فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۴۹۶۹۰
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۷ - ۲۸-۰۴-۱۳۹۶
کد ۵۴۹۶۹۰
انتشار: ۰۹:۵۷ - ۲۸-۰۴-۱۳۹۶

مهران مدیری: مطمئنم روزی با شکیبایی کار می کنم!

مهران مدیری: مطمئنم روزی با شکیبایی کار می کنم!
مهران مدیری درباره خسرو شکیبایی نوشته است:« مطمئنم در بهشت، روزی با او کار خواهم کرد، احتمالا در یک تئاتر مشترک که آنجا دیگر، حوصله دارد، حالش خوب است و غمگین نیست.»

به گزارش ایسنا این بازیگر در یادداشتی که در کتاب خسرو شکیبایی از او منتشر شده نوشته است:« از روزی که او را شناختم و از اولین باری که او را دیدم، حالش خوب نبود. اصولا هیچ وقت حالش خوب نبود. منظورم بدحالی جسمانی‌اش نیست. احساس خوشبختی درونی نداشت. از آن آدم‌هایی بود که ذات اندوه را در خود داشت. این در صدایش بود. در لحن گفتارش بود. در چشمانش بود و در حرکت دستانش. شاید با همین اندوه درون، احساس شادی داشت و با همین دلمشغولی‌های درون، خودش را زنده نگه می‌داشت. دوست داشت تنها باشد. دوست داشت خلوت باشد دیگران را به خود راه نمی‌داد، هرگز نفهمیدم چه چیزی خوشحالش می‌کند و چه زمانی حالش خوب است.

برای بازی در «پاورچین» به او تلفن زدم. رفتم خانه‌اش و نشستیم به درد دل. در همه جای خانه بود. مسجمه‌اش، عکس‌هایش، نقاشی‌هایی که از چهره او کشیده بودند، جوایزی که گرفته بود. تصویر آدم‌های مهمی که با او کار کرده بودند و نقطه درخشان کارنامه‌اش، هامون. 

همه جا پر از او بود و او غمگین. مثل کودکی بود که توسط خداوند تنبیه شده باشد. یک بغض نهفته که در گلوی او بود و نمی‌دانم چرا. گفت که می‌آید و در پاورچین بازی می‌کند. فردا به محل فیلمبرداری ما آمد و حرف زدیم. می‌دانستم که نمی‌آید. حوصله نداشت. حقیقت را نمی‌گفت که دل مرا نشکند. حوصله نداشت و رفت. چند سال گذشت. برای بازی در «مرد هزار چهره» به او تلفن زدم و در یک روز برفی دوباره به محل فیلمبرداری ما آمد. غمگین‌تر، شکسته‌تر و بی‌حوصله‌تر.

باز هم می‌دانستم که نمی‌آید. با هم حرف زدیم. حوصله نداشت. باز هم نمی‌خواست که دل مرا بشکند. بهانه آورد و باز هم حوصله نداشت و رفت. نزدیک درب خروجی برگشت،‌مرا بوسید و گفت: من همیشه یک بازی به تو بدهکارم، و رفت، برای همیشه رفت. 

روزی که برای خاکسپاری رفتم، و هزاران نفر آمده بودند تا این پیکر غمگین را به خاک بسپارند و مردم فراوانی که دوستش داشتند و می‌گریستند و مردم فراوان دیگری که آمده بودند با هنرمندان مورد علاقه‌شان عکس بگیرند و عده فراوان هنرمندانی که سعی داشتند به دیگران بفهمانند که ما بیشتر از شما با ایشان دوست بودیم، و در این هیاهوی عظیم، آخرین جمله او را دوباره شنیدم که می‌گفت: من همیشه یک بازی به تو بدهکارم..... مطمئنم در بهشت، روزی با او کار خواهم کرد. احتمالا در یک تئاتر مشترک که آنجا دیگر، حوصله دارد، حالش خوب است و غمگین نیست.
ارسال به دوستان
captcha
رانش زمین در چین ۲۱ کشته برجای گذاشت پیشنهاد رهبری برای محل دفن رهبر شهید چه بود؟ هشدار محققان: آمار ناباروری زنان تا یک دهه آینده به ۸۰ میلیون نفر در جهان می‌رسد دعوای همیشگی مسافر و راننده سر باز کردن و نکردن کولر آغاز شد پیش بینی رگبار، رعدوبرق و گردوخاک برای برخی استان‌های کشور بیانیه سنتکام: پایان حملات به جنوب ایران / ۶۰ قایق سپاه را هدف قرار دادیم ورزش چگونه عضلات پیر را سالم نگه می‌دارد؟ قانون بحث‌برانگیز در اروپا: تمامی خودروها باید در داخل کابین دوربین داشته باشند سپاه: حمله به ۸۵ نقطه از تاسیسات نظامی آمریکا در بحرین و کویت ترافیک سنگین در چالوس و آزادراه قزوین-کرج-تهران خانۀ «انیس‌الدوله، سوگلی ناصرالدین شاه» بعد از 130 سال (عکس) پهپاد یا شاهین؟ / پرنده‌هایی که از باد نمی‌ترسند ب ام و یا خوک؟ طراحی جدید باواریایی ها سوژه میم های اینترنتی شد (+عکس) افشای راز زندگی یک هفته‌ای مرد قاتل با جسد همسرش قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا: مسیر ایران، تنها معبر ایمن عبور از تنگه هرمز است