کد خبر ۵۳۷۲۱
تاریخ انتشار: ۰۶:۱۷ - ۱۷ مهر ۱۳۸۷ - 08 October 2008
روسها می دانند که در صورت افزایش سطح تنش هسته ای ایران با آمریکا، اسراییل و اتحادیه اروپا برای پیش بردن هر سیاست موثر و هماهنگی علیه تهران در نهایت "در کرملین را خواهد نواخت".

عصرایران؛ مازیار آقازاده - ایهود اولمرت نخست وزیر رو به افول اسراییل بعد از ظهر دوشنبه وارد مسکو شد تا در یک سفر یک روزه با مقامات مسکو درباره موضوعات سیاسی و امنیتی موجود در روابط دو جانبه و نیز مسایل خاورمیانه دیدار و گفت و گو کند. اما سفر نخست وزیر "دم غروب" اسراییل در حالی انجام می شود که از سویی ستاره اقبال وی روشن نشده خاموش شده و وی احتمالا در هفته های آتی و با تشکیل حکومت جدید از سوی "تزیپی لیونی"، سمت نخست وزیری را با کوله باری از رسوایی مالی و سیاسی (شکست در جنگ 33 روزه با لبنان) ترک خواهد کرد از سویی دیگر در برنامه دیدارهای اولمرت در مسکو هم، برنامه ای برای دیدار با ولادیمیر پوتین رییس جمهور در سایه و نخست وزیر رسمی روسیه در نظر گرفته شده است. پوتین به بهانه سالروز تولدش (7 اکتبر) مسکو را به مقصد تفریحگاه خود در سوچی ترک کرده است و اولمرت در سفر خود با دمیتری مدودف رییس جمهور و سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه دیدار خواهد داشت.

روزنامه اسراییلی "جزوالم پست" در گزارشی که درباره احتمال موفقیت در اهداف این سفر اولمرت نوشته، احتمال توفیق اولمرت را زیر سوال برده است. چرا که به نوشته این روزنامه سیاست های کرملین هنوز توسط پوتین دیکته می شود که اولمرت با وی دیداری نخواهد داشت.

به نظر می رسد اولمرت در دیدار خود از مسکو شخصا سه هدف عمده را دنبال می کند:

1- فرونشاندن خشم مقامات مسکو درباره فروش سلاح های اسراییلی به گرجستان: که در جریان بحران اخیر گرجستان باعث رنجش و عصبانیت کرملین شد.

2- جلب کردن نظر روسیه برای وارد آوردن فشار بیشتر به ایران حول موضوع پرونده هسته ای

3- جلوگیری از فروش احتمالی جنگ افزارهای مدرن روسی به ایران و روسیه از جمله موشکل های ضدهوایی اس - 300 به دمشق و تهران

با توجه به اهداف این سفر و سطح دیدارهای اولمرت در مسکو می توان بر این نکته تاکید کرد که دستاورد واقعی این سفر برای اولمرت چندان چشمگیر نخواهد بود چرا که:

1- اولمرت یک مهره سوخته در صحنه سیاست اسراییل است که از ماه گذشته شمارش معکوس پایان یافتن مدت صدارت وی به جریان افتاده است. در گفت و گوهای دیپلماتیک میان کشورها رسم نیست که توافقات جدی و مهم با مقامات "لرزان پایه" صورت گیرد چرا که ممکن است رهبر یا مقام بعدی به توافقات سلف خود هیچ پایبندی نشان ندهد.

2- علیرغم اینکه پوتین کاخ کرملین را ترک کرده است اما هنوز وی بر سیاست های مسکو به ویژه در بخش های اطلاعاتی، نظامی و امنیتی تفوق بالایی دارد. از این رو مساله فروش سلاح و همکاری های استراتژیک و اطلاعاتی و ... بدون مجوز یا مهر تایید پوتین امکان اجرایی شدن ندارد بنابراین عدم دیدار پوتین با اولمرت (بنا به هر دلیلی) به معنای این است که روسیه گوش شنوایی برای توصیه و درخواست های اسراییل ندارد.

3- موضوع بحران گرجستان عظیم ترین بحران و دلمشغولی فرامرزی روسیه پس از پایان جنگ سرد است. کمک اطلاعاتی و نظامی اسراییل به گرجستان از سویی و استقرار رادارهای فوق پیشرفته آمریکا در اسراییل که قابلیت رصد تحولات نظامی و هوایی مرزهای جنوبی روسیه را نیز دارد، از سویی دیگر مساله ای نیست که به سادگی مورد اغماض کرملین باشد.

