فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۹۵۲۱
تاریخ انتشار: ۱۶:۵۴ - ۲۴-۰۹-۱۳۸۷
کد ۵۹۵۲۱
انتشار: ۱۶:۵۴ - ۲۴-۰۹-۱۳۸۷

يك روز زندگي/ داستان کوتاه و خواندنی

دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود.


پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.


به پر و پاي فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي، تنها يك روز ديگر باقي است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن."


لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار مي توان كرد؟ ..."


خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمي‌يابد هزار سال هم به كارش نمي‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و يک روز زندگي كن."


او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي‌درخشيد، اما مي‌ترسيد حركت كند، مي‌ترسيد راه برود، مي‌ترسيد زندگي از لا به لاي انگشتانش بريزد، قدري ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده‌اي دارد؟ بگذارد اين مشت زندگي را مصرف كنم.."


آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگي را به سر و رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد مي‌تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال بزند، مي‌تواند پا روي خورشيد بگذارد، مي تواند ....


او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به دست نياورد، اما ...


اما در همان يك روز دست بر پوست درختي كشيد، روي چمن خوابيد، كفش دوزدكي را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه او را نمي‌شناختند، سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.


او در همان يك روز زندگي كرد.


فرداي آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسي كه هزار سال زيست!"


زندگي انسان داراي طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن مي انديشيم، اما آنچه که بيشتر اهميت دارد، عرض يا چگونگي آن است.


امروز را از دست ندهيد، آيا ضمانتي براي طلوع خورشيد فردا وجود دارد!؟



پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
آمپول‌های لاغری یا ورزش؟ روزنامه اطلاعات: فروش دلار به شهروندان، دمیدن بر تنور تورم نیست؟ هرگز بعد از این ساعت چرت نزنید؛ خوابی که می‌تواند شبتان را خراب کند + یک قانون طلایی برای چرت روزانه شروع غیرعادی فصل آنفلوانزا؛ سویه H1N1 با جهشی تازه بازگشته است در فرانسه چه خبر است/ راست افراطی در کمین اعتراضات چهرۀ متفاوت «مظفرالدین شاه» در اوایل جوانی نمایش آخر لیونل مسی؛ تازیانۀ زمان بر تن نابغۀ دوران دستاورد بزرگ پزشکان چینی؛ تومور ریه جنین در داخل رحم مادر جراحی شد چرا یک گالن زهر عقرب زرد فلسطینی ۳۹ میلیون دلار قیمت دارد؟ کیهان و اصرار بر اتخاذ «آرایش جنگی کامل» این ادویه محبوب حافظه‌تان را تقویت می‌کند؛ چطور و چقدر مصرف کنیم؟ این رشته نخ، یک موتور است! صدای دو انفجار در سیریک شنیده شد چرا پاها داخل کفش این‌قدر بدبو می‌شوند؟ علت واقعی بوی ناخوشایند چیست؟ تغییر الگوی خرید خانوارهای ایرانی: از کیفیت به کمیت؛ از تعویض به تعمیر؛ از ماهانه به روزانه