فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۶۶۹۹
تاریخ انتشار: ۲۳:۲۰ - ۲۱-۰۸-۱۳۸۷
کد ۵۶۶۹۹
انتشار: ۲۳:۲۰ - ۲۱-۰۸-۱۳۸۷

مهاجرانی و معجزه آینه گردانی آفتاب و ماه

عصر ایران
سید عطاء الله مهاجرانی - سایت شخصی

آقای مدیر گفت سال های سال است که هر چه فکر می کنم با عقلم جور در نمی آید که: جهان را خالقی باشد خدا نام! کاشکی در زمان پیامبران بودم و با دیدن معجزه ای دلم آرام می گرفت! حاج آخوند گفت: معجزه انسان های ناتوان و کوتاه بین را خرسند می کند. انسان اهل اندیشه که به معجزه نیاز ندارد، هستی سرشار از معجزه است. اصلا شما به من بگویید چه چیزی معجزه نیست!

احمد پسر عمویم توی گوشم گفت: این خانه خراب خدا را قبول ندارد! اگر حاج آخوند نبود منقل آتش را می ریختم سرش! برای من هم باورش و تصورش سخت بود. اصلا اولین باری بود که می دیدم و می شنیدم کسی خدا را قبول ندارد. پیش خودم می گفتم یک وقتی خدا آقای مدیر را سنگ نکند. یا نصف بدنش مثل سگ یا بز بشود. می گفتند چند وقت پیش یک کسی قرآن را پاره کرده بود و در جا صورتش مثل سگ شده بود با دست و پا و تنه خودش. به جای حرف زدن می گفتند پارس می کند. هیچ کس ندیده بود همه شنیده بودند!

تلخی شک را در دل وبر زبانم احساس می کردم. حاج آخوند گفت اقای مدیر دو واقعه را با هم مقایسه کنیم. اگر درختی از جایش حرکت کند. مثلا صبح که به چما می رویم ببینیم درخت آلبالوی جلو مدرسه دارد در کنار نهر مثل کشتی حرکت می کند. این معجزه است یا نه؟

آقای مدیر گفت بله معجزه است. می گویند کفار هم به پیامبر اسلام گفتند اگر راست می گویی و پیامبر خدایی بگو آن درخت به نزد تو بیاید و آمد. آقای مدیر لبخند زد که یعنی نیامد! حاج آخوند گفت: اما مورد دیگر. رابطه خورشید و زمین و ماه. ماه برای زمین مثل آینه رفتار می کند. نور خورشید را باز تاب می دهد. هر شب به اندازه ای! هیچکدام هم در جای خود ثابت نیستند. خورشید چهارصد برابر ماه است و فاصله اش با زمین هم چهارصد برابر است!

همین شب و روز و تابیدن ماه و نور خورشید؛ آقای مدیر از راه افتادن درخت عجیب تر نیست؟ ما مثل ماهی هستیم که نمی داند توی آب زندگی می کند. البته ماخیال می کنیم نمی داند. هر روز که آفتاب طلوع می کند؛ معجزه است. ماه که می تابد معجزه است. بهار و پاییز معجزه است. آب معجزه است. آتش معجزه است. گل ها و پرنده ها معجزه اند. یک مشت خاک معجزه است. یک برگ درخت صنوبر، یک شکوفه آلبالو معجزه است. آقای مدیر برایت بخوانم!

آقای مدیر از سخنان حاج آخوند گرم و برافروخته بود. چشمانش سرشار از بهت و شادمانی بود. سرش را به نشانه تایید تکان داد.
حاج آخوند آرام و زمزمه گونه با آواز خواند.غزل آینه گردانی ماه و خورشید...

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند

جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست
ماه و خورشید همین آینه می‌گردانند

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا
ما همه بنده و این قوم خداوندانند

مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم
آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند
وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد
که در آن آینه صاحب نظران حیرانند

آقای مدیر من بیشتر از چهل سال است با آفتاب و ماه نظر بازی می کنم. ذره ای از حیرتم کاسته نشده. هنوز مست این اینه گردانی ام. شما تا به حال در آینه ی ماه خودتان را دیده اید! آقای مدیر دستش را دراز کرد و سرانگشتان حاج آخوند را گرفت. حاج آخوند دست راستش را بر شانه آقای مدیر گذاشت و این بار با صدای بلند خواند: ماه و خورشید همین آینه می گردانند.

پدر بزرگم دستمالش را از توی جیب درآورده بود تا اشک هایش را پاک کند.
حاج آخوند گفت: مثل حافظ نگاه کنیم. آینه گردانی ماه و خورشید...معجزه درخشنده تر از این !
ارسال به دوستان
captcha
دستور وزیر ورزش برای معافیت سربازی قهرمانان ای‌فوتبال ایران کنایه رسانه‌های چینی به ایران پس از صدرنشینی و حذف تیم امید مناقشه بر سر آیندۀ هوش مصنوعی/ از اصل ماجرا غافل‌ایم! روبیو: توافق با ایران به کار سخت در یک بازه زمانی نیاز دارد کنایه خداداد عزیزی به فدراسیون پس از حذف تیم امید؛ «چه بیانیه‌ای می‌دهید؟» مهدی ترابی جراحی شد؛ غیبت ستاره ایران در جام ملت‌های آسیا قطعی شد بسکتبال سه‌نفره ایران در آستانه دو بازی حساس برای رسیدن به مدال ناگویا محاکمه اشرف حکیمی در فرانسه بر سر اتهام تجاوز تأیید شد محسن رضایی: قرار شد آقای عراقچی شروط ایران را به واسطه‌ها ابلاغ کنند واژگونی وانت مزدا در محور هفت‌باغ کرمان؛ ۲ فوتی و ۲۱ مصدوم وزیر نفت از افزایش سقف حقوق کارکنان عملیاتی صنعت نفت خبر داد تصادف زنجیره‌ای در محور بجنورد ـ سملقان یک کشته و پنج مصدوم داشت پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل: نمی‌توانیم بگذاریم همه از تنگۀ هرمز بهره ببرند اما ایران از آن محروم باشد بانک ملی برای تسویه بدهی‌های معوق، بخشودگی جرایم در نظر گرفت آنچه استاد شجریان نخواند، از آنچه خواند مهم‌تر بود