیان را صادر نماید اما مردخای مشاور یهودی شاه با کمک استر جلوی اجرای این فرمان شاه را گرفتند و در عوض هامان و خانواده اش قتل عام شدند. 
  
نتانیاهو در این اظهار نظر و همچنین قبلا در کنگره آمریکا و نوع روایت تاریخی، مرتکب حداقل 5 مغالطه شده است. مغالطه یک استدلال به ظاهر معتبر است که به منظور درست نشان دادن  یک مدعای غلط یا باطل نشان دادن یک ادعای درست مطرح می شود.  در واقع، مغالطه نوعی دستکاری در مبانی و صغرا-کبرای استدلال است که نتیجه مورد دلخواه مغالطه کننده شکل بگیرد. منطقیون دهها مغالطه را در مراودات کلامی و بدنی انسان ها تشخیص داده اند که بحث آن از حوصله این مقال خارج است. اما در اظهارات نتانیاهو علیه ایران و نوع روایت وی از افسانه هامان و استر که کاملا خلاف واقع است حداقل 5 مغالطه قابل تشخیص است. 
  
مغالطه اول آناکرونیسم یا زمان پریشی (Anachronism) است. در این مغالطه، فرد رویدادهای گذشته را بر اساس معیارها و ارزش های زندگی امروز تحلیل می کند. نتانیاهو رویدادهای دوره باستان را بر فرض درستی، بر اساس معیارها و گفتمان های امروزین تحلیل می کند. در دوره ایران باستان مفهومی به نام یهودستیزی موضوعیت نداشت، ولی وی حوادث آن دوره از جمله افسانه هامان و استر را بر اساس گفتمان ها و ارزش های حال که در آن یهودستیزی مذموم است تحلیل می کند. در حالیکه یهودستیزی بیشتر یک پدیده مربوط به تاریخ مسیحیت است تا ایران، اسلام و غیره. 
  
مغالطه دوم وی شبیه سازی تاریخی (Historical Resembling) است. در شبیه سازی تاریخی رویدادها و شخصیت های امروزین بر اساس وقایع و شخصیت های تاریخی شبیه سازی می شوند. فرضا هم افسانه هامان و استر درست باشد رهبران فعلی ایران را با هامان مقایسه کردن نادرست است. ایران و آدم هایش دچار هزاران تحول شدند که این مقایسه از بن غلط است. 
  
مغالطه سوم وی پهلوان پنبه (Straw man fallacy) است. در این مغالطه بجای اینکه مغالطه کننده استدلال مخالف علیه ادعاهای واقعی حریف خود ارائه کند ادعاهایی به او نسبت می دهد که به راحتی قابل رد باشد و سپس استدلال های نسبت داده شده را رد می کند. نتانیاهو بجای اینکه به مواضع رسمی ایران توجه نماید که ایران در آن بدنبال حق تعیین سرنوشت فلسطین از طریق نهضت رهایی بخش، رفراندوم، پایان اشغال و غیره است ایران را متهم به یهودستیزی، هولوکاست احتمالی و نابودی هسته ای اسراییل می کند و مواضع نسبت داده شده به ایران را منفی نشان می دهد. هر چند ممکن است برخی مقامات ایرانی کاسه داغ تر از آش در قضیه فلسطین شوند ولی موضع رسمی ایران که معمولا اکثر رؤسای جمهور کشور و وزرای خارجه به عنوان عالی ترین مقام سیاست خارجی کشور منعکس کردند با حقوق بین الملل تعارض ندارد. 
  
مغالطه چهارم اسطوره سازی (Mythologizing) است. اسطوره اساسا تحریف واقعیت است هر چند ممکن است مغالطه نباشد اما سوءاستفاده سیاستمداران از آن ممکن است شکل مغالطه به خود بگیرد. معمولا انسان ها میل شدیدی به اسطوره سازی شخصیت ها و رویدادهای تاریخی دارند و از این طریق هویت گروهی آنها شکل گرفته و معنا پیدا می کند. در فرهنگ غرب و یهودیان، اسطوره استر-هامان شدیدا تبلیغ می شود و مخاطبین زیادی دارد. افرادی چون نتانیاهو از این اسطوره ها برای اهداف سیاسی خود بهره می گیرند. 
  
مغالطه پنجم توسل به عواطف (Appeal to Emotions) است.  این زمانی رخ می دهد که در غیاب برهان صریح برای رد یا اثبات گزاره ای، از عواطف دیگران سوءاستفاده و احساسات مخاطب برانگیخته شود تا با مغالطه کننده هم رأی شود. همانطور که در آغاز این یادداشت آمده است افلاطون کلمات سقراط را در دفاعیه اش نمونه خوبی از این نوع مغالطه می داند. 
  
سقراط تأکید می کند که نمی خواهد از دلسوزی و ترحم مخاطبان بهره ببرد. این نوع مغالطه همیشه از جنس کلمات نیست. سقراط آوردن کودکان به دادگاه را مثال می زند. گریستن، حتی نازک کردن صدای سخنران برای نفوذ در دل مخاطب، تمارض در فوتبال برای فریب داور از جمله رفتارهای مغالطه آمیز هستند. در اینجا (افسانه استر-هامان) و همچنین قضیه هولوکاست، نتانیاهو و سیاستمداران اسراییلی با مظلوم نمایی به دنبال جلب رقیت مخاطب و نهایتاً هم رأی شدن مخاطب با مغالطه کننده هستند. در اینجا نتانیاهو همچنین مرتکب مغالطه شبیه سازی تاریخی شده و به نوعی ایران امروز و آلمان نازی را یکسان انگاری می کند.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری