کد خبر ۵۳۵۷۶۶
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۳ - ۰۶-۰۲-۱۳۹۶
کد ۵۳۵۷۶۶
انتشار: ۱۰:۵۳ - ۰۶-۰۲-۱۳۹۶

جنایت کار مهربان

جنایت کاری که یک آدم را کشته بود. در حال فرار و آوارگی با لباس ژنده و پرگرد و خاک و دست و صورت کثیف خسته و کوفته به یک دهکده رسید.

چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود.

او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد.

اما بی پول بود.

بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدایی کند.

دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید.

بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و….پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.

میوه فروش گفت : بخور نوش جانت ، پول نمی خواهم.

سه روز بعد آدمکش فراری باز در جلو دکه میوه فروش ظاهر شد

این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند ،صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت

فراری دهان خود را باز کرده گویی میخواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت

آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد

میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت.

عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت.

زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند قاتل فراری و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی بعنوان جایزه تعیین کرده بودند.

میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت.

پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند.

سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود.

او به اطراف نگاه کرد گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود.

دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند.

او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.

موقعی که داشتند او را می بردند زیر گوش میوه فروش گفت: آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد.

میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد

و در صفحه پشتش چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود: من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم. هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم. نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت، بگذار جایزه پیدا کردن من ،جبران زحمات تو باشد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
۸ چیزی که هرگز نباید داخل ماشین لباس‌شویی بیندازید چرا دموکرات‌ها «الاغ» شدند و جمهوری‌خواهان «فیل»؟ / ریشه ۱۵۰ ساله «نماد» دو حزب اصلی آمریکا «افسردگی سیرکادین» چیست؟ / نقش ساعت بیولوژیکی بدن در اختلالات خلقی کهن‌ترین داستان‌های بشر؛ از ملوان کشتی‌شکسته تا هفت خواهر آسمان وقتی یک سلاح هسته‌ای منفجر می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ جام لیکورگوس؛ شیشه جادویی رومیان باستان که بعد از ۱۷ قرن هنوز هم شگفت‌انگیز است (+عکس) ۵ نشانه پنهان که می‌گوید در «حالت بقا» زندگی می‌کنید تفاوت پنیر موزارلا و پنیر پیتزا؛ کدام‌یک برای غذاهای مختلف انتخاب بهتری است؟ سیر تاریخی تغییر ساعت در تابستان‌ها راز قفل‌های ۲۵۰۰ ساله آرامگاه کوروش؛ چرا این بنا بدون ملات سرپا مانده است؟ (+عکس) طرز تهیه کوکو کدو سبز رژیمی «قایق‌های باستانی» بعد از 1800 سال از عمق 7 متری زمین بیرون آمدند(+عکس) انتشار نوشته‌ای منتشرنشده از مشهورترین جادوگر صد سال پیش جهان طرز تهیه زرشک پلو با مرغ رژیمی خوشمزه و سالم آناهیتا و معنای آب در جهان ایرانی