کد خبر ۵۳۹۶۴۵
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۵ - ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ - 18 May 2017

 
تابناک/ محسن حیدری

در انتخابات ریاست جمهوری 96، مسائل اقتصادی یکی از کانونهای اصلی گفتگو است. کاندیداها از کلیدواژه های اقتصادی برای نقد برنامه و کارنامه همدیگر استفاده می کنند؛ بیکاری، رکود، تورم، افت توان خرید خانوارها، نابرابری فزاینده در توزیع درآمدها و دیگر مفاهیم اقتصادی به طور روزانه رد و بدل می شود. در این باره به برخی نکات اشاره می کنم:
 
1-  تخصص و پیشینه مدیریتی آقای روحانی بیشتر در حوزه سیاست داخلی، دیلماسی خارجی و امنیت ملی بوده است. او در سال 92 با تاکید بر «رفع محدودیت ها در حوزه آزادیهای اجتماعی» و نیز «رفع تنگناها در حوزه دیپلماسی خارجی» یعنی در واقع با تاکید بر توانایی ها و تفاوتهایش در حوزه سیاسی امنیتی و تبیین تاثیرات آن بر حوزه اقتصادی توانست به پیروزی برسد؛ جمله معروف او «ما نمی گوییم انرژی هسته ای نباشد؛ ما می گوییم سانتریفیوژ بچرخد و چرخ زندگی مردم هم بچرخد» بیانگر این رویکرد بود. همین مساله باعث شده که رقبای او امسال بیشترین تمرکز را مستقیما به حوزه مسائل اقتصادی بکشانند. در واقع رقبای حسن روحانی امیدوارند بتوانند «مسلط تر از او» در گفتگوهای اقتصادی ظاهر شوند.
 
2-  رقبای حسن روحانی به رغم تاکیدی که بر مسائل اقتصادی می کنند، در یک نکته شبیه حسن روحانی هستند؛ تسلط کافی بر ادبیات علمی مسائل اقتصادی ندارند و به خاطر عدم تسلط طرفین در مسائل اقتصادی است که گفتگوها در سطح مانده و عمق نمی یابد. حسن روحانی هرگاه با نقدهای اقتصادی که مشاوران کاندیداهای رقبیب در اختیار آنان قرار داده اند روبرو می شود، گزارشی از عملکرد اقتصادی دولت خود ارائه می دهد، نقدی به عملکرد دولت قبلی می زند و سپس بحث را به حوزه سیاسی امنیتی و آزادیهای اجتماعی و... می کشاند. رقبای حسن روحانی نیز به علت عدم تسلط علمی بر مسائل اقتصادی، نمی توانند مانع از تغییر زمین بازی شوند.
 
3-  برخلاف انتخاباتهای قبلی، اقتصاددانها نقش کمرنگی در کمپین انتخاباتی کاندیداها دارند. به عبارت دیگر، نه تنها کاندیدا از تخصص و تسلط اقتصادی چشمگیر برخوردار نیستند، بلکه هیچ یک از کاندیداها نخواسته یا نتوانسته از اقتصاددانها به عنوان دستیار اصلی و کمک رسان کلیدی بهره گیرد. در انتخاباتهای قبلی، کاندیداها در مراحل مختلف شامل مرحله ارائه برنامه، دفاع از برنامه، نقد برنامه کاندیداهای رقیب، اثبات کارآمدی خود و... از حضور اقتصاددانها بهره می بردند. ظاهرا این بار و در غیاب «برنامه محوری» ضرورتی به وجود اقتصاددانهای کمک رسان هم احساس نشده است. نهایتا قرار است اقتصاددانها مثل ورزشکاران و هنرمندان یک بیانیه سیاسی و نه تخصصی را له و علیه فلان کاندیدا امضا کنند. یا در تک و پاتکهای رسانه ای علیه رقبا شرکت کنند.
 
4-  در انتخاباتهای سال 88 و 92، حضور محسن رضایی بعنوان یک اقتصاددان در صحنه انتخابات باعث شده بود که اولا گفتگوهای اقتصادی در سطح نماند و عمق یابد. در واقع رقبا برای عقب نماندن از قافله مجبور می شدند کیفیت علمی گفتگوهای اقتصادی را بالاتر ببرند و با دقت بیشتری سخن بگویند. ثانیاً رضایی که خود دانش آموخته رشته اقتصاد و دارای تالیفاتی در این حوزه بود، در کمپین خود از اقتصاددانها در سطوح عالی یعنی رئیس ستاد و معاون ستاد استفاده می کرد. همین مساله باعث افزایش نقش اقتصاددانها در آرایش عمومی صحنه رقابت می شد و رقبا نیز مجبور می شدند از اقتصاددانهای دانشگاهی کمک بخواهند؛ اقتصاددان در برابر اقتصاددان. و این مساله باعث افزایش توازن و عمق و سازندگی گفتگوهای اقتصادی می شد.
 
