فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۴۸۲۰
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۰ - ۳۰-۰۷-۱۳۸۷
کد ۵۴۸۲۰
انتشار: ۰۸:۵۰ - ۳۰-۰۷-۱۳۸۷

قتل ناخواسته پسر۴ساله به دست مادرش

عصر ایران
نگاه وحشتزده مادر به سوى دستهاى لرزانش چرخيد. قاشق هنوز در دستش بود و او ناخواسته چاقو را به طرف پسر كوچولويش پرتاب كرده بود.

ایران: يك زن كه هنگام پختن شام، از سر و صداى فرزندانش عصبانى شده بود ناخواسته با پرتاب چاقوى آشپزخانه به سوى پسر چهار ساله اش او را از پا درآورد.

بازى تمام شد، هر چند بازى پر سر و صدايى بود. مثل هميشه «محمد»- 12 ساله- و «عرفان» -4 ساله- بازيگوشى مى كردند. اما انگار اين بار قلب بچه ها خيلى تندتر مى زد. آنها در اتاق مشغول بازى بودند.

مادرشان «زهرا» هم همينطور كه سرگرم آماده كردن شام بود ناگهان به ياد مشكلات زندگى اش افتاد. شوهرش سه ماه پيش به اتهام نگهدارى مقدارى مواد مخدر دستگير و پس از محاكمه به شش ماه زندان محكوم شده بود. او در غياب شوهر بشدت تنها شده و مشكلات مختلف، شانه هاى ضعيفش را خم كرده بود. بچه ها دائم بهانه پدرشان را مى گرفتند. در اين ميان پسر بزرگترش ناسازگار و پرخاشگر تر شده بود.

ناگهان صداى فريادهاى كودكانه «عرفان»، مادر را به خود آورد. او با برادر بزرگترش بشدت جر و بحث مى كرد. مادر كه از مشاجرات فرزندانش به ستوه آمده بود، در يك لحظه براى آرام كردن بچه ها، ناخواسته چاقوى آشپزخانه را- به جاى قاشق- به طرف بچه ها پرتاب كرد تا شايد كمى آرام شوند. اما همان موقع ناگهان «عرفان» با پاهاى كودكانه اش به طرف مادر تغيير مسير داد و ناگهان چاقوى تيز و باريك در قلبش نشست. همان موقع نگاه وحشتزده مادر به سوى دستهاى لرزانش چرخيد. قاشق هنوز در دستش بود و او ناخواسته چاقو را به طرف پسر كوچولويش پرتاب كرده بود.

جدال ۴ روزه با مرگ

ساعت ۱۲ شب ۲۴ مهرمأموران كلانترى ( 17 ) قم با دريافت گزارش مسئولان حراست بيمارستانى در جريان مصدوميت مشكوك پسر بچه چهار ساله قرار گرفتند. بلافاصله نيز اكيپى از مأموران پليس به بخش اورژانس بيمارستان اعزام شدند. آنها در نخستين بررسى ها دريافتند كه دقايقى قبل زن ۳۱ ساله با سر و وضعى آشفته پسر بچه خردسال خود را كه هدف اصابت چاقو قرار گرفته بود به بيمارستان منتقل كرده است.

بازجويى از اين زن در حالى آغاز شد كه پزشكان تلاش مى كردند تا جان «عرفان» را نجات دهند. اما افسوس كه چاقو به قلب كوچكش اصابت كرده بود.

«زهرا» در بازجويى هاى پليسى به پرتاب چاقو به سوى پسرش اعتراف كرد و گفت: در حالى كه فكرم به شدت مشغول بود و به آينده زندگى و سرنوشت سياه خود و فرزندانم فكر مى كردم سر و صداى آنها را شنيدم. «محمد» به برادر كوچكترش «عرفان» زور مى گفت. من هم دلم به حال پسر كوچكم سوخت. بنابراين با بى حوصلگى و عصبانيت سرشان فرياد كشيدم و در اعتراض به رفتارشان، خواستم قاشق را به سوى «محمد» پرتاب كنم كه حواسم پرت شد و نفهميدم كه چرا چاقو را پرت كردم.

«محمد» كه از مجروح شدن برادر كوچكترش بشدت ابراز ناراحتى و بى تابى مى كرد با تأييد اظهارات مادرش گفت: مادرم از سر و صداى ما عصبانى شده بود و وقتى ديد كه رب انار را روى فرش و لباس هايم ريخته ام، از كوره در رفت.

به گزارش خبرنگار ما، از آنجايى كه پزشكان احتمال مى دادند با انجام چند عمل جراحى حال «عرفان» رو به بهبود برود، مادر وى از سوى بازپرس كشيك دادسراى قم تحت نظر قرار گرفت. تا اين كه ساعت ۱۱ صبح ديروز پسر بچه پس از چهار روز جدال با مرگ، سرانجام تسليم شد.

با مرگ غم انگيز وى، «غلامرضا رستمى» بازپرس شعبه اول دادسراى عمومى و انقلاب قم دستور بازداشت مادر را صادر كرد. او با ارسال نامه اى به زندان از مسئولان خواست پدر وى را در جريان ماجراى مرگ فرزندش قرار دهند. بعد هم او را به دادسرا منتقل كنند تا دراين باره تصميم گيرى شود.

ارسال به دوستان
تعادل گمشده؛ شبکه‌ های اجتماعی و چالش‌ های روانی نسل نوجوان  عضو کمیسیون اقتصادی مجلس: هنوز جنگ اقتصادی را باور نکرده‌ایم/ اگر می‌خواهیم پیروز شویم، باید از تحلیل‌های غلط دست برداریم غریب آبادی: یک سال گذشت، ایران نه شکست و نه عقب نشست فرهنگستان زبان فارسی واژه «گوشینه» را جایگزین «هدفون» کرد استارت مقتدرانه یا شگفتی‌سازی؛ نگاهی به نبرد ترکیه و استرالیا زمزمه محبت و دروغ مصلحتی؛ جبار باغچه بان (+صدا) استقبال نخست‌وزیر انگلیس از پیشرفت در روند تفاهم ایران و ایران تنکر ترکرز: یک ابرنفتکش دیگر از خط محاصره آمریکا گذشت جنجال بر سر سهمیه آسیایی؛ نماینده سوم ایران چگونه انتخاب می‌شود؟ توافق سینا اسدبیگی با تیم دهوک عراق زیر نظر گل‌محمدی «سلیمی» و «گودرزی» حضورشان در تجمع مخالفت با توافق احتمالی را تکذیب کردند ترامپ: توافق با ایران فردا یکشنبه امضا می شود/ هیچ پولی با ایران رد و بدل نمی‌شود حواشی ساعت میلیاردی سرمربی تیم ملی؛ از نمایش تجمل تا انتقادات اجتماعی وزیر نیرو: برنامه‌ای برای جیره‌بندی آب نداریم چطور نیویورک با سیب بزرگ و فوتبال، اقتصاد را دنبال می کند؟