کد خبر ۵۹۰۰۰۷
تاریخ انتشار: ۱۳:۵۷ - ۱۱-۱۱-۱۳۹۶
کد ۵۹۰۰۰۷
انتشار: ۱۳:۵۷ - ۱۱-۱۱-۱۳۹۶

زنی که فرزند 2 ساله‌اش با ضربات شوهرش به قتل رسید: او را نبخشم چه کنم، من که در این دنیا کسی را ندارم

7 ماه قبل تحقیق درباره مرگ دلخراش پسر سه ماهه‌ای به نام «پرهام» در دستور کار مأموران پلیس آگاهی قرار گرفت. نوزاد درحالی به بیمارستان حضرت رسول(ص) منتقل شده بود که بر اثر ضرب و شتم شدید در وضعیت وخیمی به سر می‌برد و با وجود تلاش پزشکان پس از 12 روز جدال با مرگ جان باخته بود.

ایران نوشت: پس از اعلام نظر پزشکی قانونی درباره علت مرگ نوزاد، پدرش به اتهام قتل عمد دستگیر شد. متهم در بازجویی‌ها در حالی که گریه می‌کرد، گفت: «همسرم، خانه نبود و من که به‌خاطر مسائل ومشکلات خانوادگی عصبانی بودم، یک لحظه از گریه‌های «پرهام» کلافه شده و از خود بیخود شدم و چند مشت به سرش زدم که بیهوش شد و بعد هم جان سپرد. اما حالا بشدت پشیمانم و درخواست عفو و بخشش دارم»

با توجه به اینکه چندی پس ازقتل، همسر متهم با حضور در دادسرا از خون پسرش گذشته بود پرونده برای رسیدگی از جنبه عمومی جرم به شعبه چهارم دادگاه کیفری به ریاست قاضی اصغر عبداللهی و با حضور قاضی واعظی-مستشاردادگاه- ارسال شد.

در ابتدای جلسه دیروز، مادر «پرهام» در جایگاه ایستاد و در حالی که همچنان با شنیدن نام فرزندش گریه می‌کرد، درباره علت گذشت خود گفت: «من از حق قصاصم می‌گذرم چون جز شوهرم که حالا به‌عنوان قاتل فرزندم اینجا نشسته، کسی را دراین دنیا ندارم و باید به ناچار با او زندگی کنم. و...»

وقتی نوبت به متهم رسید او ابتدا به طرف همسرش رفت و دستان او را بوسید و سپس به قضات گفت: «من هم جز همسرم کسی را ندارم....من نانوا هستم، ١٣‌سال است که مشغول این کارهستم. تا قبل از این حادثه هم در یک نانوایی کار می‌کردم. تا سوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده‌ام و وضع مالی‌ام هم خوب نیست اما به نان شب هم محتاج نبودیم. آن روز بشدت عصبی شده بودم و به همین خاطر شش ضربه به سر و صورت پرهام زدم. وقتی دیدم صورتش ورم کرد و کبود شد سریع او را به بیمارستان بردم اما پزشکان گفتند حالش وخیم است و به احتمال زیاد به بیمارستان دیگری منتقل شود. همان جا هم پلیس سراغ ما آمد و سؤال و جواب کرد. فکر می‌کنم مسئولان بیمارستان موضوع را به پلیس اطلاع داده بودند.

پسرم چند روزی در آن بیمارستان بستری بود. البته پزشکان قطع امید کرده بودند و به ما گفتند که خونریزی مغزی کرده و احتمال زنده‌ ماندنش خیلی کم است. بعد از ١٢روز هم در همان بیمارستان فوت کرد. همسرم تا چند روز قبل از مرگ پرهام نمی‌دانست من این بلا را سر پسرم آورده‌ام تا اینکه خودم همه چیز را به او گفتم. ما دو سال قبل ازدواج کرده‌ایم.

با اینکه مادرم او را برایم انتخاب کرده بود اما بقیه اعضای خانواده‌ام با این وصلت موافق نبودند و اختلاف‌های ما هم از همان جا شروع شد. آنها می‌خواستند ما از هم جدا شویم. حتی بعد از اینکه دستگیر شدم آنها شرط گذاشتند که اگر زنم را طلاق بدهم سند می‌گذارند و آزادم می‌کنند. اما من همسرم را دوست دارم و این کار را نمی‌کنم. و...»

در پایان جلسه محاکمه و با توجه به اعلام رضایت اولیای دم، قضات وارد شور شدند تا درباره مجازات متهم تصمیم بگیرند.

ارسال به دوستان
captcha
عضو فرهنگستان علوم پزشکی: با همه موانعی که درست کرده ایم، میل به مهاجرت کادر درمان کاهش نیافته درخواست ترامپ از ماسک برای لغو محدودیت‌های استارلینک در اوکراین پوتین: در صورت شکست مذاکرات، اهداف عملیات نظامی در اوکراین را محقق خواهیم کرد ادعای ترامپ: ما خیلی زود کار ایران را تمام خواهیم کرد؛ به یک شکل یا شکل دیگر آیت‌الله جوادی آملی: مدافعان کشور دست بر ماشه باشند؛ مبادا لحظه‌ای غافل شوند ورود دادستانی بم به پرونده تنبیه بدنی دانش‌آموز در دهبکری سیل در سلماس و ماکو/ ۲ نفر کشته و ۲ نفر مفقود (+عکس) جدیدترین دفاعیات در برابر اتهام‌های تخم مرغ؛ این افسانه‌ها را دور بریزید تصویر آتلیه‌ای «دختر ایرانی با تاج گل»؛ دوران قاجار حرف SP در روغن موتور به چه معناست؟ آلوارس؛ بهشت پنهان ایران/ روستایی که مه و آبگرم آن را جادو کرده (+عکس) نکاتی درباره «پیاده‌روی لنفاوی» راز دماغه متحرک کنکورد؛ شاهکار مهندسی که در هواپیماهای امروزی تکرار نمی‌شود برنج سفید یا قهوه‌ای؛ کدام برای کنترل قند خون بهتر است؟ یک کشور به‌تنهایی ۸۴۳ زبان دارد(+اینفوگرافیک)
نظرسنجی
پیش بینی شما: قبل از انتخابات آمریکا، به ایران حمله می شود؟