5-  در انتخاباتهای قبلی، محسن رضایی علاوه بر اینکه موفق شد ثقل اقتصادی گفتگوها را مدیریت کند، نقد اقتصادی را با متانت و آرامش و اخلاق همراه کرد. رضایی در مناظره های تلویزیونی نقدهای جدی به برنامه و کارنامه اقتصادی رقبا وارد کرد و همزمان کوشید نگذارد رقابتها به سوی «پرتگاه» برود؛ منظور او از پرتگاه، تاثیرات نامطلوب دوقطبی جناحی است که قدرت انتخاب مردم را به یک انتخاب محدود و از قبل طراحی شده فرومی کاهد؛ «یا با من یا بر من». در این الگو، بیش از آنکه به بیان برنامه و عملکرد پرداخته شود، به «دشمن سازی از رقیب» پرداخته می شود. تلاش احزاب برای قرار دادن شهروندان بر سر دوراهی های از پیش تعیین شده و دوقطبی «یا با من، یا بر من»، در میان مدت موجب فروپاشی دو جناح رسمی کشور خواهد شد و در درازمدت مایه انسداد سیاسی است. زیرا دو جناح ماهیت اصالی خود را از دست داده و صرفاً بر پایه «جلوگیری کردن از خطر کاندیدای رقیب» معنا می یابند. و در ادامه، گفتمانها به مرز تخاصم می رسند؛ یا منحل می شوند یا کشور را به ورطه نابودی و درگیری های داخلی می کشند.

6-  گفتگوهای اقتصادی در هر انتخابات به طور طبیعی در کانون توجه قرار می گیرند. ملتی می تواند به آینده امیدوار باشد که گفتگوهای اقتصادی را به سوی سازندگی هرچه بیشتر هدایت کند؛ اگر گفتگوهای اقتصادی در سطح بماند و عمق نیابند؛ اگر گفتگوهای اقتصادی به دوراهی «یا با من، یا بر من» ختم شود و کانونهای تصمیم گیری حزبی از رأی دهندگان «وفاداری رعیت وار تحت هر شرایطی» را طلب کنند، رقابتهای انتخاباتی نه تنها جنبه سازنده بودن را از دست می دهد بلکه به عامل ویرانی تدریجی تبدیل خواهد شد.
 
7-  اگر چاره ای برای این مساله اندیشیده نشود، رقابتهای انتخاباتی و سخنان کاندیداها سال به سال سطحی تر و کلیشه ای تر می شود. نمی توان توقع داشت که همه کاندیداها، دکترای اقتصاد داشته باشند ولی می توان انتظار داشت به کلی گویی بسنده نکنند. بنابراین برای جلوگیری از سطحی شدن گفتمان اقتصادی کاندیداها، می توان راهکارهایی در نظر گرفت: الف. زمان رقابتهای انتخاباتی از 40 روز حداقل به 90 روز افزایش یابد تا برنامه های کاندیداها به طور دقیق و جزئی در معرض شناخت و نقد مردم و کارشناسان قرار گیرد تا کسی نتواند با کلی گویی یا احساساتی کردن مردم به جمع آوری رأی بپردازد. ب. کاندیداهای ریاست جمهوری به مر م بگویند که اگر دولت تشکیل دهند گزینه اصلی آنها برای تصدی پست معاون اول، وزیر کشور، وزیر خارجه و وزیر اقتصاد کیست؟ آن وقت می توان مناظره های علمی و دقیق بین معاون اول ها و وزیر اقتصادها ترتیب داد تا مردم بتوانند تفاوتها و نقاط قوت و ضعف احتمالی دولتها را مقایسه کنند. ج. حال که رسانه های دیجیتال گستررش یافته اند، مناظره کاندیداها نباید به صورت کلی در صداوسیمای دولتی انجام شود. کاندیداها می توانند مناظره های اقتصادی مفصل تری را در فضاهای دیگر غیر از صداوسیما انجام دهند. نهادهای غیردولتی مثل اتاق بازرگانی ایران می توانند میزبان این مناظره ها باشند. به نظر می رسد اگر تدابیر اصولی و ساختاری برای ارتقای سطح گفتگوهای اقتصادی اندیشیده نشود، گفتگوهای اقتصادی کاندیداها بدون حضور فیزیکی و یا معنوی اقتصاددانها، کشور ما را به جلو نمی برد؛ مثل طناب کشی بدون حضور داور می ماند.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نظرسنجی
شما به کدام گزینه فینال "عصر جدید" رای می دهید؟
پارسا خائف (خواننده)
محمد زارع (آکروبات باز)
فاطمه عبادی (نقاشی با شن)
سعید فتحی روشن (شعبده باز)
دختران نینجا