کد خبر ۵۶۵۴۱
تاریخ انتشار: ۱۴:۳۱ - ۲۰-۰۸-۱۳۸۷
کد ۵۶۵۴۱
انتشار: ۱۴:۳۱ - ۲۰-۰۸-۱۳۸۷

راز قتل پدر در سینه دختر 7 ساله

عصر ایران
او هر موقع كه پدر نبود به خانه ما مى آمد. آن روز بعد از ظهر با وجود اين كه پدرم در خانه خواب بود، آمد. مادرم كاردى را به امير داد و او نيز وارد اتاق شد و به پدرم حمله كرد. من از لاى در اتاق شاهد ماجراى قتل پدرم بودم.

قوه قضائيه براى عاملان مرگ مرد جوانى كه در برابر چشمان دختر خردسالش به قتل رسيده است، تقاضاى قصاص كرد. «مينا» كوچولو - دختر مقتول - با گذشت هفت ماه، راز اين جنايت پنهان را در ميهمانى خانوادگى فاش كرد.

به گزارش ایران، ۲۴ خرداد سال ۸۵ زن جوانى با مراجعه به پليس از ناپديد شدن ناگهانى شوهر ۳۷ ساله اش به نام «حسين» خبر داد.

در حالى كه تجسس هاى پليسى براى يافتن مرد گمشده آغاز شده بود، چند روز بعد اين زن به همراه برادر شوهرش نزد پليس رفت و ادعا كرد كه با تلفن فرد ناشناسى متوجه زندگى پنهانى شوهرم با زن جوانى شده ام و آنان در شمال كشور زندگى مى كنند.

بدين ترتيب پرونده فقدانى كه در اين رابطه تشكيل شده بود با اعلام رضايت خانواده مرد مختومه اعلام گرديد.

هفت ماه از اين ماجرا گذشت كه يك روز «مينا» - هفت ساله - دختر حسين در يك ميهمانى خانوادگى با زبان كودكانه نزد عمويش راز جنايت مادرش را كه با همدستى يك مرد ناشناس، پدرش را به قتل رسانده بود فاش كرد.

با افشاى اين جنايت، برادر مقتول به همراه «مينا» كوچولو به دادسراى جنايى تهران مراجعه كردند و دختربچه در نزد بازپرس جنايى درباره روز جنايت گفت: در روز حادثه، پدرم قبل از صرف ناهار با من كلى بازى كرد، اما وقتى غذا خورد، بلافاصله به خواب رفت. با اصرار مادرم به اتاق رفتم تا بخوابم. هنوز كاملاً به خواب نرفته بودم كه زنگ خانه به صدا درآمد، از خواب بيدار شدم از لاى در اتاق مرد جوانى كه امير نام داشت را ديدم. او هر موقع كه پدر نبود به خانه ما مى آمد. آن روز بعد از ظهر با وجود اين كه پدرم در خانه خواب بود، آمد. مادرم كاردى را به امير داد و او نيز وارد اتاق شد و به پدرم حمله كرد. من از لاى در اتاق شاهد ماجراى قتل پدرم بودم.

وى در ادامه گفت: آنها پدرم را داخل روفرشى پيچيدند، ديگر پدرم را نديدم.

با اظهارات دختر بچه، پليس روز پنجشنبه ۵ بهمن ،۸۵ زن خيانتكار و پسر جوان را بازداشت كرد. آنها در برابر اظهارات تنها شاهد جنايت نتوانستند سكوت كنند.

«زهره» در بازجويى گفت: «امير» پسردايى صاحبخانه مان بود و با خودرو مسافركشى مى كرد. در همين رفت و آمدها بين ما رابطه دوستى برقرار شد. من كه از دست شوهرم ناراحت بودم، نقشه قتل او را كشيدم.

«امير» نيز در بازجويى در نزد بازپرس جنايى گفت: من به تنهايى مرتكب قتل شدم و وقتى مقتول در خواب بود، او را با كارد به قتل رساندم. سپس جسدش را با خودروام به جاده تهران - كرج بردم و در بيابان رها كردم.

با اعترافات تكان دهنده متهمان، «امير» به عنوان عامل اصلى جنايت و «زهره» به اتهام معاونت در قتل روانه زندان شدند.

در دادگاه

در جلسه علنى محاكمه متهمان كه در روز پنجم اسفند ۸۶ در شعبه( 74) دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى «حسينى كوه كمره اى» برگزار شد، نماينده دادستان و اولياى دم خواستار مجازات عاملان جنايت شدند، اما ۵ قاضى پرونده به اين دليل كه ولى صغير - پدر زهره- خود متهم پرونده است و عموى دختربچه نيز هنوز موفق به دريافت قيموميت وى نشده بود، از رئيس قوه قضائيه خواستند تا در مورد قصاص يا رضايت به عفو يا دريافت ديه اعلام نظر كنند.

«ميرحجازى» - مشاور رئيس قوه قضائيه - با بيان اين كه فرصت براى دريافت ديه هميشه باقى است و بعد از صدور حكم و قطعيت آن تا زمان استيذان و اجراى حكم زمان زيادى وجود دارد، از دادگاه درخواست قصاص كرد.

با روشن شدن ايراد قضايى پرونده و اظهار نظر قوه قضائيه به سرپرستى از طفل صغير، عاملان جنايت بزودى در دادگاه علنى از خود دفاع خواهند كرد.
 
ارسال به دوستان
خواهر هادی ساعی در ناگویا؛ مهروز ساعی با استایل متفاوت در حاشیه بازی‌ها خانه هایی که انگار از سیاره ای دیگر به زمین آمده اند! (+تصاویر) راز ستاره پرنور آسمان صبحگاهی؛ این جرم آسمانی در واقع یک ستاره نیست! آشنایی با خطرات باتری خودرو؛ از اسید سولفوریک تا احتمال انفجار اگر تمام کشتی‌های دنیا را از آب خارج کنیم، سطح دریاها تغییر می‌کند؟ از مکه تا لندن؛ چرا پادشاهان و حاکمان با قهوه دشمنی می کردند؟ روزنامه خراسان: با منطق زور باید از دشمن امتیاز سیاسی بگیریم افزایش طول عمر با فشار روی استخوان‌ها! تحقیق جدید: کامپیوترهای کوانتومی شاید رمزنگاری بانک‌ها را فقط در ۳ روز بشکنند اقلیت پرسروصدا از حضور گسترده مردم در صحنه بیمناک هستند مولتی ویتامین چیست و آیا مصرف آن واقعاً مفید است؟ تصاویر پاییزی رابعه اسکویی با پیامی متفاوت برای روزهای سخت مردم ایران 3 تا 5/3 ميليون شغل از دست رفته است عکس آتلیه‌ای «کنسول فرانسه در رشت» در زمان ناصرالدین شاه مانی و انقلاب در تاریخ تصویرگری؛ وقتی نقاشی به زبان بیان اندیشه تبدیل شد