از سوی دیگر روسیه در سیاست خاورمیانه ای خود نه با اسراییل بلکه با آمریکا طرف است. دلیلی ندارد مقامات مسکو سیاست های تلافی جویانه شان در خاورمیانه را - که در حال حاضر به نظر می رسد با گسترش همکاری های نظامی با سوریه و ایران در حال انجام است- با اسراییل مورد معامله یا گفت و گو قرار دهند.

اگر قرار بر معامله ای باشد، روسیه این معامله را با آمریکا و در چارچوب بسیار گسترده تر از خاورمیاه و در سطح معادلات استراتژیک جهانی به انجام خواهد رساند که خاورمیانه نیز جزیی از آن خواهد بود. در شرایط کنونی هیچ چشم انداز مثبتی از حل و فصل مسایل و اختلافات جاری بین روسیه و آمریکا دیده نمی شود. آمریکا همچنن پیگیر استقرار سپر دفاع ضد موشکی خود در اروپا است و در هفته گذشته نیز با استقرار رادارهای فوق پیشرفته در اسراییل بر عزم خود در این زمینه مهر تایید دیگری زد.

4- اگر قرار باشد روسیه در بحث هسته ای ایران سیاست فعلی کژدار و مریز خود را تغییر دهد قطعا این عمل را با ملاحظات ملی- امنیتی خود و نیز در چارچوب همان معامله بزرگ پیش گفته با آمریکا انجام خواهد رساند. از این رو تلاش اولمرت در مسکو برای ترغیب مقامات مسکو چندان نتیجه ای در بر نخواهد داشت. از سوی دیگر ممکن است اولمرت در این سفر پیام تهدیدی را به واسطه روسیه به ایران انتقال دهد مبنی بر اینکه اگر ایران به فعالیت های هسته ای خود ادامه دهد مورد حمله اسراییل قرار خواهد گرفت. حتی اگر اسراییل روسیه را واسطه انتقال پیام تهدید خود به ایران کند نیز به نظر می رسد این پیام یا درست منتقل نخواهد شد و یا اینکه در صورت انتقال اثری بر مقامات تصمیم گیر در تهران نخواهد داشت. اتفاقا به نظر می رسد روسیه در سالهای اخیر- وهم اکنون- از افزایش سطح تنش بین ایران و غرب - و البته اسراییل- بیشترین بهره را می برد چرا که:

1- روسیه در فضای تنش خود را در نقش کنترل کننده و ناظر بر کنشهای احتمالی تخاصم آمیز تهران معرفی کرده و امتیاز دریافت می کند.

2- تنش در روابط ایران و غرب به نفع روسیه است چرا که روسها با میانداری خود امتیازات فراوانی هم از تهران و هم از غرب می گیرند.

3- در صورت تشدید تحریم ایران، روسها در بازار ایران رقبای کمتری داشته و راحت تر می توانند از آب گل آلود منافع اقتصادی صید کنند.

4- روسها می دانند که در صورت افزایش سطح تنش هسته ای ایران با آمریکا، اسراییل و اتحادیه اروپا برای پیش بردن هر سیاست موثر و هماهنگی علیه تهران در نهایت "در کرملین را خواهد نواخت". از این رو این وضعیت موقعیتی خاص به روسیه می بخشد که مسکو می تواند در سایر حوزه های منازعه با غرب - از جمله در قفقاز، بالکان، اروپای شرقی و حوزه بالتیک و ...)- از غرب امتیاز بگیرد.

بنابراین با توجه به شرایط موجود و اهداف سفر یک روزه ایهود اولمرت، باید اذعان کرد که اگر اهداف این سفر همان مواردی باشد که اشاره شد، نخست وزیر رو به افول اسراییل با دست چندان پری به تل آویو باز نخواهد گشت.

نکته ای دیگر که باید مورد اشاره قرار بگیرد در این است که روسیه خود چندان مایل به جلو رفت ایران در عرصه تکنولوژی هسته ای نیست و مقامات روسی تاکنون بارها اعلام کرده اند که یک ایران هسته ای مطابق با منافع و امنیت ملی آنها نیست. از این رو مسکو اگر در روزها یا هفته های آتی قدم هایی هماهنگ با گروه 5+1 در جهت تشدید فشار یا تحریم علیه ایران بردارد، نمی تواند منت آن را بر سر غرب بگذارد چرا که همانطور که اشاره شد تشدید تنش و افزایش فشارها و مضاعف شدن تحریم ایران از همه جهت و بیش از هر کشور دیگری در جهان به نفع روسیه تمام شده و خواهد شد.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری